0

تاريخ عصر غيبت كبرا

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به: تاريخ عصر غيبت كبرا
چهارشنبه 6 دی 1391  6:40 PM

رفع يك اشكال‏
تمام اسباب و حكمت‏هاي ياد شده، به جز آخرين و سيزدهمين مورد، قابل جمع است. روشن است كه برخي از حكمت‏ها، به امام مهدي‏عليه السلام و برخي حكمت‏ها، به مسلمانان يا مردم جهان و برخي حكمت‏ها، به شيعيان، و برخي حكمت‏ها، به آيندگان و شرايط و امكانات لازم براي به وجود آمدن يك تحوّل عمومي، بر مي‏گردند.
آخرين مورد، با تمام موارد دوازده گانه، در تعارض است؛ زيرا، فهم سرّ غيب را ناممكن مي‏داند و زمان امكان فهم آن را پس از ظهور بيان مي‏كند.
آيا واقعاً ميان اين مورد و ساير موارد، تعارض وجود دارد؟ يا به گونه‏اي است كه امكان جمع وجود دارد، و در فهم معناي حديث بايد تجديد نظر شود؟
از آن جايي كه در متن حديث، به طور همزمان، دو عبارت ((وجه الحكمة لم يؤذن في كشفه لنا)) و سپس بيان اسباب غيبت ساير انبيا با هم آمده‏اند، و تناقض آشكار در يك حديث، معنايي ندارد، بايد به گونه‏اي اين دو عبارت بيان شوند كه تناقضي پيش نيايد.
1- اگر ميان علّت و حكمت، فرق بگذاريم و علّت را علّت تامه - كه وجود معلول، دائر مدار وجود آن است - بدانيم، و حكمت را به عنوان فايده و يا جزء علّت ببينيم، اين تناقض رفع مي‏گردد و معناي حديث چنين مي‏شود:
((علّت اصلي يا تمام العلة، قابل دست‏رسي نيست، مگر پس از ظهور امام‏عليه السلام در حالي كه جزء العلة و يا برخي فوائد، قابل فهم است.)).
2- هر چند كه عبارت ((لم يؤذن لنا في كشفه لكم)) بيان كننده‏ي عدم امكان فهم علّت نيست، بلكه گوياي اين است كه اجازه‏ي بيان علّت به امامان داده نشده است، هر چند كه قابل فهم براي برخي افراد باشد.
3- روشن شدن علّت غيبت پس از ظهور، گوياي اين است كه تمام اَبعاد علّت يا تمام اجزاء علّت يا علّت واقعي و ريشه‏اي، زماني مفهوم خواهد بود كه تجربه‏ي غيبت سپري شده باشد. روشن است كه برخي دانش‏ها، قبل از تجربه، در حدِّ يك فرضيّه يا نظريّه خواهند بود، و زماني كه تجربه‏ي كامل انجام گيرد، تمام واقعيّت‏ها روشن مي‏شوند و فهم ما از آن پديده، فهمي عميق و بايسته خواهد بود. حضرت علي‏عليه السلام فرموده است: ((في التجربة علم مستأنف؛ در تجربه، علمي جديد نهفته است كه بدون تجربه، امكان دست‏رسي به آن نيست.)). تجربه‏ي غيبت، و سپس ظهور پس از غيبت، تمامِ حقيقتِ غيبت را روشن خواهد كرد.
4- البته اشاره به علل يا علّت غيبت‏هاي انبياي گذشته، مي‏تواند يك كُد باشد؛ زيرا، كه ارجاع به تجربيات گذشتگان، معنايش نشان دادن راه فهم علّت غيبت با اشاره است كه در اين صورت، باعبارت ((لم يؤذن لنا في كشفه)) قابل جمع است؛ زيرا، صريحاً، آن را كشف نكرده‏اند، هر چند كه راه كشف آن را مطرح كرده‏اند. انسانِ فهيم، خود بايد در پي كشف آن باشد. چه بسا، ايجاد انگيزه براي جست و جوي علّت، يكي از علل يا علّت اصلي عدم كشف آن باشد.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها