0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه
شنبه 4 آذر 1391  8:52 AM

محمد سعید میرزایی

حضزت عباس(ع)-شهادت

 

دیگر نداشت ساقی لب تشنه مست، دست

یعنی که شسته بود وفا را، ز دست، دست

آن مشک تیر خورده به دندان چنان گرفت

انگار نیست زخمی و انگار هست، دست

از رود و چشمه ناله روان شد که آب! آب!

از سنگ و صخره بانگ برآمد که دست! دست!

هر دست او به گوشه‎ای افتاد و مرد را

حتی به دست دیگر خود دل نبست، دست

می‎گفت داغ خجلت این مشک پاره را

بر تن اگر که بود کنون، می‎شکست، دست

عمری به روی سینه به نزد حسین بود

حالا به خاک پای برادر نشست، دست

در کار عشق، عرض طلب، بی‎وسیله است

کز دست شسته بود، به بزم الست، دست

بی‎دست، خوش‎تر است شهید ره وفا

در عاشقی مگر که ز پا کمتر است، دست؟

در بزم عشق، محرم ساقی نمی‎شود

از هست و نیست تا نکشد می‎پرست، دست

دستی طلب که بال بهشتی شود تو را

آسان به راه عشق نیاید به دست، دست

سقای کربلایی و ساقی است، نام تو

تا آب هست و آینه باقی است نام تو



 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها