0

تاريخ عصر غيبت كبرا

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به: تاريخ عصر غيبت كبرا
چهارشنبه 6 دی 1391  6:38 PM


غيبتِ كبرا از منظر روايات‏
در مدّت دويست و پنجاه و پنج سال، صدها روايت از پيامبر خاتم‏صلي الله عليه وآله و اهل بيت معصوم‏عليهم السلام او به سمع شيعيان و عموم مسلمان درباره‏ي مهدي‏عليه السلام رسيده و در متون كتاب‏هاي حديث، از شيعه و غير شيعه، ثبت شده است.
طبق استقراء و نقل آيةالله العظمي سيد صدر الدين صدرقدس سره در كتاب شريف المهدي، چهار صد روايت از پيامبر، از طرق اهل سنّت، و شش هزار روايت، از طريق شيعه و غير شيعه، درباره‏ي حضرت مهدي‏عليه السلام به ما رسيده است.(20)
در حدود هفتاد روايت از پيامبرصلي الله عليه وآله و اهل بيت‏عليهم السلام به فلسفه و غيبت امام مهدي عليه السلام و طولاني بودن غيبت او، به طور صريح يا به اشاره، همراه با تعليل و تحليل، پرداخته است.
از حضرت پيامبر خاتم‏صلي الله عليه وآله به سه سبب (در نُه روايت)، و از حضرت علي‏عليه السلام پنج سبب (در دَه روايت)، و از امام حسن و حسين‏عليهما السلام به دو سبب (از هر كدام يك روايت)، و از امام سجادعليه السلام به دو سبب (در سه روايت) و از امام باقرعليه السلام به پنج سبب (در دوازده روايت)، و از امام صادق‏عليه السلام به ده سبب (در بيست و يك روايت)، و از امام كاظم و امام رضاعليهما السلام هر كدام پنج روايت و پنج سبب، و از امام جوادعليه السلام به دو سبب (در دو روايت) و از امام هادي‏عليه السلام يك روايت و از امام حسن عسكري‏عليه السلام دو سبب (در چهار روايت) اشاره شده است.(21)
اينك، به برخي از روايات در زمينه‏ي اسباب و فلسفه‏ي غيبت، اشاره مي‏كنيم:
1- زراره، از امام باقرعليه السلام روايت كرده است كه امام فرمودند: ((به درستي كه براي حضرت قائم‏عليه السلام غيبتي قبل از ظهور او خواهد بود.)). زراره عرض مي‏كند: ((چرا؟)). امام مي‏فرمايد: ((مي‏ترسد.)).(22)
2- امام صادق‏عليه السلام از اميرالمؤمنين‏عليه السلام در خطبه‏اي كه سنّت‏هاي الهي را در تحوّلات اجتماعي امّت‏ها يادآوري كرده، به برخي اسباب غيبت و سرگرداني آينده‏ي مردم اشاره كرده، نقل مي‏فرمايد:
لقد اجتمعتم علي سلطان الداعي إلي الضلالة و أحييتم الباطل و أخلفتم الحق وراء ظهوركم، وقطعتم الأدني من أهل بدر و وصلتم الأبعد من أبناء الحرب لرسول الله‏9؛(23)
به درستي كه بر سلطنت كسي كه به گمراهي دعوت كننده است، جمع شده‏ايد و باطل را زنده كرده‏ايد و حق را پشت سر نهاده‏ايد و از نزديك‏ترين
فرد به رسول خدا، از بدريّون، بريده، و به دورترين فردي كه از جنگ افروزان بر ضد رسول خدا بوده، وصلت كرده‏ايد و از او پيروي مي‏كنيد)).
و در همين خطبه نيز چنين فرموده‏اند:
فقد نبذتم قدسكم و أطفأتم مصابيحكم و قلّدتم هدايتكم مَنْ لايملك لنفسه ولا لكم سمعاً و لابصراً... ولو لم تتواكلوا أمركم ولم تتخاذلوا عن نصرة الحق بينكم ولم تهنوا عن توهين الباطل، لم يتشجع عليكم من ليس مثلكم، و لم يقو من قوي عليكم و علي هضم الطاعة و إزوائها عن أهلها فيكم. تُهتم كما تأهت بنو إسرائيل علي عهد موسي...؛(24)
آن چه را كه به شما قدس و عظمت مي‏دهد، رها كرديد، و چراغ‏هاي (هدايت) خود را خاموش كرديد، و هدايت (و افسار) خود را به دست كساني سپرديد كه هيچ‏گونه شنوايي و بصيرت و دانايي براي خود و شما ندارد و مالك امر خويشتن نبوده. هر آينه، اگر كارهاي خود را به هم واگذار نمي‏كرديد و ضعف نشان نمي‏داديد و از ياري حق، صرف نظر نمي‏كرديد و در تضعيف و توهين باطل سُستي نمي‏كرديد، كساني كه مانند شما نبودند، بر شما مسلّط نمي‏شدند و چيره نمي‏گشتند، و اطاعت و فرمان‏برداري از فرمانروايان به حق را زير پا قرار نمي‏دادند... همان طور كه بني اسراييل در عهد موسي، گم گشته شدند، شما نيز همانند آنان گم شده‏ايد و سرگردان گشته‏ايد...
رها كردن چراغ‏هاي هدايت الهي و پيروي از مدّعيان دروغين هدايت، كه ستمگران و دژخيمان باشند، هر دو، دو روي يك سكه هستند كه نتيجه‏اي جز سرگرداني و از دست دادن مشعل‏هاي فروزان هدايت الهي كه بسيار پرفروغ‏اند و راه را از چاه نشان مي‏دهند و بشريّت را از ظلمت‏ها به سوي نور هدايت مي‏كنند، نخواهد داشت.
3- مفضّل فرزند عمر، از امام صادق‏عليه السلام چنين روايت كرده است:
... واعلموا أنَّ الأرض لاتخلو من حجّة للّه و لكنّ الله سيُعْمي خلقه منها بظلمهم و جورهم و إسرافهم علي أنفسهم...؛(25)
... بدانيد كه زمين، از حجتّي براي خدا، خالي نمي‏ماند، ولي خداوند او را از چشمان خلق خود دور نگه مي‏دارد، آن هم به خاطر ستم آنان و اسراف‏شان بر خودشان...
4- از امام سجادعليه السلام نيز درباره‏ي غيبت طولاني امام مهدي‏عليه السلام چنين روايت شده است:
فيطول أمدها حتّي يرجَع عن هذا الأمر أكثر مَنْ يقول به، فلا يثبت عليه إلاّ مَنْ قوي يقينه و صحّت معرفته و لم يجد في نفسه حرجاً ممّا قضينا و سلّم لنا أهل البيت؛(26)
پس دوران آن غيبت، طولاني مي‏شود تا اين كه بيش‏تر كساني كه به اين امر معتقد بودند (و ادّعاي ولايت ما را داشتند) بر مي‏گردند و بر اين امر، كسي پايدار نمي‏ماند، مگر كسي كه يقين او محكم و معرفت او صحيح باشد و در درون خود هيچ‏گونه مشكلي نسبت به قضاوت‏هاي ما و دستورهاي ما اهل بيت نداشته باشد و به طور كامل تسليم ما باشد.
5- از امام صادق‏عليه السلام از اميرمؤمنان علي‏عليه السلام چنين آمده است:
وليغيبنّ عنهم تمييزاً لأهل الضلالة حتّي يقولَ الجاهل ما للّه في آل محمّد من حاجة؛(27)
به درستي كه از آنان، پنهان خواهد شد و غيبت خواهد كرد تا گمراهان آشكار گردند تا جايي كه بي خردان بگويند: ((خدا را در آل محمد حاجتي نيست!)).
6- در روايتي، حسن فرزند محبوب، فرزند ابراهيم كرخي، از امام صادق‏عليه السلام مي‏پرسد كه ((حضرت علي‏عليه السلام با همه‏ي توان‏مندي‏هايي كه داشت، چه گونه ديگران بر او چيره شدند و چنين اجازه‏اي به آنان داد، در حالي كه مي‏توانست در برابر آنان بايستد؟)). امام صادق‏عليه السلام پاسخ مي‏دهد كه آيه‏اي در كتاب خدا مانع او شد. سپس امام، پس از تلاوت آيه‏ي ((لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم..)) فرمودند:
به درستي كه براي خداي عزّوجل، وديعت‏هايي مؤمن در نسل‏هاي آينده‏ي كافران وجود دارد، و علي‏عليه السلام آن پدران كافر را به خاطر آن وديعت‏هاي با ايمان، به قتل نرساند. و همچنين است قائم ما اهل البيت، ظاهر نمي‏شود مگر آن كه ودايع الهي، آشكار شوند و به دنيا بيايند.(28)
7- عبدالعظيم حسني از امام جوادعليه السلام و او از اميرالمؤمنين‏عليه السلام چنين نقل كرده است:
إنَّ القائم منّا إذا قام لم يكن لأحد في عنقه بيعة فلذالك تخفي ولادته و يغيب شخصه؛(29)
به درستي كه قائم از ما - هر گاه قيام كند - بيعت هيچ كس را برگردن نداشته باشد و مديون هيچ كس نباشد. به همين دليل، تولّد او پنهان مي‏شود و شخص او غايب مي‏گردد.
8- امام صادق‏عليه السلام درباره‏ي جريان سنّت‏هاي انبياي گذشته در مورد حضرت مهدي‏عليه السلام چنين فرموده است:
إنَّ الله عزّوجلّ أبي إلاَّ أن يجري فيه سنن الأنبياءعليهم السلام في غيباتهم، و أنّه لابدّ - يا سدير! - من استيفاء مدّة غيباتهم..؛(30)
به درستي كه خداي عزّوجلّ، از ظهور مي‏پرهيزد مگر اين كه، جاري كند سنّت انبيا را در غيبت‏هايشان، در مورد حضرت مهدي‏7. اي سدير! حتماً بايد تمام مدّت غيبت‏هاي انبيا را سپري كند.
9- از امام محمد باقرعليه السلام چنين روايت شده است:
إنّ اللّه إذا كره لنا جوار قوم نزعنا من بين أظهرهم؛(31)
به درستي كه خداوند، هر گاه مجاورت قومي و جمعي را براي ما دوست نداشته باشد، ما را از آنان مي‏گيرد، و آنان را از وجود ما محروم مي‏كند.
10- ابوخالد كابلي از امام باقرعليه السلام نامگذاري حضرت قائم را مي‏خواهد تا او را با نام بشناسد. امام مي‏فرمايد:
اي پدر خالد! از چيزي پرسيدي كه فرزندان فاطمه، هر آينه آن را بدانند، بر قطعه قطعه كردن آن، حرص خواهند ورزيد.(32)
11- محمّد، فرزند نعمان، از امام صادق‏عليه السلام روايت كرده است كه:
وأقرب ما يكون [العباد] إلي الله عزّوجلّ و أرضي‏ ما يكون عنه إذا افتقدوا حجة الله فلم يظهر لهم و حجب عنهم، لم يعلموا بمكانه و هم في ذالك يعلمون أنَّه لم تبطل حجج الله ولابيناته، فعندها فليتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءاً؛(33)
نزديك‏ترين حالتي كه (بندگان) به خداي عزّوجلّ مي‏توانند داشته باشند، زماني است كه حجّت خدا را از دست داده باشند و براي آنان ظاهر نباشد و آنان از او محروم باشند در حالي كه مي‏دانند كه او وجود دارد و حجّت خدا بر آنان تمام باشد. در چنين زماني، بايد منتظر فرج و فراخي در هر صبح و شام باشند.
12- از امام باقرعليه السلام چنين آمده است:
حتّي إذا أشرتم بأصابعكم و ملتم بحواجبكم غيّب الله عنكم نجمكم...؛(34)
تا زماني كه با انگشتان خود اشاره نموده و با ابروهاي خود علامت داديد، و اسرار ما را فاش كرديد، خداوند، ستاره‏ي [هدايت‏] شما را از شما دريغ كرده و او را غايب مي‏گرداند.
13- امام صادق‏عليه السلام در روايت عبدالله فرزند فضل هاشمي، چنين فرموده‏اند:
((إنّ لصاحب هذا الأمر غيبة لابدّ منها، يرتاب فيها كلُّ مبطلٍ)). فقلت له: ((و لِمَ جعلت فداك؟)). قال: ((لأمرٍ لم يؤذن لنا في كشفه لكم.)).
قلت: ((فما وجه الحكمة في غيبته؟)). قال: ((وجه الحكمة في غيبته وجهُ الحكمة في غيبات مَنْ تقدّم من حجج الله تعالي ذكره. إنّ وجه الحكمة في ذالك لاينكشف إلاّ بعد ظهوره كما لم ينكشف وجه الحكمة فيما أتاة الخضرعليه السلام إلاّ بعد افتراقهما. يابن الفضل! إن هذا الأمر من أمر الله، و سرّ من أسرار الله، و غيب من غيب الله.)).(35)
((به درستي كه براي صاحب اين امر، غيبتي حتمي است كه هر انسان ناخالص و اهل باطل، در آن شك خواهد كرد.)). گفتم: ((چرا؟ فدايت گردم!)). فرمود: ((به سبب امري كه اجازه‏ي كشف آن براي شما، به ما داده نشده است.)). پرسيدم: ((پس حكمت غيبت چيست؟)). فرمود: ((همان حكمتي كه غيبت‏هاي ساير انبيا دارا بود. به درستي كه حكمت آن، كشف نخواهد شد، مگر پس از ظهور او، همان طور كه حكمت كار خضرعليه السلام براي موسي روشن نشد، مگر زماني كه از هم جدا شدند.
اي فرزند فضل! به درستي كه اين امر، از آنِ خدا است و سِرّي از اسرار خدا و غيبي از غيب‏هاي او است.))

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها