0

تفاوت ازدواج موقت و دائم

 
samanehtajafary
samanehtajafary
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 2436
محل سکونت : خراسان رضوی

علت شکست چند همسری
چهارشنبه 20 دی 1391  11:33 PM

علل تاریخی و اجتماعی تعدد زوجات چیست؟چرا بسیاری از ملل جهان و مخصوصا ملل شرقی این رسم و سنت را پذیرفتند و بعضی از ملل مانند ملل غربی هیچ وقت آن را نپذیرفتند؟چرا در میان شکلهای سه گانه چند همسری،چند زنی رواج و مقبولیت بسزایی یافت،بر خلاف چند شوهری و اشتراکیت جنسی که یا هرگز صورت عمل به خود نگرفته است و یا بسیار به ندرت واقع شده و جنبه استثنایی داشته است؟

تا درباره این علل تحقیق نکنیم نمی توانیم درباره تعدد زوجات از نظر اسلام بحث کنیم و هم نمی توانیم این مساله را از نظر احتیاجات امروز بشر مورد بررسی قرار دهیم.

اگر ملاحظات روانی و اجتماعی زیادی که وجود دارد از نظر دور بداریم و مانند بسیاری از نویسندگان سطحی فکر کنیم،کافی است که برای توضیح و توجیه علل تاریخی و اجتماعی تعدد زوجات همان «ترجیع بند»معروفی که در این گونه زمینه ها همواره بازگو می شود تکرار کنیم و بگوییم:خیلی واضح است که علت تعدد زوجات چیست و چه بوده است.

علتش زورگویی و تسلط مرد و بردگی زن است،علتش پدرشاهی است.مرد چون بر زن تسلط و حکمروایی داشته است،رسوم و قوانین را به نفع خود می چرخانده است و لهذا رسم چند زنی را به نفع خود و علیه  زن قرنها معمول داشته است،و زن چون محکوم مرد بوده است نتوانسته است چند شوهری را به نفع خود مجری دارد.امروز که دوره پایان زورگویی مرد است،امتیاز چند زنی نیز مانند بسیاری از امتیازات غلط دیگر جای خود را به حقوق متساوی و متقابل زن و مرد می دهد.

اگر اینچنین فکر کنیم بسیار سطحی و ناشیانه فکر کرده ایم.نه علت رواج یافتن چند زنی زورگویی مرد بوده است و نه علت شکست چند شوهری ضعف و محکومیت  زنبوده است و نه علت اینکه امروز تعدد زوجات عملا منسوخ می شود این است که دوران زورگویی مرد به پایان رسیده است و نه مرد امروز به واسطه ترک تعدد زوجات واقعا امتیازی را از دست می دهد،بلکه بر عکس امتیازی به نفع خود علیه زن کسب می کند.

من منکر عامل «زور و قدرت »به عنوان یکی از عوامل گرداننده تاریخ بشری نیستم،و هم منکر اینکه مرد در طول تاریخ از قدرت خود علیه  زن سوء استفاده کرده نمی باشم.اما معتقدم که منحصر کردن عاملها به عامل زور و قدرت مخصوصا در توجیه و توضیح روابط خانوادگی زن  و مرد،ناشی از کوته فکری است.

اگر نظریه بالا درست باشد الزاما باید قبول کنیم که مواقع نادر و استثنایی که چند شوهری معمول شده مانند دوره جاهلیت عرب و یا زمانی که به قول منتسکیو در میان قبیله نائیر در سواحل مالایا چند شوهری معمول شده است،زمانی بوده که زن فرصتی یافته و قدرتی علیه مرد به دست آورده تا توانسته است چند شوهری را به مرد تحمیل کند،و باید قبول کنیم که این دوره ها دوره طلایی زن بوده است و حال آنکه می دانیم دوره جاهلیت عرب یکی از دوره های سیاه و تاریک زندگی زن است.در مقاله پیش،از منتسکیو نقل کردیم که رواج چند شوهری در میان قبیله نائیر مربوط به قدرت و احترام زن نبوده است.علت این امر تصمیم اجتماع به دور نگه داشتن سربازان از علایق خانوادگی و حفظ روحیه سربازی بوده است.

بعلاوه،اگر علت تعدد زوجات ناشی از پدر شاهی و پدر سالاری است،چرا در میان ملل غربی رایج نشده است؟آیا پدر شاهی منحصر به مشرق زمین است؟مغرب زمینی ها آنچنان عیسی رشته و مریم بافته بوده اند که از ابتدا برای  زنحقوق متساوی و متقابل نسبت به مرد قائل بوده اند؟آیا فقط در مشرق زمین عامل قدرت به نفع مرد کار کرده است و در مغرب زمین این عامل در جهت عدالت سیر می کرده است؟

 زنغربی تا نیم قرن پیش،از بدبخت ترین زنان دنیا بود;حتی در اموال خود نیازمند قیمومت شوهر بود.به اقرار خود غربیها در قرون وسطی زن شرقی اززن غربی وضع بسیار بهتری داشته است.گوستاو لوبون می گوید:

«در دوره تمدن اسلام به زنان عینا همان درجه و مقام داده شد که زنان اروپا بعد از مدت طولانی آن را دارا شدند;یعنی بعد از آن که رفتار بهادرانه اعراب اندلس در اروپا بنای اشاعت را گذاشت...در اهالی اروپا اخلاق بهادرانه که یک جزء عمده آن رفتار با زنان است از مسلمین آمده و از آنها تقلید شده است،و مذهبی که توانست زن را از درجه پست و ذلت نجات بخشیده به اوج عزت و رفعت نایل سازد مذهب اسلام بوده است نه مذهب مسیح،چنانکه عامه خیال می کنند;زیرا می بینیم که در قرون وسطی رؤسا و سردارهای ما با آنکه مسیحی بودند معهذا پاس احترام زن را نگه نمی داشتند و از بررسی تواریخ قدیمه در این مطلب شبهه ای باقی نمی ماند که قبل از این که مسلمین رعایت و احترام زن را به اسلاف ما بیاموزند امرا و سرداران ما نسبت به زن با کمال وحشیگری سلوک می نمودند...»

دیگران نیز کم و بیش اوضاع زن غربی را در قرون وسطی همین طور وصف کرده اند.با همه این احوال،با اینکه پدر شاهی و زور و تحکم مرد به حد اعلی در اروپای قرون وسطی حکومت می کرده است،چرا تعدد زوجات معمول نبوده است؟

حقیقت این است که نه آنجا که چند شوهری معمول شده است به واسطه فرصت و قدرت زن بوده است و نه علت شکست چند شوهری ضعف و ناتوانی زن بوده است و نه موجب رواج تعدد زوجات در مشرق زمین زور و تحکم مرد بوده است و نه منشاعدم رواج تعدد زوجات در مغرب زمین قدرت و برابری زن با مرد بوده است.

علت شکست چند همسری

علت شکست چند شوهری این است که نه با طبیعت مرد موافق است و نه با طبیعت زن.اما از نظر مرد،برای اینکه اولا با روحیه انحصار طلبی مرد ناسازگار است و ثانیا با اصل اطمینان پدری مخالف است.علاقه به فرزند،طبیعی و غریزی بشر است.بشر طبعا می خواهد توالد و تناسل کند و می خواهد رابطه اش با نسل آینده و نسل گذشته مشخص و اطمینان بخش باشد،می خواهد بداند پدر کدام فرزند است و فرزند کدام پدر است.چند شوهری زن با این غریزه و طبیعت آدمی ناسازگار بوده است،بر خلاف چند زنی مرد که از این نظر نه به مرد لطمه می زند و نه به زن.

می گویند گروهی از زنان(در حدود چهل نفر)گرد آمدند و به حضور علی بن ابیطالب علیه السلام رسیدند،گفتند:چرا اسلام به مردان اجازه چند زنی داده اما به زنان اجازه چند شوهری نداده است؟آیا این امر یک تبعیض ناروا نیست؟

علی علیه السلام دستور داد ظرفهای کوچکی از آب آوردند و هر یک از آنها را به دست یکی از آن زنان داد.سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف بزرگی که وسط مجلس گذاشته بود خالی کنند.دستور اطاعت شد.آنگاه فرمود:اکنون هر یک از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر کنید،اما باید هر کدام از شما عین همان آبی که در ظرف خود داشته بردارد.گفتند:این چگونه ممکن است؟آبها با یکدیگر ممزوج شده اند و تشخیص آنها ممکن نیست.علی علیه السلام فرمود:اگر یک زن چند شوهر داشته باشد خواه ناخواه با همه آنها هم بستر می شود و بعد آبستن می گردد.چگونه می توان تشخیص داد که فرزندی که به دنیا آمده است از نسل کدام شوهر است؟این از نظر مرد.

اما از نظر زن،چند شوهری هم با طبیعت زن منافی است و هم با منافع وی.زن از مرد فقط عاملی برای ارضاء غریزه جنسی خود نمی خواهد که گفته شود هر چه بیشتر برای زن بهتر.زن از مرد موجودی می خواهد که قلب آن موجود را در اختیار داشته باشد،حامی و مدافع او باشد،برای او فداکاری نماید،زحمت بکشد و پول درآورد و محصول کار و زحمت خود را نثار او نماید،غمخوار او باشد.

پولی که مرد به زن به عنوان یک «روسپی »می داده و می دهد،همچنین پولی که زن از راه کار و فعالیت به دست آورده و می آورد،نه به احتیاجات مالی وسیع زن-که چندین برابر احتیاجات مرد است-وافی بوده و نه ارزش آن پولی را داشته که مرد به خاطر علاقه و محبت و در راه عشق به زن می پرداخته است.احتیاجات مالی وسیع زن را همواره مرد به عنوان یک فداکار تامین کرده است.بهترین و نیرومندترین مشوق مرد به کار و فعالیت نیز کانون خانوادگی او یعنی همسر و فرزندان او بوده است.

زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته است حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند.از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است.علیهذا چند شوهری نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و تمایلات زن.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها