0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه
یک شنبه 28 آبان 1391  8:07 PM

کاظم بهمنی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

در دلش قاصدکی بود خبر می آورد

دخترت داشت سر از کار تو درمی آورد

همه عمرش به خزان بود ولی با این حال

اسمش این بود: نهالی که ثمر می آورد

غصه می خورد ولی یاد تو تسکینش بود

هر غمی داشت فقط نام پدر می آورد

او که می خواند تو را قافله ساکت می شد

عمه ناگه به میان حرف سفر می آورد

دختر و این همه غم آه سرم درد گرفت

آن طرف یک نفر انگار که سر می آورد

قسمت این بود که یک مرتبه خاموش شود

آخر او داشت سر از کار تو درمی آورد

آن طرف یک نفر انگار که سردرگم بود

مادری دختر خود را به نظر می آورد

زن غساله چه می دید که با خود می گفت

مادرت کاش به جای تو پسر می آورد

قسمت این بود که یک مرتبه خاموش شود

آخر او داشت سر از کار تو درمی آورد

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها