متن ادبی «خون جوشان خدا»
جمعه 8 دی 1391 11:57 AM
اشارات :: شهریور 1385، شماره 88
همیشه ممتاز بودهای؛ حتی هنگام تولدت؛ تولدی که تبریک و تسلیت را در کنار هم دارد.
آری، (حرب) نام مناسبی نیست برای صاحب گهوارهای که کرامتش شفا میدهد فرشته را؛ کسی که در ماه تولدش، هیچ نوری خاموش نشده و هنگام شهادتش، ستارهای طلوع نکرده است. شاید مادر نگران شده باشد برایت، شاید پدر ـ با همه صلابتش ـ شانههایش لرزیده باشد در غم تو، اما با شنیدن اینکه دنباله این نور از دامان بینهایت تو برمیخیزد، همه این غمها را میتوان شادمان هم شد.
حالا این پرچم سرخ یاد توست که لحظهای از اهتزاز نمیافتد و هر آن، خون تازه شرف را در رگهای هر آزادهای مینشاند.
این خط سرخ، ادامه گامهای خونین توست که مرز میان حق و باطل را ترسیم میکند و این فریاد بینهایت توست که تا ابد، دل هر ظالمی را به لرزه درآورده است. گوشواره عرش خدا! ریحانه خوشبوی پیامبر صلیاللهعلیهوآله ! راکب شانههای ملکوتی رسول صلیاللهعلیهوآله ! معلم مدام جهان! بیانتها امام عزت و شرف، حسین علیهالسلام ، خون جوشان خدا!
سید حسین ذاکرزاده