بیاید باهم به اینا بخندیم.....
یک شنبه 7 آبان 1391 11:43 AM
حیف نون توجبهه بی سيم ميزنه ميگه من 500 عراقی اسيرکردم بياييد ، ميگن خودت بيارشون، ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام!
حیف نون میره دکتر،میگه آقای دکتر من فراموشی گرفتم... دکتر میگه : چند وقته این بیماری رو دارین؟
حیف نون میگه: کدوم بیماری؟ !!!
به حیف نون می گن چرا خودت رو به سپر ماشین می مالی؟ می گه می خوام اوقات فراغتم سپری بشه!
یه اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج… میگن: ما اینجا جرج نداریم که! خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن حیف نون رو گرگ خورده!!!
حیف نون می ره عروسی. فرداش رفیقش ازش می پرسه چه طور بود؟ حیف نون می گه خیلی عالی بود! روى من اسم یه گل گذاشته بودن و هى صدام می کردن. رفیقش می گه چى می گفتن؟ حیف نون می گه منو انداخته بودن وسط وهی دورم مى چرخیدن می گفتن اسگله رو اسگله رو!!!
به حیف نون میگن با وطن جمله بساز میگه: رفتم حموم و تنم رو شستم بهش میگن با (ط)دسته دار باشه
حیف نون میگه : اتفاقا با طی دسته دار تنمو شستم !
...آدمـــــ باید آدمــــــــــــــ