0

متن ادبی «خاتم عشق»

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

متن ادبی «خاتم عشق»
جمعه 8 دی 1391  11:52 AM

اشارات :: شهریور 1384، شماره 76
تمام ذرات هستی در هر گوشه از کائنات به وجد آمده‏اند.
نوری زلال، فرش را شکافته است و رو به سمت عرش کرده است. خاک را شب منزلتی است أولی از تمام افلاک. ستارگان، از آسمان چونان دانه‏های تسبیح به ذکر خداوند، دهان گشوده‏اند و ستایش می‏کنند او را؛ الله اکبر... سبحان الله...
هلال ماه است که از زاویه تاریک خویش پای بیرون گذاشته است. ملائک با جام‏های شیر و شکر، از آسمان‏ها فرود می‏آیند تا اهل زمین را سیراب کنند؛ از جام‏های لایزالی و لم‏یزلی.
ملائک جام در دست، تشنگان را می‏یابند تا به هر کدام جرعه‏هایی را بنوشانند. امشب هیچ بنده‏ای نباید تشنگی را احساس کند.
امشب شب سیرابی از کرامت بی‏کران خداوند است؛ به یمن آمدن کسی که خویش، لبالب لبریز است از عشق؛ او که در دستش سبوی بندگی می‏گیرد.
او که تشنگی‏اش را هیچ شراب لاجرعه‏ای، جز جرعه جرعه شراب آتش‏ناک عطش نتوانست سیراب کند. او که حسین است. او که فرزند علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام است.
حسین پسر عشق است و پدر عطش. فرزند علی: پدر خاک و فاطمه: مادر آب.
حسین علیه‏السلام سلیمان عشق است.
رسول دلدادگی است.
امشب شب میلاد کسی است که به درگاه خدای خویش روزی در کربلای بندگی، نه تنها خویش، که خانواده خویش را به قربانگاه کشاند. هفت پشت عطش از صلابت نام حسین گرم است. این حسین علیه‏السلام است که بوسه‏باران می‏شود و این لبان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که بر لبان حسین علیه‏السلام ، بر خاتم عشق و بر نگین هستی بوسه می‏نشانند.
و این لبان علی علیه‏السلام است که پیکر حسین علیه‏السلام را غرق بوسه می‏کنند و او را همچون جان، در آغوش می‏فشارد... و این لبان فاطمه علیهاالسلام است که بر گلوی حسین علیه‏السلام بوسه‏ای نثار می‏کند بر آن نقطه‏ای که روزی در التهاب عطش آماج‏گاه خنجر خواهد شد. فاطمه می‏بوسد گلویی را که از آن صدای خداوند، کلام نورانی عشق را به گوش عالم تلاوت می‏کند و از فراز نیزه...
امیر اکبرزاده

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها