شهیداحمدکاظمی
سه شنبه 12 دی 1391 1:52 PM
همان نگاه و برخورد اول، افراد کارآمد را از مدعیان تشخیص میداد . به کسانیکه کارآیی نداشتند، مسئولیتی کوچک هم نمیداد،چه برسد به مسئولیتهای حساس. گاه میشد یک مسئول را به خاطر بیلیاقتی به «آپاراتی لشکر»میفرستاد تا در آنجا پنچری بگیرد. در زمان جنگ هم چه بسیار بودند کسانی را که به خاطر بیلیاقتی و عدم اطاعت از فرمانده، به «بلوک زنی مهندسی» فرستاده بود. مسئولیتهای مهم از نظر او مسئولیتهایی بود که با بیت المال سروکار داشت. به شدت با تخلفها ی فرماندهان و مسئولان برخورد میکرد. به هیچ وجه اجازه نمیداد از بیت المالی که در اختیارش بود، کوچکترین سوءاستفاده یی شود. تشویقهایش هم روی دو اصل بود؛ اول حفظ بیتالمال و نگهداری؛ دوم انجام درست وظایف محوله . آن هم بیشتر برای نیروهای جزء بود و سختگیریها و تنبیهها برای مسئولان . از تمام ریز مسائل هم اطلاع داشت و هم وارد میشد. چون خود درجنگ و در صحنه عملیاتها ازنزدیک حضور داشت، به همه ی جزئیات امور اشراف داشت و زحماتی که کشیده میشد را به خوبی شناسایی میکرد و به آن ارج مینهاد. هیچ نیازی به گزارش مکتوب نداشت؛ با یک بازدید به همه ی جوانب کار پی میبرد. بازدیدهایش اغلب سرزده و بدون اطلاع و زمان مشخصی بود؛ طوری که همه حضورش را حس میکردند و هرلحظه آماده رسیدنش بودند. حتی سرباز رانندهاش، تنهایی هم که بود، جرأت تخلف نداشت و همه ی دستورالعملهای او را رعایت میکرد؛زیرا احتمال میداد که حاجی مطلع شود. بزرگترین تنبیه برای نیروها و مسئولان، نارضایتی حاجی و بهترین تشویق برای آنها، لبخند رضایتش بود؛ اگرچه خیلی دیر از کاری ابراز رضایت میکرد. همه میدانستند در تخلفها باکسی عقد برادری نبسته است و هیچکس حاشیه امنی در تخلفات نداشت. در یک کلام، کسی میتوانست در برابر او دوام بیاورد که بسیار منضبط جدی و مصمم و متعهد و مطیع باشد. تشویق، توجه و تقدیرش، لذت دنیا را داشت. همین که کسی میفهمید، حاجی او را زیرنظر دارد و از کارش رضایت دارد، برایش بس بود. کسی را سراغ ندارم که مدتی زیر دست حاج احمد کاظمی بوده باشد، (حتی با چند واسطه) و به این زیردستی افتخار نکند، حتی اگر مورد تنبیه واقع شده باشد. این استحکام اراده ، قاطعی تو جدیتش درحالی بود که، او مجسمه ی خلوص و تواضع بود. خاکی بودنش انسان را به تحیر وا میداشت. او به سوی شهادت رفت، اما شخصیت او به سوی قشر عظیمی ازجوانان آمد تا او را بشناسند و خود را به او نزدیک کنند.