پاسخ به:حسینیه
سه شنبه 30 آبان 1391 6:26 PM
حضرت عبدالله بن الحسن(ع)
این كیست كه طوفان شده میل خطر كرده؟
در كوچكی خود را علمدار دگر كرده
این كه برای مادرش مردی شده حالا
خسته شده از بس میان خیمه سر كرده
این كیست كه در پیش روی لشگر كوفه
با چه غرور محكمی سینه سپر كرده
آن قدر روی پنجه ی پایش فشار آورد
تا یك كمی قدّ خودش را بیشتر كرده
با دیدنش اهل حرم یاد حسن كردند
از بس شبیه مجتبی عمامه سر كرده
اما تمامی حواسش سمت گودال است
آن جا كه حتی عمه را هم خون جگر كرده
آن جا كه دستی بر سر و روی عمو می زد
با چكمه نامردی به پهلوی عمو می زد
از این به بعد عمه خودم دور و برت هستم
من بعد از این پروانه ی دور سرت هستم
من در رگم خون علمدار جمل دارم
من مجتبای دوم پیغمبرت هستم
ابن الحسن هستم، عمو ابن الحسینم كرد
عبداللهم اما علیِّ اكبرت هستم
دشمن غلط كرده به سمت خیمه ها آید
آسوده باش عمه اگر من لشگرت هستم
گیرم ابالفضلِ نوامیس تو را كشتند
حالا خودم خدمتگزار معجرت هستم
هر چند مثل من پریشانی، گرفتاری
گیسو پریشانی مكن تا كه مرا داری
عمه رهایم كن مرا مست خدا كردند
اصلاً تمامی مرا قالوا بلا كردند
عمه بگو در خیمه آیا نیزه ای مانده؟
حالا كه بازوی مرا شیر خدا كردند
بعد از قلاف كوچه ی تنگ بنی هاشم
دست مرا نذر غریب كربلا كردند
آیا نمی بینی چگونه نیزه می ریزند
آیا نمی بینی تنش را جا به جا كردند
آیا نمی بینی چگونه چكمه هاشان را
بر سینه ی گنجینة الاسرار جا كردند