پاسخ به: چارچوب اسلامی حجاب
چهارشنبه 10 آبان 1391 10:19 PM
۱) پرسش اول: مگر کراهت رنگ مشکی در دین اسلام یک حقیقت نیست؟
پاسخ: با فرض پذیرش کراهت اجمالی پوشش مشکی در دین اسلام، تردیدی نیست که حکم مذکور برای هر نوع لباس و برای همه ی افراد، اعم از زن و مرد، و برای همه ی زمانها نیست؛ یعنی موارد متعددی از حکم کراهت سیاهپوشی استثنا شده است که مهم ترین آنها عبارت اند از:
الف) عدم کراهت بعضی از پوششهای مشکی خاص
قبلاً نقل شد که پیامبر اکرم(ص) از پوشش مشکی کراهت داشت، مگر در سه مورد: خفّ (نوعی کفش چرمی نازک)، عمامه و کسا[۴۲]. (لباس بلندی که تمام بدن را می پوشاند و شامل عبا و چادر مشکی بانوان نیز میگردد)؛ بنابراین، چند پوشش مشکی استثنا شده، کراهتی ندارند.
ب) عدم کراهت لباس مشکی برای بانوان
تردیدی نیست که در اسلام پوشش زن و مرد از جهات مختلف، مثل نوع، مقدار و حتی رنگ، متفاوت است. همانگونه که قبلاً از مرحوم صاحب جواهر نقل شد، طبق تصریح کتاب های متعددی از علمای امامیه، کراهت پوشش مشکی، مختص مردان است، نه بانوان.
ج) عدم کراهت پوشش مشکی در مراسم عزاداری
استفاده از رنگ مشکی در مراسم عزاداری برای زنان و مردان کراهتی ندارد؛ از این رو، سیره ی عملی مردم متدین و حتی غیر متدین، پوشیدن لباس مشکی در این مراسم است. در «سفینهٔ البحار» روایاتی ذکر شده است که بر جواز و مطلوبیت پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری دلالت دارد.[۴۳]
با توضیحات فوق آشکار گردید که القای این فکر که کراهت رنگ مشکی در اسلام، یک حکم کلی و صددرصد است، غیر عالمانه و مغالطهآمیز است.
۲) پرسش دوم: کدام دلیل سبب میشود که در یک جامعه ی اسلامی ما مبلّغ رنگ سیاه شویم؟
پاسخ: باید از ایشان سؤال کرد مراد شما از تبلیغ چیست؟
الف) اگر مراد شما تبلیغ نظری و علمی به صورت نوشتن کتاب و مقاله است، در پاسخ میگوییم:
اولاً، چنین تبلیغی غالباً در دفاع و پاسخگویی از شبهات و سمپاشی بر ضد انواع حجاب اسلامی مثل چادر مشکی است.
ثانیاً، بر فرض که تبلیغ نظری و علمی، حتی به صورت غیر دفاعی و ابتدایی دربارهی چادر مشکی بانوان زیاد باشد؛ اگر اینگونه تبلیغ مستند به ادله و شواهد قوی و با روش صحیح انجام گیرد، نباید از آن برآشفته شوید، بلکه اگر آن را قبول ندارید، به طور منطقی و استدلالی میتوانید آن را نقد نمایید.
ثالثاً، ای کاش شما نیز به این پرسش پاسخ میدادید که با استناد به چه دلیلی در جامعه ی اسلامی به تبلیغ لباسهای نازک، کوتاه و رنگارنگ برای بانوان و دختران اقدام میکنید؟ متاسفانه در اغلب مقالاتی که به تبلیغ لباسهای مذکور پرداخته میشود، به جای برخورد اثباتی، یعنی ترویج و تبلیغ لباس مورد نظر خود با دلیل و منطق، غالبا از طریق سلبی، یعنی تخریب حجاب برتر، مثل چادر مشکی اقدام میشود.[۴۴]
ب) اگر مراد شما از تبلیغ، تبلیغ عملی چادر مشکی در سطح جامعه است، باید گفت که به دلیل برخورداری حجاب مذکور از حمایت ادله ی عقلی و نقلی، اینگونه تبلیغ هیچ منع عقلی و شرعی ندارد. با دقت در پاسخ فوق، نادرستی این سخن که چرا کسی برای این سؤال که چرا تیره پوشی تبلیغ و ترویج میشود پاسخی ندارد،[۴۵] نیز آشکار میگردد.
▪ شبهه:
برخی با این عبارت که «در سالهای نخست انقلاب اسلامی، بیش تر خانمها از چادرهای رنگ روشن و گلدار استفاده میکردند که پوشش خوب و کاملی نیز بود»،[۴۶] خواستهاند این شبهه را القا کنند که چادرهای زنان در سالهای نخست انقلاب واجد چهارچوب شرعی بوده است. آیا ادعای مذکور درست است؟
ـ پاسخ:
اولاً، بر فرض بپذیریم که خانمها در اول انقلاب از چادرهای گلدار و رنگ روشن استفاده میکردند، مگر هر کاری که در سالهای نخست و پرالتهاب انقلاب ـ که به طور طبیعی به دلیل مسائل روزمره و پیچیده ی انقلاب، فرصت تبیین و تعمیق مبانی دینیِ وجود نداشته است ـ توسط بانوان انجام شده است، شرعاً خوب و قابل دفاع است که اکنون پس از بیست سال، عمل کردِ آن زمان، ملاک و معیار و حجت شرعی باشد؟[۴۷] روشن است که عمل مقطعی عدهای از زنان در سالهای نخست پر التهاب انقلاب، شرایط سیره ی متشرعه را ندارد تا قابل پذیرش باشد؛ و از این رو، نمیتوان به آن استناد نمود؛ زیرا استفاده ی زنان از چادر رنگارنگ و گلدار در مواجهه با نامحرم، در صورتی که باعث جلب توجه نامحرم و تحریک مردان گردد، مخالف حجاب مورد قبول قرآن و سیره ی عملی فاطمه ی زهرا(س) و زنان انصار است، که در بیرون منزل از جلباب و چادر مشکی استفاده میکردند.
ثانیاً، داوری در باب پوشش خوب و کامل و شرعی، مسئلهای دقیق و پیچیده و تخصصی است که کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی، یعنی فقها و مراجع تقلید باید در مورد آن اظهار نظر نمایند[۴۸]؛ همانند مسائل پزشکی که اموری تخصصیاند و افراد غیر متخصص در پزشکی، عقلاً و شرعاً مجاز به اظهار نظر دربارهی آنها نیستند.
پی نوشتها
[۱]. کتایون میر شفیعی، روزنامهی نوروز، ۱۸ / ۴ /۸۰، ص ۸، ستون سوم.
[۲]. به استفتاءات پایان کتاب مراجعه گردد.
[۳]. مرتضی مطهری، پاسخ های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله ی حجاب، ص۱۳.
[۴]. سوره ی نور (۲۴)، آیه ۳۱.
[۵]. الخمار: ثوب تغطّی به المرأهٔ راسها والجمع خُمُر فیومی، المصباح المنیر؛ هم چنین در مجمع البحرین طریحی، ذیل واژه ی خُمُر آمده است: قوله فلیضربن بخُمُرهن، ای مقانعهن. خُمُر جمع خمار و هی المقنعه؛ همچنین ر.ک: شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۷، ص۴۳؛ بانو امین، تفسیرمخزن العرفان، ج ۹، ص ۱۰۵، ذیل آیه ی شریفه ی ۳۱ نور، (آیه ی خمار).
[۶]. «ما رأیت نساءً خیراً من نساء الانصار لما نزلت هذه الآیهٔ قامت کل واحدهٔ منهنّ الی مرطها المرحل فصدعت منه صدعهٔ فاخترمن، فاصبحن کانّ علی روسهنّ الغربان»: زمخشری، تفسیر کشاف، ج ۳، ص ۲۳۱، ذیل آیه ی شریفه ی ۳۱ سوره ی نور. حدیث مذکور، با الفاظ و تعابیر مختلف در کتاب های متعدد، اهل تسنن آمده است؛ از جمله: صحیح البخاری، شرح العسقلانی، ج ۸، ص ۴۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۲۸۴، ذیل آیه ی شریفه ی خمار و المفصل فی احکام المرأهٔ و البیت المسلم فی الشریعهٔ اسلامیهٔ، ج ۳، ص ۳۲۰.
[۷]. المختمرهٔ من الضأن: السوداء و رأسها ابیض و من المعز ایضاً: خلیل، العین، ذیل ریشه ی خمر و الخمریّ من الالوان؛ الاسود الضارب الی الحمرهٔ کلون الخمر الاسود: شرتونی، اقرب الموارد، ذیل ریشه ی خمر.
[۸]. برای پی بردن به بعضی از نکات ر. ک: سید حسن مصطفوی، «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» ذیل ریشه ی خمر.
[۹]. سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۵۹.
[۱۰]. برای آگاهی بیش تر ر.ک: «نقد ادله مخالفین چادر مشکی» روزنامه جمهوری اسلامی، ۳ و ۴ بهمن ماه ۷۹.
[۱۱]. طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۵۵.
[۱۲]. مقاله «آزادی و برابری زن در اسلام»، نشریه ی آوای زن، شماره ی ۲۱.
[۱۳]. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۶۳، به نقل از: «تفاوتهای زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روانشناسی»، دکتر محمود بهزاد، مجله ی نگین، شماره ی ۱۳۴، تیرماه ۱۳۵۵.
[۱۴]. غلامعلی حداد عادل، همان، ص۶۴، به نقل از کتاب:
the psycholojy of clothes، ص۱۰۷.
[۱۵]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۴۰، روایت ۱۲.
[۱۶]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۲، ص ۵۷۰، واژه ی حیاء.
[۱۷]. سید مهدی قانع، «انسان، پوشش و ریشههای تاریخی»، مجله ی پیام زن، شماره ی ۱۹، ص ۶۸.
[۱۸]. صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۳: «فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و ارادت النبی(ص).»
[۱۹]. طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۹۸.
[۲۰]. سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۵۹.
[۲۱]. لمّا نزلت هذه الآیهٔ «یدنین علیهن من جلابیبهن» خرج نساء الانصار کأنّ علی رؤسهن الغربان من اکسیهٔ سود یلبسنها: سنن ابی داود، ج ۲، ص ۱۸۲.
[۲۲]. عون المعبود، شرح سنن ابی داود، ج ۱۱، ص ۱۵۹.
[۲۳]. به عنوان نمونه ر. ک: لسان العرب، القاموس المحیط، اقرب الموارد، منتهی الارب فی لغهٔ العرب، محیط المحیط، معجم الوسیط ذیل ریشهی جلب.
[۲۴]. لسان العرب، ذیل ریشه ی جلب.
[۲۵]. العین خلیل و تاج العروس زبیدی، ذیل ریشه ی جلب.
[۲۶]. الجلباب: کساء اسود تلبسه المرأهٔ فوق ثیابها، الخطیب العدنانی، الملابس و الزینهٔ فی الاسلام، (فی اسماء و انواع الملابس القدیمه و الحدیثه)، ص ۱۹۰.
[۲۷]. فاطمه خاتمی، روزنامهی ایران، شماره ی ۱۶۲۷، ۲ مهرماه ۷۹، ص ۴.
[۲۸]. فاطمه خاتمی، روزنامه ی ایران، شماره ی ۱۶۲۷، ۲ مهر ماه ۷۹، ص ۴.
[۲۹]. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۸، ص ۲۳۳.
[۳۰]. ابوالقاسم خویی، شرح عروهٔ الوثقی، کتاب الصلاهٔ، ج ۱، مکروهات لباس مصلی.
[۳۱]. برای آشنایی با این روایات ر.ک: فروع کافی، ج ۲، کتاب الصلاهٔ باب اللباس الذی تکره الصلاهٔ فیه و ما لا تکره، ص ۳۹۷، و کتاب الزی و التجمل باب لبس السواد، ص ۴۴۹؛ وسایل الشیعهٔ الی تحصیل مسائل الشریعهٔ، ج۳، کتاب الصلاهٔ، ابواب لباس مصلی و مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، کتاب الصلاهٔ، ابواب لباس مصلی.
[۳۲]. بعضی از روایاتی که شارع مقدس در آنها پوشش غلیظ را در مواجهه با نامحرم خواسته و از پوشیدن لباس نازک نهی کرده است در زیر ذکر میشود:
الف) عن امیرالمؤمنین(ع): من رقّ ثوبه، رقّ دینه؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۱۱، و ج ۳، ص ۲۴۹.
ب) عن ابی عبد الله علیه السلام قال: لا یصلح للمرأهٔ المسلمهٔ ان تلبس من الخمر و الدروع ما لا یواری شیئا؛ الحر العاملی، وسائل الشیعهٔ، ج۳، ابواب لباس مصلی، باب ۲۱، حدیث ۲.
[۳۳]. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۸، ص ۲۳۵.
[۳۴]. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج ۱، ص ۳۵، ۳۶ و ۳۸؛ ویژه نامه ی فرهنگ اسلام، بهار سال ۱۳۷۹، ص ۷۰؛ همچنین ر. ک: استفتائات آخر کتاب.
[۳۵]. کان رسول الله(ص) یکره السواد الا فی ثلاث: الخفّ و العمامهٔ و الکساء ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۴۴۹، روایت ۱.
[۳۶]. ر.ک: توضیح المسائل مراجع تقلید، شرایط لباس نمازگزار؛ همچنین کتاب «احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان» مطابق با نظرات آیات و مراجع تقلید، ص ۵۲ و ۵۷.
[۳۷]. همان، صفحه ی ۶۲ ـ ۶۳.
[۳۸]. صدوق، المقنع، ص ۲۲۹، و حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۱.
[۳۹]. روی لا تصلّ فی ثوب اسود فأما الخفّ او الکساء او العمامه فلا بأس؛ شیخ کلینی، فروع کافی، ج ۳، ص ۴۰۳.
[۴۰]. الطباطبایی الیزدی، العروهٔ الوثقی، کتاب الصلاهٔ، ص ۲۰۱، و شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۱، ص ۱۴۷.
[۴۱]. گیو نمازی، روزنامه ی نوروز، ۱۸/۴/۸۰، ص ۸، ستون چهارم.
[۴۲]. کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۴۴۹، روایت۱.
[۴۳]. محدث قمی، سفینهٔ البحار، ج ۱، ص ۶۷، واژه ی سواد، و علی ابوالحسنی، سیاه پوشی در سوگ ائمه ی نور.
[۴۴]. گیو نمازی، روزنامه ی نوروز، ۱۸/۴/۸۰، ص ۸، ستون اول.
[۴۵]. همان.
[۴۶]. فاطمه خاتمی، روزنامه ی ایران، ۲ / ۷ / ۷۹، ص ۴.
[۴۷]. البته مخفی نماند که در حال و هوای اوایل انقلاب که زنان پس از دهها سال بیحجابی زمان طاغوت، تازه به دوران انقلاب اسلامی قدم گذاردند، رعایت همان نوع و مقدار از حجاب نیز از سوی آنان قابل تقدیر است ولو اینکه حجاب آنها در حد حجاب شرعی برتر نبوده است.
[۴۸]. در پیوست آخر کتاب، تعدادی از نظرات مراجع تقلید را به عنوان کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی حجاب و لباس آورده ایم.
امام حسن عسگری : ما حجت خدا بر مردم و مادرم حجت خدا بر ماست
خدای عز وجل :ای پیامبر اگر علی نبود تو را نمی افریدم و اگر فاطمه نبود هیچکدامتنان را