پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان
سه شنبه 11 مهر 1391 11:14 PM
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-
آيا بعد از ظهور دانشمندان ميروند پيش امام و تمام علوم را ميگيرندو ديگر نيازي به تحقيق نيست؟اگر نه باز هم بايد زحمت بكشند پس نقش امام چيست؟كلا رويكرد امام با علوم چگونه است؟
همان طور كه مي دانيد عصر ظهور، زمان گسترش و شكوفايى علم و دانايى است، و مدينه فاضله اسلامى، شهر علم و دانش است. با آمدن منجى عالم، همان گونه كه ظلم و بيداد جاى خود را به عدل و دادگرى مىسپارد، و نابسامانىهاى اجتماعى به سامان مىگرايد; جهل و نادانى نيز جاى خود را به علم و دانايى مىدهد و جهان از نور عقل و دانش آكنده مىشود. علوم و دانشهايى كه در طول اعصار و قرون در پشت پردهها مكنون مانده بود، ابراز مىگردد و مرز دانايى و يادگيرى تا سراپرده منازل و اعماق وجود تك تك انسانها، گسترش مىيابد.امام صادق عليه السلام در اين باره فرموده است:«العلم سبعة وعشرون حرفا فجميع ما جائتبه الرسل حرفان، فلم يعرف الناس حتى اليوم غير الحرفين فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفا فبثها فى الناس و ضم اليها الحرفين حتى يبثها سبعة و عشرين حرفا;علم و دانش ۲۷ حرف است و ۲۷ شعبه و شاخه دارد. تمام آنچه پيامبران الهى براى مردم آوردند، دو حرف بيش نبود و مردم تا كنون جز آن دو حرف را نشناختهاند. اما هنگامى كه قائم ما قيام كند. ۲۵ حرف و شاخه و شعبه ديگر را آشكار و در ميان مردم منتشر مىسازد و دو حرف ديگر را با آن ضميمه مىكند تا ۲۷ حرف كامل و منتشر گردد» .
اين حديثبه روشنى، جهش فوق العاده علمى عصر انقلاب مهدى (عج) را مشخص مىسازد; يعنى، تحول و پيشرفتى به ميزان بيش از دوازده برابر، نسبتبه تمامى علوم و دانشهايى كه در عصر همه پيامبران راستين به بشريت اعطا شده است، پيش مىآيد و درهاى تمامى رشتهها و شاخههاى علوم مفيد و سازنده، به روى انسانها گشوده مىشود و راهى را كه بشر طى هزاران سال پيموده، به ميزان بيش از دوازده برابر آن در اندك زمانى پيموده مىشود.
بدين ترتيب، در پرتو ارشاد و هدايتحضرت مهدى (عج) و در زير دست عنايت او، مغزها در مسير كمال به حركت در مىآيد و انديشهها شكوفا مىشوند. كوته بينىها، تنگنظرىها و افكار پست و پليد – كه سرچشمه بسيارى از تضادها و برخوردهاى خشونتآميز اجتماعى است – ، برطرف مىگردد. مردمى بلند نظر، با افكارى باز و سينههايى گشاده و همتى والا و بينشى وسيع، پرورش مىيابند، لذا هر ۲۷ حرف علم پياده مىشود.
1. نخست بايد توجه داشت كه امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «علم و دانش بيست و هفت حرف است و همة آن چه پيامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاكنون جز با آن دو حرف، با حرفهاي ديگر آشنايي ندارند و هنگامي كه قائم ما قيام كند، بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده، آن را بين مردم نشر و گسترش مي دهد. وآن دو حرف را نيز ضميمه مي كند و مجموع بيست و هفت حرف را در ميان مردم منتشر مي سازد.»[1]
2. اين روايت و روايات هم خانواده اش نمي گويند همة مردم فوري، بيست و هفت حرف علم را ياد مي گيرند بلكه مي گويد حضرت حجت(عج) بقيه حروف علم را در مي آورد و بين مردم گسترش مي دهند.
به اين معنا كه آن حضرت بيست و هفت حرف علم را براي يادگيري مردم به عرصة ظهور مي رساند و سفرة علم را در اين حد مي گستراند اما آيا هر كسي بيست و هفت حرف را ياد مي گيرد و به مرتبة بالاي علمي مي رسد؟ اين بستگي به تلاش و كوشش افراد دارد و به يقين تعدادي به مرتبة بالايي كه ذكر شد مي رسند ولي چه بسيارند كه از نظر علمي در آن زمان نيز فقيرند و خاصاني كه به مرتبة بالاي علمي رسيده اند، حلقه هاي علمي و كلاس هاي دانش اندوزي را تشكيل مي دهند و بر دانش ديگران مي افزايند و كساني كه طالب علمند در كلاس آنها شركت مي كنند. از اينرو در روايت آمده است كه امام صادق، ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «گويا مي بينيم كه شيعيان علي ـ عليه السلام ـ قرآن ها را در دست دارند و مردم را آموزش مي دهند.»[2] يا اينكه اصبغ بن نباته مي گويد: «ازعلي ـ عليه السلام ـ شيندم كه مي فرمود: «گويا عجم (نژاد غيرعرب) را مي بينم كه چادرهايشان را در مسجد كوفه برافراشته شده است و به مردم قرآن مي آموزند؛ به همان گونه كه فرود آمده است.»[3]
بنابراين گرچه حضرت با ظهورشان مكان يادگيري بيست و هفت حرف علم را فراهم مي كند ولي در همان عصر هم چه بسيارند كه به قلة علمي مذكور نمي رسند و رسيدن به قلّة علمي نيازمند تلاش آنهاست عيناً همانند مرتبة بالاي تقوايي كه هر كس مي تواند با تلاش و كوشش آنرا به دست آورد ولي در عمل همة مردم چنين توفيقي را ندارند پس همان طور كه رسيدن به قلة تقوا نيازمند مجاهدت است رسيدن به درجة بيست و هفتم علم نيز نياز به تلاش و پيگيري دارد.
3. توجه به اين نكته نيز لازم است كه علم داراي مراتبي است و مرتبة آخر علم از آن خداست و پيامبر عزيز اسلام و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز مرتبه اي ازعلم را دارا هستند و نه پيامبران قدرت و اين ظرفيت را دارا هستند كه به محدودة علم الهي كه اختصاص به او دارد وارد شوند و بر معلومات خود بيفزايند و نه تودة مردم اين شايستگي و ظرفيت را دارند كه علمشان را به درجة علم معصومان ـ عليهم السلام ـ برسانند. بنابراين اگر ما نمي توانيم در حد معصومان ـ عليهم السلام ـ عالم شويم اين از باب راكد بودن علم نيست بلكه از بي ظرفيتي ماست.
بنابراين اگر كمالِ دانش بشرِ (غير معصوم) در بيست و هفت حرف باشد و در زمان ظهور آن امام معصوم همة مردم با جد و جهدشان و با كمك گرفتن از امامانشان اين مرتبه از كمال علمي كه براي او تعيين شده است را به دست آوردند چه اشكال دارد در همان مرتبه كه بالاترين مرتبه كمال است (مثلاً) باقي بمانند و يا چنين دانشي به تكاليف شرعي خويش بپردازند و در بُعدهاي ديگري قدم بردارند و به يقين با چنين دانشي و بينشي زندگي كردن و قرآن خواندن صفاي ديگري دارد و ثواب ديگري را مي طلبد. هر چند از نظر فراگيري دانش بيشتر از آن حد راه بسته باشد و اين به معناي راكد بودن علم نيست بلكه به منزلة به مقصد رسيدن است.
پرسمان/گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/quran.html
براي مطالعه بيشتر ر.ك:
1. مهدويت ( دوران ظهور ) رحيم كارگر.
2. سيماي امام مهدي (عج)، سيدمحمدرضا طباطبائي نسب.
3. سيره عملي حضرت امام مهدي ـ عليه السلام ـ ، كاظم ارفع.
حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ فرمود:
خداوند از نسل اين دو (حسن و حسين ـ عليهما السلام ـ) شخصي را بر مي انگيزد كه دژهاي گمراهي را مي گشايد و دل هاي سياه قفل خورده را تسخير مي نمايد. اثبات الهداة، ج 3، ص 448 و495
پی نوشت ها:
[1] . مرحوم مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 326، مؤسسه الوفاء بيروت.
[2] . نعماني، غيبة، 360 هـ ق، كتابفروشي صدوق، تهران، ص 318، بحارالانوار، ج 52، ص 364. .
[3] . محمد بن محمد بن النعمان، الارشاد، 413 هـ ق، بصير ني قم، ص 365؛ محمد بن فتال نيشابوري، ت 508 هـ ق، انتشارات الرضي، قم، ج 2، ص 265.
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی