0

بررسی موضوع عاشورا

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:بررسی موضوع عاشورا
پنج شنبه 4 آبان 1391  8:45 PM

حضرت زینب کبری(س)؛ مایه افتخار جهان

 
           
 
ما در تاريخ مذهبى و دينى خود مثال زياد داريم . يكى از زنان اسلام كه مايه افتخار جهان است زينب كبرى عليها السلام است . تاريخ نشان مى دهد كه حوادث خونين و مصائب بى نظير كربلا زينب را به صورت پولاد آبديده در آورد . زينبى كه از مدينه خارج شد با زينبى كه از شام به مدينه برگشت يكى نبود . زينبى كه از شام برگشت رشد يافته تر و خالص تر بود . حتى آنچه در خلال حوادث اسارت ظهور كرده با آنچه در خلال ايام كربلا در زمانى كه هنوز برادر بزرگوارش زنده بود و مسؤوليت به عهده زينب گذاشته نشده بود , از زينب ظهور كرد , فرق دارد .
  
يكى از زنان فاضله مسلمان عرب در زمان ما به نام دكتر عايشه بنت الشاطى كتابى درباره زينب نوشته به نام بطلة كربلا يعنى بانوى قهرمان كربلا . اين كتاب چند بار به فارسى ترجمه و چاپ شده . اين بطولتو قهرمانى قسمت زيادش معلول همان حوادثو شدايد كربلاست . حوادثكربلا بود كه زبان زينب كبرى را به آنچنان خطابه غرا و آتشينى در مجلس يزيد جارى كرد كه همه شنيده ايد .
  
ابوتمام مى گويد : * لولا اشتعال النار فى ما جاورت { ما كان يعرف طيبعرف العود *
  
اگر آتش در كنار چوبعود مشتعل نشود و داغى و سوزندگى آن عود را نگيرد , بوى خوش عود ظاهر نمى گردد . تا آتش نباشد , تا درد و سوزش نباشد , هنر چوب عود ظاهر نمى گردد .
  
سعدى در همين مضمون مى گويد : * قول مطبوع از درون سوزناك آيد كه عود { چون همى سوزد جهان از وى معطر مى شود *
  
رودكى مى گويد : * اندر بلاى سخت پديد آيد { فضل و بزرگوارى و سالارى *
  
اباعبدالله اهل بيت خودش را حركت مى دهد براى اينكه در اين تاريخ عظيم , رسالتى را انجام دهند , براى اينكه نقش مستقيمى در ساختن اين تاريخ عظيم داشته باشند با قافله سالارى زينب , بدون آنكه از مدار خودشان خارج بشوند .
  
ما مى بينيم در شبعاشورا , زينب يكى دو نوبتحتى نمى تواند جلوى گريه اش را بگيرد , يكبار آنقدر گريه مى كند كه بر روى دامن حسين بيهوش مى شود , و حسين عليه السلام با صحبتهاى خود زينبرا آرام مى كند . | لا يذهبن حلمك الشيطان | (23) . خواهر عزيزم ! مبادا هوس شيطانى بر تو مسلط بشود و حلم را از تو بربايد , صبر و تحمل را از تو بربايد . وقتى حسين ( ع ) به زينب ( س ) مى فرمايد كه چرا اين طور مى كنى , مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودى ؟ جد من از من بهتر بود , پدر ما از ما بهتر بود , برادر همين طور , مادر همين طور , زينب با حسين ( ع ) اين چنين صحبت مى كند : برادر جان ! همه آنها اگر رفتند بالاخره من پناهگاهى غير از تو داشتم , ولى با رفتن تو براى من پناهگاهى باقى نمى ماند . اما همينكه ايام عاشورا سپرى مى شود و زينب , حسين عليه السلام را با آن روحيه قوى و نيرومند و با آن دستورالعملها مى بيند , زينب ( س ) ديگرى مى شود كه ديگر احدى در مقابل او كوچكترين شخصيتى ندارد . امام زين العابدين ( ع ) فرمود : ما دوازده نفر بوديم و تمام ما دوازده نفر را بيك زنجير بسته بودند كه يك سر زنجير به بازوى من و سر ديگر آن به بازوى عمه ام زينب بسته بود . مى گويند تاريخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است . بنابراين بيست و دو روز از اسارت زينب ( س ) گذشته است , بيست و دو روز رنج متوالى كشيده است كه با اين حال او را وارد مجلس يزيد بن معاويه مى كنند , يزيدى كه كاخ اخضر او يعنى كاخ سبزى كه معاويه در شام ساخته بود , آنچنان بارگاه مجللى بود كه هر كس با ديدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه , خودش را مى باخت . بعضى نوشته اند كه افراد مى بايستاز هفت تالار مى گذشتند تا به آن تالار آخرى مى رسيدند كه يزيد روى تخت مزين و مرصعى نشسته بود و تمام اعيان و اشراف و اعاظم سفراى كشورهاى خارجى نيز روى كرسيهاى طلا يا نقره نشسته بودند . در چنين شرايطى اين اسراء را وارد مى كنند و همين زينب ( س ) اسير رنج ديده و رنج كشيده , در همان محضر چنان موجى در روحش پيدا شد و چنان موجى در جمعيت ايجاد كرد كه يزيد معروف به فصاحت و بلاغت را لال كرد . يزيد شعرهاى ابن زبعرى را با خودش مى خواند , و به چنين موقعيتى كه نصيبش شده است افتخار مى كند . زينب فريادش بلند مى شود : | اظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق كما تساق الاسارى ان بنا على الله هوانا و بك عليه كرامه | ؟ ( 24 )
   
اى يزيد ! خيلى باد به دماغت انداخته اى | شمخت بانفك | ( 25) ! تو خيال مى كنى اينكه امروز ما را اسير كرده اى و تمام اقطار زمين را بر ما گرفته اى , و ما در مشت نوكرهاى تو هستيم , يك نعمت و موهبتى از طرف خداوند بر تو است ؟ ! به خدا قسم تو الان در نظر من بسيار كوچك و حقير و بسيار پست هستى , و من براى تو يك ذره شخصيت قائل نيستم . ببينيد اينها مردمى هستند كه بجز ايمان و شخصيت روحى و معنوى همه چيزشان را از دست داده اند . آن وقت شما توقع نداريد كه يكهمچون شخصيتى مانند شخصيت زينب ( س ) چنين حماسه اى بيافريند , و در شام انقلاب به وجود بياورد ؟ همان طور كه انقلاب هم به وجود آورد . يزيد مجبور شد در همان شام روش خودش را عوض بكند و محترمانه اسراء را به مدينه بفرستد , بعد تبرى بكند و بگويد خدا لعنت كند ابن زياد را , من چنان دستورى نداده بودم , او از پيش خود اين كار را كرد . چه كسى اين كار را كرد ؟ زينب ( س ) چنين كارى را كرد . در آخر جمله هايش اينطور فرمود : | يا يزيد كد كيدك واسع سعيك ناصب جهدك فوالله لا تمحو ذكرنا و لا تميت وحينا | ( 26 ) . زينب عليهاسلام به كسى كه مردم با هزار ترس و لرز به او يا اميرالمؤمنين مى گفتند , خطاب مى كند كه يا يزيد به تو مى گويم , هر حقه اى كه مى خواهى بزن و هركارى كه مى توانى انجام بده , اما يقين داشته باش كه اگر مى خواهى نام ما را در دنيا محو بكنى , نام ما محو شدنى نيست, آنكه محو و نابود مى شود تو هستى .
          
--------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت :
  
23 - بحارالانوار , ج 45 , صفحه 2 و ارشادشيخ مفيد , صفحه 232 و اعلام الورى , صفحه 236 .
24و25 - بحار الانوار , جلد 45 , صفحه 133 و مقتل الحسين , مقرم , صفحه 462 و اللهوف , صفحه 76 . اى يزيد آيا تو گمان كردى كه اقطار زمين و آفاق آسمان را بر ما گرفته اى و اين يك موهبتى است از طرف خدا براى تو و ذلت و خوارى است براى ما .
  
26 - بحار الانوار , جلد 45 , صفحه 135 و اللهوف , صفحه 77 .
 
نویسنده: استاد مرتضی مطهری

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها