پاسخ به: امامت در سنين كودكى
چهارشنبه 6 دی 1391 4:45 PM
مقدمه هفتم:
دانشمندان ميگويند :براي رشد عقلي، سن معيني وجود ندارد؛ زيرا چه بسا شخصي رشيد است؛ حال آنكه سن او بيش از پنج سال نيست؛ زيرا قوه عاقله او به قدرت خداوند، به حد كافي رشد و نمو داشته است. پس چه مانعي دارد كه خداوند متعال، سن رشد را در امام(ع) در سن پنج سالگي قرار دهد؟ آيا اين امر، محال عقلي است؟ و اگر عقلاً منعي نيست در اينكه خداوند، نبوت و تعليم كتاب را به كودكي در گهواره و حكم را در حال كودكي براي يحيي(ع) قرار دهد؛ پس چه مانعي است كه امامت را براي حجت منتظر(ع) در سنين كودكي قراردهد تا زمين خالي از حجتي از اهل بيت(ع) نباشد.
علامه حلي (ره) در رابطه با ارزش ايمان و اسلام عليبن ابيطالب(ع) مينويسد:
((طبيعت كودكان با دوستي و محبت پدر و مادر و ميل به آن دو عجين شده است و لذا كنارهگيري او از پدر و مادر و توجهش به خداوند متعال، دليل بر قوت كمال او است... طبيعت كودكان با نظر و تأمّل در امور عقلي و تكاليف الهي، ناسازگاري دارد و به عكس ملائم با بازي و لهو و لعب است. پس اگر در يك كودك، مشاهده كرديم كه او با اموري كه ناسازگار با طبع عادي كودكان است، انس گرفته، اين خود دليل بر عظمت منزلت او در كمال است)).(32)
صفوان بن يحيي ميگويد: ((هنگامي كه امام رضا(ع) به امام جواد(ع) اشاره فرمود و او را به امامت منصوب كرد - در حالي كه سن او از سه سال تجاوز نميكرد - به آنحضرت عرض كردم: فدايت گردم! فرزند شما سه سال بيشتر ندارد. حضرت فرمود: چه اشكالي دارد؛ در حالي كه عيسي(ع) نيز در سنين سه سالگي حجت خدا گشت)).(33)
به امام جواد(ع) عرض شد: مردم به جهت كمي سن شما، امامت شما را انكار ميكنند. حضرت در جواب فرمود: چرا انكار ميكنند؛ در حاليكه خداوند به نبي خود فرمود: اي رسول ما! امت را بگو: طريقه من و پيروانم همين است كه خلق را با بينايي و بصيرت، به سوي خدا دعوت كنيم. پس به خدا سوگند، در آن هنگام، او را متابعت نكرد؛ مگر علي(ع) در حاليكه نه سال بيشتر نداشت و من نيز فرزند نه ساله هستم)).(34)
حكيمه دختر امام جواد(ع) ميگويد: ((بعد از چهل روز از ولادت امام مهدي(ع)، بر ابي محمّد(ع) وارد شدم كه ناگهان مولايم صاحب[الزمان] را ديدم كه در منزل مشغول راه رفتن است. صورتي زيباتر از صورت او نديدم و گفتاري فصيحتر از گفتار او نيافتم. امام عسكري(ع) فرمود: اين همان مولود كريم بر خداوند عزّوجلّ است. عرض كردم: آقاي من! از اين طفل در حالي كه چهل روزه است، امور عجيبي ميبينم؟ حضرت تبسمي كرد و فرمود: اي عمّه! آيا نميداني كه ما جماعت ائمه، در يك روز به اندازه يك سال ديگران رشد ميكنيم؟)).(35)
شيخ مفيد (ره) مينويسد:
((اگر كسي اشكال كند كه چگونه صحيح است از شما جماعت اماميه، اعتقاد به امامت دوازده امام و حال آن كه ميدانيد در ميان آنان كساني هستند كه پدرانشان آنان را در سنين كودكي - در حالي كه به حد رشد و بلوغ نرسيدهاند - جانشين خود قراردادهاند؛ همانند ابيجعفرمحمد بن علي بن موسي(ع) كه هنگام وفات پدرش، هفت سال داشت و همانند قائم شما كه او را ميخوانيد، در حالي كه سن او هنگام وفات پدرش نزد اكثر مورخان پنج سال بوده است. و ما به جهت عادتي كه در هيچ زماني نقض نشده، ميدانيم شخص در چنين سني، به حد رشد نميرسد!؟ خداوند متعال ميفرمايد: ((و ابتلوا اليتامي حتي اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا اليهم أموالهم))(36) و اگر خداوند متعال كسي را كه به حد بلوغ نرسيده و نزديك حد بلوغ هم نيست، ممنوع از تصرف در اموالش ميداند؛ پس چگونه ممكن است كه او را امام قرار دهد؛ زيرا امام ولي بر خلق در تمام امور دين و دنيا است؟! و صحيح نيست كه والي و سرپرست بر تمام اموال خداوند متعال از صدقهها و خمسها، و امين بر شريعت و احكام، امام فقيهان، قاضيان و حاكمان، و مانع بر كثيري از صاحبان خرد در انواعي از اعمال كسي باشد كه ولايت حتي بر درهمي از اموال خود ندارد...)).
ايشان در جواب از اين اشكال ميفرمايد: ((اين اشكال از كسي صادر ميشود كه بصيرتي در دين ندارد؛ زيرا آيهاي را كه قوم در اين باب به آن اعتماد كردهاند، خاص است نه عام تا شامل امام معصوم نيز بشود؛ زيرا خداوند متعال با برهان قياسي و دليل سمعي امامت آنان را ثابت فرموده و اين خود دليل خروج اين امامان از جمله ايتامي است كه خطاب آيه متوجه آنان است.
و هيچ اختلافي بين امت نيست كه اين آيه، مربوط به كساني است كه عقولشان ناقص است و هيچ گونه ارتباطي با كساني ندارد كه عقلشان به عنايت الهي به حد كمال رسيده است؛ و لو در سنين كودكي باشد. پس آيه شريفه، شامل ائمه اهل بيت نميشود)).(37)