پاسخ به:حسینیه
یک شنبه 5 آذر 1391 4:33 PM
امام حسین(ع)-شهادت-گودال(روضه باز)
تشنه بود و به خاك ها خونش
از رخ و گونه و جبین می ریخت
یك نفر خنده كرد به تشنگی اش
پیش او آب بر زمین می ریخت
نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود
بوسه ای سنگ، بر جبینش زد
نوبت تیرِ حرمله شده بود
آه، از پشت زین زمینش زد
فاصله كم شده كمانداری
تیرها را دقیق تر می زد
یك نفر بر آن تن زخمی
نیزه اش را عمیق تر می زد
ناله ای می رسد به هر كس كه
به تنش تیغ می كشد... نزنید
مادرش چنگ می زند به رخش
دخترش جیغ می كشد... نزنید
نوبت یك حرام زاده شد و
نوك سر نیزه اش به سینه نشست
وزن خود را به نیزه اش انداخت
آن قدر تكیه داد نیزه شكست
داس هایی بلند را می دید
بین دستِ جماعتی خوشحال
از سرِ شیب، پیكری را وای!
می كشیدند تا ته گودال
تبر و داس و دشنه و شمشیر
با تنی خُرد جور می آیند
تا بدوزند بر زمین، از راه
نیزه های قطور می آیند
شمر دستش پُر است و با پایش
بدنش را به پشت می چرخاند
نیزه ای را حرام زاده زد و
نیزه را بین مشت می چرخاند
آن وسط چند تا حرام زاده
بدنی ریز ریز می كردند
با لباسی كه از تنش كَندند
تیغشان را تمیز می كردند