پاسخ به: تاريخ عصر غيبت كبرا
چهارشنبه 6 دی 1391 6:36 PM
تحليل سوم
1- اصلاحات مورد نظر در روز موعود، اصلاحاتي برخاسته از رسالت عظيم و جهاني اسلام است.
2- چنين اصلاحاتي بزرگ و مكتبي، نيازمند رهبري است كه به منابع اوّليّهي اسلام، دسترسي داشته و به آنها بسيار نزديك باشد و پيرايههاي حاصل بر پيكر اسلام، ميان او و اسلام راستين، فاصلهاي به وجود نياورده باشد.
3- شخصيّت او، بايد از تمام پيرايههاي حاصل در طول قرنهاي پي در پي، پيراسته باشد. شخصيّت او، شخصيّتي كاملاً مستقل، و از اسلامِ راستين، پر بار و غني باشد، تا اين كه بتواند اسلام راستين را دوباره زنده كند و سنّت واقعي محمّدي را احيا كند.
4- افرادي كه در پرتو تمدّنهاي فعلي به دنيا ميآيند و بزرگ ميشوند، تحت تأثير اين تمدّنها قرار ميگيرند و رسوبات اين تمدّنها، بر آنان تأثير منفي خواهد گذاشت، و در عمل، آثار منفي اين رسوبات بر جاي خواهد ماند.
5- يگانه عاملي كه رهايي او را از اين رسوبات تضمين ميكند، آن است كه زادهي اين تمدّنها نباشد، بلكه متولّد تمدني باشد كه خواهانِ مطرح شدن آن باشد.(16)
از اين منظرِ روان شناختي و جامعه شناختي - اگر از عنصر وحي و غيب چشم پوشي كنيم - به سادگي ميفهميم كه مهدي موعود، بايد حضوري ممتد و طولاني و همراه با كلّيّهي تمدّنهاي پس از صدر اسلام داشته باشد، و كافي نيست كه در همان عصر آخرين انقلاب جهاني، متولّد شده باشد، بلكه معاصرت و همراهي واقعي او با تمام تمدّنهاي مطرح شده، چه تمدّنهاي گذشته و چه تمدّنهاي معاصر، الزامي است.
بنابراين، حضوري كه همزاد غيبت و استتار بوده، بسيار طولاني و ممتد خواهد بود، به گونهاي كه تمام تمدّنهاي بزرگ را ناكام و كوچك ببيند تا بتواند با تصميمي قاطع و ارادهاي عظيم و جدّي، بزرگترين تمدّن بشري غير الهي را ريشهكن كند و اسلام ناب محمدي را آن طور كه بايد و شايد، در سراسر گيتي مستقر گرداند و تمام بشريّت را به سر منزل مقصود برساند.