پاسخ به: شیخ رجبعلی خیاط (ره )
یک شنبه 7 آبان 1391 9:03 AM
از کرامات شیخ
خداي عيب پوش
يكي ازدوستان شيخ
به قصد زيارت شيخ از منزل خارج مي شود .
در بين راه انديشه گناهي به سرش مي زند .
به منزل شيخ كه مي رسد و مي نشيند ،
شيخ مي گويد :فلاني ! در چهره توچه چيزي مي بينم ؟
دردل مي گويد:// يا ستار العيوب !//
شيخ مي خندد و مي پرسد :
چه كار كردي آنچه مي ديدم محو و ناپديد شد.؟
![]()
![]()
![]()
كاسه سبز
فردي از شيخ تقاضا مي كند ،
فرزندش كه تا جندي ديگر به دنيا مي آيد ،
صالح و با ايمان باشد .
شيخ برايش دعا مي كند و مي گويد :
خداو ند به تو پسري عطا مي فرمايد
نامش را مهدي بگذار .
سپس دستور مي دهد عده اي از فقيران را اطعام كند .
وي اين سفره را مي اندازد و نزد شيخ را مي رود
تا جريان اطعام را بيان نمايد .
قبل از آن كه شروع كند ،
شيخ تمام خصوصيات مجلس و وضع افراد را مي فرمايد
و مي گويد :
در آن هنگام كه كاسه سبز در دست داشتي
و ميان سفره آب مي دادي ،
حضرت اباعبدالله الحسين (ع)كنار منبر حسينيه شما
نشسته بودند و دعا مي كردند
و انشاءالله ، سفره شما مورد قبول واقع شده است .
چندي بعد خداوند پسري به وي عطا مي كند ونامش را مهدي مي گذارد.
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه