0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه
یک شنبه 28 آبان 1391  8:57 PM

حسن لطفی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

دنبال او شب تار صیاد رفته باشد

یک زخم بر دو گونه یک چشم نیم بسته

از زجر یادگاری یک دنده شکسته

فهمیده ام در این شهر معنای سیری ام را

از ضرب دست خوردم دندان شیری ام را

نامحرمی که با خود دیشب سر تو را داشت

وقتی به گوش من زد انگشتر تو را داشت

طفلی که خنده می زد بر این لباس پاره

او گوشوار من داشت من زخم گوشواره

من خار می کشیدم با ناخنی شکسته

او با گل سر من گیسوی خویش بسته

وقتی که شعله افتاد از بام روی معجر

نگذاشت ساربان تا بردارم آتش از سر

من باز ماندم از درد از فرط ناتوانی

او رفت و پیش پایم انداخت تکه نانی

من سخت باز کردم انگشت کوچکم را

او رفت و بین دستش دیدم عروسکم را

دیشب که خواب رفتم یک بار بی عمویم

زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم

از کوفه آمدی و سنگ صبور داری

رنگ محاسنت زرد بوی تنور داری

ای سر بیا که مُردم از دختران شامی

از خنده های کوفی از خنده های شامی

ای کاش پای حلقت می مُرد دختر تو

آری هنوز گرم است رگ های حنجر تو

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها