کتاب حاضر خاطراتی جالب از یک پسر پانزده ساله به نام آنتون می باشد که اتفاقات هر روزش را بازگو می کند: امروز یک دعوای حسابی از مامان شنیدم چون با تاکسی برای خرید دفتر رفتم، بعد از سر و صدای اولیه، مامان گفت که تعداد دفاتر برای یکسال کافی است. من هم گفتم که این همه دفتر را نمی توانستم کول کنم! هرچند مجبور شدم اعتراف کنم که موقع رفتن می توانستم با اتوبوس بروم، اینطور که پیدا بود امروز تنبیه شدم و خبری از شیرینی نبود.
نام نویسنده : امید ایران
دانلود کتاب ( لینک کمکی 2 )
حجم فایل : 638 کیلوبايت
پسورد فایل : www.irebooks.com [با حروف كوچك نوشته شود]