0

تایپک دوران آخر الزمان

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان
سه شنبه 11 مهر 1391  11:14 PM

بعد ازظهوردانشمندان علوم خود را نزد امام زمان فرا میگیرند؟

بعد ازظهوردانشمندان علوم خود را نزد امام زمان فرا میگیرند؟ واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

آيا بعد از ظهور دانشمندان ميروند پيش امام و تمام علوم را ميگيرندو ديگر نيازي به تحقيق نيست؟اگر نه باز هم بايد زحمت بكشند پس نقش امام چيست؟كلا رويكرد امام با علوم چگونه است؟

همان طور كه مي دانيد عصر ظهور، زمان گسترش و شكوفايى علم و دانايى است، و مدينه فاضله اسلامى، شهر علم و دانش است. با آمدن منجى عالم، همان گونه كه ظلم و بيداد جاى خود را به عدل و دادگرى مى‏سپارد، و نابسامانى‏هاى اجتماعى به سامان مى‏گرايد; جهل و نادانى نيز جاى خود را به علم و دانايى مى‏دهد و جهان از نور عقل و دانش آكنده مى‏شود. علوم و دانش‏هايى كه در طول اعصار و قرون در پشت پرده‏ها مكنون مانده بود، ابراز مى‏گردد و مرز دانايى و يادگيرى تا سراپرده منازل و اعماق وجود تك تك انسان‏ها، گسترش مى‏يابد.امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده است:«العلم سبعة وعشرون حرفا فجميع ما جائت‏به الرسل حرفان، فلم يعرف الناس حتى اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفا فبثها فى الناس و ضم اليها الحرفين حتى يبثها سبعة و عشرين حرفا;علم و دانش ۲۷ حرف است و ۲۷ شعبه و شاخه دارد. تمام آنچه پيامبران الهى براى مردم آوردند، دو حرف بيش نبود و مردم تا كنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند. اما هنگامى كه قائم ما قيام كند. ۲۵ حرف و شاخه و شعبه ديگر را آشكار و در ميان مردم منتشر مى‏سازد و دو حرف ديگر را با آن ضميمه مى‏كند تا ۲۷ حرف كامل و منتشر گردد» .

اين حديث‏به روشنى، جهش فوق العاده علمى عصر انقلاب مهدى (عج) را مشخص مى‏سازد; يعنى، تحول و پيشرفتى به ميزان بيش از دوازده برابر، نسبت‏به تمامى علوم و دانش‏هايى كه در عصر همه پيامبران راستين به بشريت اعطا شده است، پيش مى‏آيد و درهاى تمامى رشته‏ها و شاخه‏هاى علوم مفيد و سازنده، به روى انسان‏ها گشوده مى‏شود و راهى را كه بشر طى هزاران سال پيموده، به ميزان بيش از دوازده برابر آن در اندك زمانى پيموده مى‏شود.

حضرت امام باقر عليه السلام نيز فرموده است:«اذا قام قائمنا وضع الله يده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت‏بها احلامهم;هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند دست محبتش را به سر بندگان مى‏گذارد و عقول آنها را با آن كامل و افكارشان را پرورش داده تكميل مى‏كند» .

بدين ترتيب، در پرتو ارشاد و هدايت‏حضرت مهدى (عج) و در زير دست عنايت او، مغزها در مسير كمال به حركت در مى‏آيد و انديشه‏ها شكوفا مى‏شوند. كوته بينى‏ها، تنگ‏نظرى‏ها و افكار پست و پليد – كه سرچشمه بسيارى از تضادها و برخوردهاى خشونت‏آميز اجتماعى است – ، برطرف مى‏گردد. مردمى بلند نظر، با افكارى باز و سينه‏هايى گشاده و همتى والا و بينشى وسيع، پرورش مى‏يابند، لذا هر ۲۷ حرف علم پياده مى‏شود.

اما پاسخ پرسش شما را در ضمن نكته هاي زير بيان مي كنيم:

1. نخست بايد توجه داشت كه امام صادق ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايد: «علم و دانش بيست و هفت حرف است و همة آن چه پيامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاكنون جز با آن دو حرف، با حرفهاي ديگر آشنايي ندارند و هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده، آن را بين مردم نشر و گسترش مي دهد. وآن دو حرف را نيز ضميمه مي كند و مجموع بيست و هفت حرف را در ميان مردم منتشر مي سازد.»[1]

2. اين روايت و روايات هم خانواده اش نمي گويند همة مردم فوري، بيست و هفت حرف علم را ياد مي گيرند بلكه مي گويد حضرت حجت(عج) بقيه حروف علم را در مي آورد و بين مردم گسترش مي دهند.

به اين معنا كه آن حضرت بيست و هفت حرف علم را براي يادگيري مردم به عرصة ظهور مي رساند و سفرة علم را در اين حد مي گستراند اما آيا هر كسي بيست و هفت حرف را ياد مي گيرد و به مرتبة بالاي علمي مي رسد؟ اين بستگي به تلاش و كوشش افراد دارد و به يقين تعدادي به مرتبة بالايي كه ذكر شد مي رسند ولي چه بسيارند كه از نظر علمي در آن زمان نيز فقيرند و خاصاني كه به مرتبة بالاي علمي رسيده اند، حلقه هاي علمي و كلاس هاي دانش اندوزي را تشكيل مي دهند و بر دانش ديگران مي افزايند و كساني كه طالب علمند در كلاس آنها شركت مي كنند. از اينرو در روايت آمده است كه امام صادق، ـ عليه‎ السلام ـ مي فرمايد: «گويا مي بينيم كه شيعيان علي ـ عليه‎ السلام ـ قرآن ها را در دست دارند و مردم را آموزش مي دهند.»[2] يا اينكه اصبغ بن نباته مي گويد: «ازعلي ـ عليه‎ السلام ـ شيندم كه مي فرمود: «گويا عجم (نژاد غيرعرب) را مي بينم كه چادرهايشان را در مسجد كوفه برافراشته شده است و به مردم قرآن مي آموزند؛ به همان گونه كه فرود آمده است.»[3]

بنابراين گرچه حضرت با ظهورشان مكان يادگيري بيست و هفت حرف علم را فراهم مي كند ولي در همان عصر هم چه بسيارند كه به قلة علمي مذكور نمي رسند و رسيدن به قلّة علمي نيازمند تلاش آنهاست عيناً همانند مرتبة بالاي تقوايي كه هر كس مي تواند با تلاش و كوشش آنرا به دست آورد ولي در عمل همة مردم چنين توفيقي را ندارند پس همان طور كه رسيدن به قلة تقوا نيازمند مجاهدت است رسيدن به درجة بيست و هفتم علم نيز نياز به تلاش و پيگيري دارد.

3. توجه به اين نكته نيز لازم است كه علم داراي مراتبي است و مرتبة آخر علم از آن خداست و پيامبر عزيز اسلام و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز مرتبه اي ازعلم را دارا هستند و نه پيامبران قدرت و اين ظرفيت را دارا هستند كه به محدودة علم الهي كه اختصاص به او دارد وارد شوند و بر معلومات خود بيفزايند و نه تودة مردم اين شايستگي و ظرفيت را دارند كه علمشان را به درجة علم معصومان ـ عليهم السلام ـ برسانند. بنابراين اگر ما نمي توانيم در حد معصومان ـ عليهم السلام ـ عالم شويم اين از باب راكد بودن علم نيست بلكه از بي ظرفيتي ماست.

بنابراين اگر كمالِ دانش بشرِ (غير معصوم) در بيست و هفت حرف باشد و در زمان ظهور آن امام معصوم همة مردم با جد و جهدشان و با كمك گرفتن از امامانشان اين مرتبه از كمال علمي كه براي او تعيين شده است را به دست آوردند چه اشكال دارد در همان مرتبه كه بالاترين مرتبه كمال است (مثلاً) باقي بمانند و يا چنين دانشي به تكاليف شرعي خويش بپردازند و در بُعدهاي ديگري قدم بردارند و به يقين با چنين دانشي و بينشي زندگي كردن و قرآن خواندن صفاي ديگري دارد و ثواب ديگري را مي طلبد. هر چند از نظر فراگيري دانش بيشتر از آن حد راه بسته باشد و اين به معناي راكد بودن علم نيست بلكه به منزلة به مقصد رسيدن است.


 

پرسمان/گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/quran.html

براي مطالعه بيشتر ر.ك:

1. مهدويت ( دوران ظهور ) رحيم كارگر.

2. سيماي امام مهدي (عج)، سيدمحمدرضا طباطبائي نسب.

3. سيره عملي حضرت امام مهدي ـ عليه‎ السلام ـ ، كاظم ارفع.

حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ فرمود:

خداوند از نسل اين دو (حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ) شخصي را بر مي انگيزد كه دژهاي گمراهي را مي گشايد و دل هاي سياه قفل خورده را تسخير مي نمايد. اثبات الهداة، ج 3، ص 448 و495

پی نوشت ها:

[1] . مرحوم مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 326، مؤسسه الوفاء بيروت.

[2] . نعماني، غيبة، 360 هـ ق، كتابفروشي صدوق، تهران، ص 318، بحارالانوار، ج 52، ص 364. .

[3] . محمد بن محمد بن النعمان، الارشاد، 413 هـ ق، بصير ني قم، ص 365؛ محمد بن فتال نيشابوري، ت 508 هـ ق، انتشارات الرضي، قم، ج 2، ص 265.

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها