0

آن شام بی قمر

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

آن شام بی قمر
جمعه 17 آذر 1391  2:24 PM

شب بود و شام غصّه ی زینب سحر نداشت

آن شب حـــــریم آل محمـّـد قمـــــر نداشت

 

از خیمه های سوخته تا قتلگاه رفت

آتش گرفته بود و قراری دگر نداشت

 

در جستجوی پیرهنی کهنه بود و هیچ

از ماجــرای غارت پیکـر خبــــر نداشت

 

یک کشته زیر پشته ای از سنگ و تیر دید

دست زمـــانه بیشتــر از این هنـر نداشت

 

خواهر رسید و قسمت پایین پا نشست

پایین پای پیکـــر پاکی که ســر نداشت

 

درد دلـــی ز غصّـه ی پنجـــــاه ساله کـــرد

آن ساعتی که بوسه به رگ زد و بر نداشت

 

در گوشه ای نماز شبش را شکسته خواند

بانــوی داغ دیـــده توان سفـــــــــر نداشت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها