0

بررسی موضوع عاشورا

 
babak110
babak110
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : مهر 1391 
تعداد پست ها : 4259
محل سکونت : ایران عزیز

پاسخ به:بررسی موضوع عاشورا
پنج شنبه 4 آبان 1391  8:45 PM

معرّفى اجمالى‏ حضرت زینب(س)

 
           
 

حضرت زينب (س) روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم يا ششم هجرى ديده به جهان گشود. پدرش حضرت امير المؤمنين (ع) و مادرش حضرت فاطمه زهرا (س) مى‏باشد. «1» پس از تولّد، حضرت فاطمه دخترش را نزد حضرت على (ع) بردند و از ايشان خواستند كه نامى براى وى انتخاب نمايد، امير المؤمنين (ع) فرمود: از پيامبر (ص) پيشى نمى‏گيرم در آن هنگام پيامبر (ص) در مسافرت بودند.
پس از بازگشت، على (ع) به محضرشان شرفياب شد و از ايشان در خواست كرد كه براى دخترش نامى انتخاب بكند. رسول خدا (ص) فرمودند: من هم از پروردگارم پيشى نمى‏گيرم. در اين هنگام جبرئيل نازل شد و درود پروردگار را ابلاغ فرمود و گفت: نام اين دختر را «زينب» انتخاب كن. زيرا خداوند چنين فرموده است. سپس از مصائبى كه بر اين كودك وارد مى‏شود خبر داد؛ پيامبر (ص) در حالى كه سخت مى‏گريستند فرمود: هر كس بر او بگريد مانند كسى است كه بر حسين (ع) گريسته.
كنيه او را نيز ام كلثوم گذاشتند. «2» وى دختر بزرگ اين خانواده مى‏باشد. «3»
    
حضرت زينب لقب‏هاى فراوانى دارد كه عبارت‏اند از: صدّيقه صغرى‏، عقيله بنى‏هاشم، عقيلة الطّالبيّين، موثّقه، عارفه، عالمه غير معلّمه، فاضله، كامله، عابده آل ابى‏طالب. «4»
   
كنيه‏اش، امّ المصائب، امّ الرّزايا، امّ النّوائب، امّ كلثوم كبرى، امّ عبداللَّه و امّ الحسن بوده است. «1»
  
با نزديك شدن وفات پيامبر اكرم (ص) حضرت امير المؤمنين (ع) و حضرت فاطمه (س) هر كدام خوابى حاكى از وفات پيغمبر (ص) مى‏ديدند و به همين جهت گريه زارى مى‏كردند. حضرت زينب (س) خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: يا جدّاه در خواب ديدم كه باد تندى وزيد دنيا و آنچه در آن است تيره و تار شد و مرا از جايى به جاى ديگر حركت مى‏داد، من از شدّت آن باد به درخت تنومندى تكيه دادم، در اين هنگام آن درخت از جا كنده شد و بر روى زمين افتاد. به يكى از شاخه‏هاى نيرومند آن چسبيدم اما آن شاخه شكسته شد، به سراغ شاخه ديگرى رفتم آن هم شكست به دو شاخه ديگر پناه بردم آن دو نيز شكستند و من از خواب بيدار شدم. رسول خدا (ص) از شنيدن سخنان زينب اندوهگين شد و اشك غم از ديدگانش جارى شد؛ آنگاه فرمود: آن درخت كه از ريشه كنده شد منم جدّ تو؛ و آن شاخه اوّل مادرت فاطمه (س)، شاخه دوم پدرت على (ع) و آن دو شاخه ديگر برادرانت حسن و حسين (ع) هستند! دخترم! اين خواب حكايت از آن دارد كه دنيا از فقدان آنان تيره و تار مى‏شود، و شما دچار مصائب و دشواريهاى فراوانى خواهيد شد. «2»
طولى نكشيد كه براى زينب (س) آنچه را كه در خواب ديده بود در بيدارى تعبير شد و او به غم فراق جدّ بزرگوار و مادر مهربان خود دچار گرديد.
   
وى در زمان رحلت پيامبر (ص) پنج ساله بود «3» و در عين اينكه خردسال بود امّا از مادرش فاطمه سلام اله عليها «4» و اسماء بنت عميس و طهمان يا ذكوان (غلام‏ پيامبر ص) حديث نقل مى‏كند. «1»
  
برخى از مورّخين نوشته‏اند كه: حضرت زهرا (س) به زينب سفارش كرد كه در كنار حسين (ع) باشد و بعد از او براى آنها مادر باشد، زينب هم هيچ‏گاه اين سفارش مادر را فراموش نكرد. «2»
  
زمانى كه زينب (س) پا به سنّ ازدواج گذاشت خواستگاران زيادى داشت امّا با تنها مردى كه شايستگى و لياقت همسرى زينب (س) را داشت يعنى عبداللَّه جعفر (پسر عموى خود) ازدواج كرد. «3» برخى از مورخين تاريخ اين ازدواج را سال هفدهم هجرى مى‏دانند. «4» ثمره اين ازدواج چهار و يا پنج فرزند مى‏باشد كه دوتاى آنها به نامهاى عون و محمد كه در كربلا به شهادت رسيدند كه در بخشهاى ديگر به آن اشاره خواهد شد. «5»
  
- موقعيت زينب (س) نزد امام حسين (ع):
  
برخى از مورخين چنين آورده‏اند: حسين (ع) نسبت به زينب (س) احترام ويژه‏اى قائل بود به طورى كه هرگاه زينب بر او وارد مى‏شد امام مى‏ايستاد و زينب را در جاى خود مى‏نشاند و اين نشانه منزلت و عظمت زينب است «6» و همچنين وارد شده كه آن حضرت مشغول تلاوت قرآن بوده وقتى زينب (س) وارد شد امام (ع) قرآن را زمين گذاشت و به احترام زينب ايستاد. «7»
  
يحيى مازنى گويد: من در مدينه مدّت زيادى همسايه امير المؤمنين (ع) بودم و به آن خانه‏اى كه زينب (س) سكونت داشتن نزديك بودم امّا سوگند به خدا نه اندام‏ زينب را ديدم و نه صداى او را شنيدم؛ هنگامى كه اراده زيارت مرقد مطهر رسول خدا (ص) را داشت شبانه حركت مى‏كرد در حالى كه امام حسين (ع) سمت راست او، امام حسن سمت چپش و امير المؤمنين (ع) پيشاپيش دخترش حركت مى‏كرد؛ زمانى كه نزديك قبر مطهر مى‏رسيدند على (ع) چراغ قنديل را خاموش مى‏كردند وقتى امام حسن (ع) علّتش را پرسيد على (ع) فرمودند: مى‏ترسم اشخاصى در اين اطراف باشند كه قيافه و اندام خواهرت را ببينند. «1»
  
منبع: اسیران و جانبازان کربلا، ص 89-93، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.

خدایا چنان کن سرانجام کار                  تو خشنود باشی و ما رستگار

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها