پاسخ به:داستانهایی با موضوع حجاب
سه شنبه 16 آبان 1391 10:23 AM
داستان 3 : اعتراض شديد زينب سلام الله عليها به يزيد
در ماجراي اسارت زينب (عليها السلام) زنان خاندان رسالت و همراهان پس از حادثه خونين عاشورا، زنان خاندان رسالت و همراهان را به گونه اي وارد دمشق كردند كه به آنها هتك حرمت شد، به طوري كه روپوش آنها را غارت كردند.
هنگاميكه زينب و همراهان را به مجلس يزيد وارد كردند، حضرت زينب (عليها السلام) در همانجا سخنراني شديدي بر ضدّ روشهاي ظالمانه يزيد و يزيديان نمود، از جمله بر سر يزيد فرياد زد و فرمود:
آيا اين عدالت است كه زنان و كنيزان خود را در پشت پرده بنشاني، ولي دختران رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم را به صورت اسير حركت دهي، حريم پوشش زنان ما را بشكني و نقاب از چهره آنها برداري.
سپس فرمود: سوگند به خدا جز پوست خودت را نكنده اي و گوشت خودت را پاره پاره نكرده اي، حتما تورا در (قيامت) نزد رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم ببرند، با بار سنگين گناه، گناه ريختن خون اهل بيت آن حضرت، و هتك حرمت (حجاب) آنها، آنگاه حق ما از تو گرفته خواهد شد، و در آنجا عزّت ما و ذلّت خود را خواهي ديد.
اين فراز بيانگر آن است كه خاندان رسالت در مورد، قداست حريم حجاب بسيار حساّس بودند، به طوريكه هتك آن را در كنار گناه بزرگ ريختن خونشان، عنوان يك گناه بزرگ ميشمردند، و با ذكر آن به سلطان ستمگر وقت، اعتراض مينمودند.
منبع : انديشه قم
مدیر تالار های: