0

حسینیه

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:حسینیه
شنبه 27 آبان 1391  7:15 PM

سیدمحسن حسینی

ورود کاروان به کربلا

 

جمال دلبرم چون آفتاب است

چو گیسویش دلم در پیچ و تاب است

به بزم عشق هر کس را که دیدم

به یاد چشم او مست و خراب است

صفا و مروه را بی او صفا نیست

بدون مهر او زمزم سراب است

حرم شاهد بُود صاحب حرم اوست

حرم بی صاحبش در اضطراب است

طواف کعبۀ گِل هفت بار است

طواف کعبۀ دل بی حساب است

زمین کربلا دیده به راهش

صدف چشم انتظار دُرّ ناب است

شَود بانوئی از محمل پیاده

که بال صد ملک او را رکاب است

تماشا کن که زهرای سه ساله

به روی دامن عباس خواب است

زهر سو دیدۀ تیر سه شعبه

به زیر حنجر طفل رباب است

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها