0

دو مأمور پست

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

دو مأمور پست
یک شنبه 17 دی 1391  12:30 AM

دانشمند محترم آقاى احمد امين نقل ميكرد كه شخص مورد اطمينانى براى من نقل نمود كه دو نفر مأمور پست بمنظور زيارت قبر آقا امام حسين ع تهران را ترك كردند و چون دولت اجازه مسافرت بعتبات مقدسه را بكسى نمى داد، ناچار از راه قاچاق رفتند، در بيابان شوره زارى گرفتار شدند و بقدرى تشنگى بر آنها فشار آورد كه يكى از آنها از تشنگى مُرد و ديگرى بفضل خدا از مهلكه خود را نجات داد و تندرست نزد خانوده خود آمد پس از مدتى دوست و همكار خود را در خواب ديد كه در باغ زيبائى باكمال راحتى بسر ميبرد از حال او پرسيد، گفت : خدا را شكر و ستايش ميكنم كه ببركت آقا سيد الشهداء اباعبداللّه الحسين ع كاملا راحتم ولى عقربى همه روزه پيش من مى آيد و انگشت ابهام پايم را نيش ‍ مى زند و بقدرى مرا رنج مى دهد كه نزديك است جان بدهم ، گفتم ناراحتى تو از براى چيست ؟
گفت بمن خبر داده اند كه اين ناراحتى براى اينستكه يكروز به خانه فلان دوستم مهمان شدم و ضمن اينكه بادوست خود باقلا ميخوردم چاقوى كوچكى از خانه او سرقت نمودم و آنرا در گوشه سمت چپ فلان نقطه خانه ام پنهان ساخته ام از تو انتظار دارم كه به خانه من بروى و سلام مرا به همسر و فرزندانم برسانى و از قول من به او بگوئى كه چاقو را بتو بدهند و بصاحبش برگردانى و از او براى من طلب بخشش نمائى شايد خداوند از سر خطاى من درگذرد.
اين شخص ميگويد طبق خوابى كه ديده بودم عمل نمودم مرتبه ديگر دوستم را در خواب ديدم كه در منتهاى راحتى و خوشى است و از من تشكر و سپاسگذارى نمود.(1)
چه قبولت افتد؟گركه جان ندهم بپاى تو ياحسين

من و زيستن چكنم اگرنشوم فناى توياحسين

تو چو آفتاب برآمدى ز كران مشرق هستيم

منم آن ستاره كه دل نهاده روشناى تو ياحسين

تو مرابه جذبه كشانده اى تومرا زغير رهانده اى

به اشارتى كه توخوانده اى شدم آشناى توياحسين

به قنوت نافله غمت چه شبانه ها كه نخوانده ام

كه به استجابت بيكران رسم از دعاى تو ياحسين

----------------------------------------
1-زندگانى عشق، نقل از راه تكامل، ج 3، ص 150.
----------------------------------
على مير خلف زاده

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها