شعر: خورشيد عالمتاب
جمعه 8 دی 1391 11:22 AM
الا خورشيد عالمتاب، ارباب
نه تنها من که ديدم آفرينش
به هر ابري که افتد چشم مستت
تو آن بودي که هر شب در بر تو
من آن در را که غير از او دري نيست
بياد چشم تو بيمارم امشب
اگرچه ريزه خوارم بازگويم
به بيداري اگر قابل نباشم
چو شمعي در هواي کربلايت
ز چشمانم از اين چشم انتظاري
---------------------------
شعری از حيدر توکلي