چرا شيعه در هنگام وضو پاها را مسح ميكنند، اما اهل سنت پاها را ميشويند، عمل كدام گروه مطابق با نظر
پنج شنبه 27 آبان 1389 7:53 AM
چرا شيعه در هنگام وضو پاها را مسح ميكنند، اما اهل سنت پاها را ميشويند، عمل كدام گروه مطابق با نظر قرآن است؟
در وضو، چهار عضور از حكم خاصي برخوردارند اين چهار عضو عبارتند از:
1و2. صورت و دستها تا آرنج.
3و4. سر و پاها.
قرآن درباره دو عضو نخست ميفرمايد:
«فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلي المرافق».
و درباره دو عضو ديگر ميفرمايد:
«فامسحوا بروسكم و أرجلكم إلي الكعبين».
شما اين دو جمله را زير هم قرار دهيد (به نحوي كه قرار گرفته است) آنگاه درباره آن دقت كنيد در اين موقع داوري خواهيد نمود كه وحي الهي دستور ميدهدكه:
صورت و دستها را بشوييم: «فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلي المرافق».
سر و پاها را مسح كنيم: «فامسحوا بروسكم و أرجلكم إلي الكعبين».
و انديشه شستن پاها كاملاً با ظاهر آيه مخالف بوده، و كساني كه پاهاي خود را به جاي «مسح» ميشويند، تحت تأثير فتواي امام مذهب فقهي خود قرار گرفته، برخي از آنان از دلالت آيه بر خلاف آن آگاهند، اما چه كنند؟ اسير تقليد بي چون و چرا ميباشند.
اگر واقعاً، وظيفة وضو گير، شستن پاها است شايسته بود كه لفظ « أرجلكم» در كنار« أيديكم » قرار گيرد و بفرمايد: « فاغسلوا وجوهكم و أيديكم و أرجلكم إلي الكعبين».
و اگر تأخير و ذكر آن در ذيل جمله دوم به خاطر بيان ترتيب عمل وضو است ( شستن پا پس از مسح سرانجام گيرد) لازم بود بفرمايد:
«و امسحوا رؤوسكم و اغسلوا أرجلكم إلي الكعبين».
در حالي كه هيچ كدام انجام نگرفته و لفظ « أرجلكم» زير مجموعه « و امسحوا » وارد است و اين نشانه اين است كه وظيفه وضو گير در مورد پاها، مانند سر، مسح است.
قرآن مجيد، كتاب هدايت و بيانگر وظايف اسلامي به زبان عربي آشكار است، هرگز نبايد در بيان چنين وظيفه خطير كه براي مسلمانان هر روز مطرح است راه اجمال و ابهام پيش گيرد، آنچنان بايد آشكار سخن بگويد، كه هر عرب زبان و عربي داني از آن بهره گيرد.
و لذا ابن عباس از سرپيچي مردم از ظاهر قرآن، سخن ميگويد و ميفرمايد:
«نزل القرآن بالمسح و أبي الناس إلا الغسل.»(تفسير طبري:6/82؛ تفسير ابن …2/27.)
[قرآن درباره پاها دستور مسح داده ولي مردم جز شستن به چيزي تن ندادند.]
و لذا گروهي از علماي اهل سنت بر دلالت آيه بر مسح پاها، اعتراف كرده هر چند عملاً مخالفت نمودهاند، و برخي براي احتياط ميان مسح و غسل جمع ميكنند، و برخي با اعتراف به دلالت آيه بر مسح ميگويند علت «شستن پا» اين است كه شستن از نظافت بالايي برخوردار است، تو گويي خداي حكيم از فلسفه بافي آنان آگاه نبوده و – لذا – نظافت پايين را تكليف كرده است.
خلاصه گروهي با اعتراف بر ظاهر آيه بر لزوم مسح پاها، اعذاري براي مخالفت خود با ظاهر آيه تراشيدهاند و هم اكنون اسامي برخي از آنان را ميآوريم:
1. ابن حزم متوفاي (456) ميگويد: ان القرآن نزل بالمسح، قال الله تعالي: « و امسحوا برووسكم و أرجلكم » و سواء قرء بخفض اللام أو فتحها هي علي كل حال عطف علي الرؤوس؛ (المحلي:2/56،شماره 200.) قرآن درباره پاها حكم به مسح كرده است، و آيه نيز همين را ميرساند خواه لفظ « و أرجلكم» را به كسره بخوانيم يا به فتح و در هر حال عطف بر «رؤوسكم» ميباشد».
2. قرطبي (متوفاي671) مينويسد: حجاج بن يوسف در اهواز سخنراني كرد، و آيه وضو را تلاوت نمود، و اصرار ورزيد كه حتماً پاها را بشوييد زيرا چيزي آلودهتر از پاهاي انسان نيست.
انس بن مالك كه از اصحاب پيامبر است اين سخن را شنيد، گفت صدق الله و كذب الحجاج « خدا راست گفته و حجاج دروغ ميگويد»، خدا به مسح پاها فرمان داده است، چنان كه ميگويد: « فامسحوا برؤوسكم و أرجلكم» سپس از عامر شعبي نقل ميكند كه جبرئيل در مورد پا حكم مسح را آورده و لذا در تيمم آنچه در وضو شسته ميشود باقي مانده و آنچه كه مسح ميشود، لغو گشته است.
و قتاده نيز گفته است خدا دو شستن و دو مسح بر ما واجب كرده است. (الجامع لأحكام القرآن:6/92.)
3. علي بن برهان الدين حلبي ( متوفاي 1044هـ .) ميگويد: جبرئيل آنگاه كه به رسول خدا وضو را آموزش داد، فرمان به مسح پا داد، سپس ميگويد محيي الدين ميگويد: مسح دو پا ظاهر كتاب است. (السيره الحلبيه:1/28.)
اينها نمونههايي از بزرگان اهل سنت كه به دلالت قرآن بر مسح اعتراف صريح دارند.
تفسير آيه از طريق اعراب آن
درگذشته يادآور شديم كه آيه وضو مركب از دو جمله كامل است كه يكي بيانگر حكم صورت و دستها، و ديگري بيانگر حكم سر و پاها است.
درباره حكم نخست ميفرمايد:
«فاغسلوا وجوهكم و أيديكم إلي المرافق».
و درباره حكم دوم ميفرمايد:
«فامسحوا برؤوسكم و أرجلكم إلي الكعبين».
اكنون سخن در اينجا است كه آيا واژه « وأرجلكم» به كجا عطف شده است، و به تعبير ديگر: معطوف عليه آن چيست.
مفسران شيعه ميگويند: معطوف عليه آن همان لفظي است كه در كنار آن قرار گرفته است يعني « برؤوسكم».
چيزي كه هست اين است كه در واژه « وأرجلكم» دو قرائت هست:
قرائت جر «وامسحوا برؤسكم و أرجلكم».
قرائت نصب «وامسحوا برؤوسكم و أرجلكم».
بنابر قرائت جر كه چهار قاري(ابن كثير، وابو عمرو، حمزه، عاصم به روايت ابي بكر.) از قراء سبعه وفق آن قرائت كردهاند حكم آن واضح است و آن اين كه معطوف بر ظاهر « برؤوسكم» ميباشد، و طبعاً هر دو عضو،حكم يكسان (مسح ) خواهند داشت.
و بنابر قرائت نصب كه سه قاري از قراء سبعه وفق آن قرائت كردهاند عطف بر محل «برؤوسكم» ميباشد زيرا محل آن به حكم اين كه مفعول و «وامسحوا» است منصوب ميباشد و عطف بر محل در كلام عرب و قرآن شايع است از باب نمونه:
«إن الله بريء من المشركين و رسوله».توبه/3
در اين آيه واژه « ورسوله» به محل« الله » كه به ظاهر منصوب واز نظر محل مرفوع است، عطف شده است.
خلاصه اين كه بر هر دو قرائت لفظ « وأرجلكم» معطوف بر « برؤوسكم» است گاهي بر ظاهر و گاهي بر محل و نتيجه هر دو قرائت مسح پا است.
ولي كساني كه معتقد به شستن پاها هستند در تفسير اعراب آيه در تنگناي عجيبي قرار گرفته اند و ناچار شدهاند هر دو قرائت را به صورت بسيار ناكام و غير مقبول تفسير كنند.
ما اكنون نظر آنان را در بيان معطوف عليه منعكس ميكنيم
آنان به جاي اين كه « وأرجلكم» را بر لفظي كه در كنارش هست عطف كنند، آن را بر لفظ«وجوهكم» كه در جمله پيشين است عطف مينمايند، در حالي كه اين عطف برخلاف ظاهر و بر خلاف قواعد عربي ميباشد.
اما اينكه بر خلاف ظاهر آيه است ما اين را با طرح مثالي روشن سازيم.
فردي ميگويد:
اكرمت زيداً و عمراً – و مررت ببكر و خالد.
هر گاه اين دو جمله را به دست عرب زبان يا عربي داني بدهيم، و از او بپرسيم لفظ «خالد» بر كدام از دو لفظ عطف شده است، آيا بر لفظ « بكر» كه در كنارش قرار گرفته يا بر واژه « عمرو» كه در جمله پيشين وارد شده است، مسلماً آن را بر اسمي كه در كنارش هست عطف ميكند و ميگويد:
اين شخص دو كار صورت داده است:
زيد و عمرو را احترام كرده.
و بكر و خالد را نيز در كوچه و خيابان ديده است.
و به فكر هيچكس نميرسد كه خالد محكوم به حكم جمله پيشين باشد و مثال ياد شده همگون با آيه مباركه است.
واما بر خلاف قواعد عربي است، زيرا بنابر اين تفسير بين معطوف « وارجكم » و معطوف عليه « وأيديكم» جمله بيگانه يعني « وامسحوا» قرار گرفته است، و چنين كار چون مايه اشتباه و التباس است در كلام فصيح وارد نميشود و بزرگان اهل سنت بر اين حقيقت تصريح كردهاند.
آية الله جعفر سبحاني،سيماي فرزانگان ج 2
به نقل از سايت تبيان
منبع : http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=5309
کتابخانه الکترونیکی شهید غلامرضا زهره منش
بزرگترین سازنده کتابخانه های جامع موبایل و کامپیوتر در اینترنت