پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان
سه شنبه 11 مهر 1391 11:14 PM
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-
ابلیس بعد از رجیم شدن از خدای متعال درخواست نمود که تا روز قیامت فرصت داشته باشد و به اغواگری انسان ها بپردازد:
«قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنی إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛[ص/79] گفت: پروردگارا! مرا تا روزى كه انسانها برانگیخته مىشوند مهلت ده!»
که خدای متعال در پاسخ او با قسمتی از درخواستش موافقت کرده است:
«قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرینَ * إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛[ص/80-81] فرمود: تو از مهلت دادهشدگانى * ولى تا روز و زمان معیّن!»
اما پرسش این است كه وقت معلوم چه زمانی است؟در این باره میان مفسران اختلاف نظر است و روایات در این مورد بیانهای متفاوتی دارند:
1- نظر ابن عباس و مشهور مفسران این است كه مراد از "وقت معلوم" پایان دوره تكلیف و نفخه نخستین است؛ یعنی نخستین باری كه اسرافیل در صور میدمد كه با دمیدن آن، همه مخلوقات جاندار میمیرند، با نفخه دوم و دومین باری كه اسرافیل در صور میدمد، همه زنده میشوند. میان صور اول و دوم چهل یا چهارصد سال (بنا بر اختلاف روایات) فاصله است. با دمیدن صور دوم قیامت آغاز میشود. ابلیس از خدا خواست تا دمیده شدن صور دوم كه روز بعث و برانگیختن است، زنده باشد. خدا به او فرمود، تا وقت معلوم یعنی تا دمیده شدن صور اول زنده خواهی بود؛ پس در فاصلة زمانی میان صور اول و دوم زنده نخواهد بود. امام صادق(ع)میفرماید: وقت معلوم روزی است كه نخستین بار در صور دمیده میشود، در این هنگام ابلیس میمیرد و در فاصله زمانی میان صور اول و دوم ابلیس زنده نیست.[1]
2- نظر دیگر این است كه "وقت معلوم" را فقط خدا میداند و برای ابلیس مبهم است؛ زیرا اگر برای او مبهم نبود به معصیت تشویق میشد.
3- در برخی روایات آمده است: وقت معلوم، روز قیام امام زمان(ع) است.
در کتاب بحارالانوار،(ج 60، ص 221) از امام صادق(ع) روایتی دارد كه «ابن وهب از امام درباره سرنوشت ابلیس که در آیه مذكور آمده است پرسش می كند كه این روز چه روز و زمانی است؟ امام می فرمایند: ای وهب آیا تصور می كنی كه آن روز، زمانی است كه خدا در آن روز مردم را مبعوث می كند (این چنین نیست) بلكه خداوند ابلیس را تا روز قیام قائم ما مهلت می دهد. در آن زمان، حضرت، ابلیس را محكم می گیرند، گردن او را می زند و آن روز زمان معلوم است.
4- و در برخی روایات گفته شده است: وقت معلوم پس از رجعت پیامبراسلام (ص) است. و ابلیس بر صخرهای كه در بیتالمقدس است به دست پیامبراسلامكشته خواهد شد.[2]
اما نکته مهمی که باید بدان توجه داشته باشیم، این است که شیطان با ابلیس فرق دارد. "شیطان" اسم عام و جنس است و به هر موجود موذی، منحرف كننده، طاغی و سركش كه از راه راست بركنار بوده و درصدد آزار دیگران است و میخواهد میان مردم دو دستگی و فساد به راه اندازد، گفته میشود، خواه انسانی باشد یا غیر انسانی.
«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ؛[انعام/112] و بدین گونه برای هر پیامبر دشمنی از شیطانهای انس و جن برگماشتیم..." حتّی در روایات به میكروب هم شیطان گفته شده است.»
ولی "ابلیس" اسم خاص و عَلم است و یكی از مصادیق شیطان است، و همان است که از سجده بر آدم سرپیچی کرد واز درگاه خداوند رانده شد.
بنابراین
اما قتل شیطان و ابلیس به معنای از بین رفتن همه شیاطین به ویژه انسان های شیطان صفت نیست. زیرا تكلیف برقرار است و تكلیف دائر مدار اختیار خیر و شر است و برخی انسان ها هستند كه نقش شیطان را بر عهده دارند. ضمن این كه نفس اماره نیز هست.
اما به هر حال از حجم پلیدی ها کاسته می شود. علامة طباطبایی(ره) مفسّر كبیر قرآن در مورد وقت معلوم میفرماید: روز وقت معلوم كه سرآمد مهلت ابلیس است، روزی است كه مجتمع بشری از گناه و شر رهایی یافته و به خیر و صلاح خالص رسیده است. به طوری كه در روی زمین جز خدا پرستش نمیشود و بساط كفر و فسق و نفاق برچیده شده است، نه روز نفخه اول كه روز مرگ عمومی بشر است.[3]
شهر سوال/گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html
پی نوشت ها:
[1]. ر.ك: بحارالانوار، علامه مجلسی;، ج 11، ص 108، مؤسسة الوفأ، بیروت.
[2]. ر.ك: بحار، همو، ج 11، ص 154 و 405.
[3]. ر.ك: المیزان، ج 12، ص 160 و 161، دفتر انتشارات اسلامی.
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی