0

متن ادبی «خون جوشان خدا»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «خون جوشان خدا»
جمعه 8 دی 1391  11:57 AM

اشارات :: شهریور 1385، شماره 88
همیشه ممتاز بوده‏ای؛ حتی هنگام تولدت؛ تولدی که تبریک و تسلیت را در کنار هم دارد.
آری، (حرب) نام مناسبی نیست برای صاحب گهواره‏ای که کرامتش شفا می‏دهد فرشته را؛ کسی که در ماه تولدش، هیچ نوری خاموش نشده و هنگام شهادتش، ستاره‏ای طلوع نکرده است. شاید مادر نگران شده باشد برایت، شاید پدر ـ با همه صلابتش ـ شانه‏هایش لرزیده باشد در غم تو، اما با شنیدن اینکه دنباله این نور از دامان بی‏نهایت تو برمی‏خیزد، همه این غم‏ها را می‏توان شادمان هم شد.
حالا این پرچم سرخ یاد توست که لحظه‏ای از اهتزاز نمی‏افتد و هر آن، خون تازه شرف را در رگ‏های هر آزاده‏ای می‏نشاند.
این خط سرخ، ادامه گام‏های خونین توست که مرز میان حق و باطل را ترسیم می‏کند و این فریاد بی‏نهایت توست که تا ابد، دل هر ظالمی را به لرزه درآورده است. گوشواره عرش خدا! ریحانه خوشبوی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ! راکب شانه‏های ملکوتی رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ! معلم مدام جهان! بی‏انتها امام عزت و شرف، حسین علیه‏السلام ، خون جوشان خدا!
سید حسین ذاکرزاده

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها