0

تایپک دوران آخر الزمان

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

پاسخ به:تایپک دوران آخر الزمان
سه شنبه 11 مهر 1391  10:49 PM

خضر نبی در خدمت امام زمان(ع)

خضر نبی در خدمت امام زمان(ع) واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

همۀ ما خضر نبی را به عنوان نماد عمر جاودانه و طولانی می‌شناسیم؛ امّا در روایات، او حجّتی برای طول عمر امام زمان(ع) و مونس تنهایی‌های ایشان معرفی شده است. در این نوشتار، نگاهی گذرا و اجمالی به زندگانی این مرد خدا می‌اندازیم.

 همۀ ما خضر نبی را به عنوان نماد عمر جاودانه و طولانی می‌شناسیم؛ امّا در روایات، او حجّتی برای طول عمر امام زمان(ع) و مونس تنهایی‌های ایشان معرفی شده است. در این نوشتار، نگاهی گذرا و اجمالی به زندگانی این مرد خدا می‌اندازیم.

در روایات چهار پیامبر را می‌توانیم ببیینم که عمری چند هزار ساله یافته‌اند و از زمان خود تا کنون زنده هستند. این پیامبران عبارتند از:

1. ادریس(ع)؛

2. الیاس(ع)؛

3. خضر(ع)؛

4. مسیح(ع).

از میان آنان خضر و الیاس در زمین و مسیح و ادریس در آسمان زیست می‌کنند.1 در این میان خضر و الیاس با هم برادرند و هم دوره با ذوالقرنین بوده‌اند. برخی او را متولّد «فارس» معرفی کرده‌اند.2 در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:

«خضر، پیغمبر مرسل بود و حق تعالی او را بر قوم او مبعوث گردانید و او قوم خود را به توحید و به اقرار انبیا و رسل و کتب انبیا دعوت نمود و معجزۀ او این بود که بر بالای چوب خشکی یا بر زمین سادۀ بی‏گیاهی نمی‏نشست جز آنکه آنها سبز می‌شد و او را خضر از این جهت نامیدند؛ زیرا که خضر مشتق از سبزیست و اسم او تالیا بن ملکان‌ست که اجداد او به نوح منتهی می شوند.»3

گفته شده او در سفری همراه با ذوالقرنین بوده و هر دو به دنبال آب حیات می‌گشته‌اند. پس از طیّ مسافتی طولانی خضر آب حیات را یافته و از آن می‌نوشد و ذوالقرنین بی بهره می‌ماند.4 البتّه در روایات، گاه علّت طول عمر او را دعای حضرت آدم(ع) گفته‌اند.5

در روایات مربوط به معراج رسول خدا(ص) آمده که بوی مطبوعی را ایشان در آسمان احساس می‌کنند. وقتی از علّت آن می‌پرسند، پاسخ می‌شنوند این بو مربوط به خانۀ زن و شوهری است از مؤمنان به حضرت خضر بوده و پس از برملا شدن ایمانشان در خانۀ خود زنده زنده به آب جوش افکنده شده و سپس خانه را برسرشان ویران می‌کنند.6

خضر(ع) و موسی(ع)

معتبرترین گزارش زندگی دربارۀ حضرت خضر، ماجرایی است که دربارۀ سفر مشترک موسی(ع) با ایشان است که در آیات 60 به بعد سورۀ کهف به این شکل آمده است:

«ای پیامبر، بخوان برای مردم هنگامی که موسی به دوست خود گفت: من دست از جست‌وجو و تلاش بر نمی‏دارم تا به مجمع البحرین، آنجا که دو دریا به هم برخورد می‏کند، برسم هر چند مدّت طولانی به راه خود ادامه دهم.

هنگامی که به مجمع البحرین رسیدند ماهی خود را که برای تغذیه همراه داشتند، فراموش کردند و ماهی دوباره جان گرفت و راه خود را در پیش گرفت و رفت. هنگامی که از آنجا گذشتند، موسی به یار همسفرش گفت: غذای ما را بیاور که از این سفر سخت، خسته شده‏ایم.

او گفت: به خاطر داری هنگامی که ما به کنار آن صخره پناه بردیم و استراحت کردیم من در آنجا فراموش کردم جریان ماهی را بازگو کنم این شیطان بود که یاد آن را از خاطر من برد و ماهی به‌طرز شگفت‏انگیزی راه خود را در پیش گرفت.

موسی گفت: این، همان‌جاست که ما می‏خواستیم و آنها در حالی‌که جای قدم‌های خود را دنبال می‏کردند، باز گشتند.

در آنجا، بنده‏ای از بندگان ما را یافتند که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود، علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم.

موسی به او گفت: آیا اجازه می‏دهی من با تو هم‌سفر شوم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده است و مایۀ رشد و صلاح است به من بیاموزی؟

خضر گفت: تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی.

و چگونه می‏توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی، شکیبا باشی؟

موسی گفت: ان‌شاء الله مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد.

خضر گفت: پس اگر می‏خواهی به دنبال من بیایی از هیچ چیز سؤال مکن تا خودم آن را به موقع به تو باز گویم.

آنها به راه افتادند تا اینکه سوار کشتی شدند و او کشتی را سوراخ کرد، موسی گفت:

آیا آن را سوراخ کردی که اهلش را غرق کنی، راستی! چه کار بدی انجام دادی؟

خضر گفت: نگفتم تو هرگز نمی‏توانی با من شکیبایی کنی؟

موسی گفت: مرا به خاطر این فراموش‌کاری مؤاخذه مکن و بر من به خاطر این امر سخت مگیر.

باز به راه خود ادامه دادند تا اینکه کودکی را دیدند و خضر آن کودک را کشت.

موسی گفت: آیا انسان پاکی را بی‏آنکه قتلی کرده باشد، کشتی؟ به راستی کار منکر و زشتی انجام دادی.

خضر گفت: به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر کنی؟

موسی گفت: اگر بعد از این دربارۀ چیزی از تو سؤال کردم دیگر با من مصاحبت نکن. چرا که از ناحیۀ من دیگر معذور خواهی بود.

باز به راه خود ادامه دادند تا به قریه‏ای رسیدند از اهل آن قریه خواستند که به آنها غذا دهند؛ ولی آنها از مهمان کردنشان خودداری نمودند؛ با این حال آنها در آنجا دیواری را که در حال فرو ریختن بود، از نو بر پا کردند. موسی گفت: لااقل می‏خواستی در مقابل این کار اجرتی بگیری؟

او گفت: وقت جدایی من و تو فرا رسیده است؛ امّا به زودی سرّ آنچه را که نتوانستی در برابر آن صبر کنی برای تو بازگو می‏کنم.

امّا آن کشتی، متعلّق به گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می‏کردند و می‏خواستم آن را معیوب کنم؛ زیرا پشت سر آنها پادشاهی ستمگر بود که هر کشتی را از روی غصب، می‏گرفت.

و امّا آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند، ما نخواستیم او آنها را به طغیان و کفر وا دارد.

ما از خداوند خواستیم تا فرزند پاک‌تر و پر محبّت‏تری به جای او، به آنها بدهد.

و امّا آن دیوار، متعلّق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجی متعلّق به آنها وجود داشت و پدرشان مرد صالحی بود. پروردگار تو می‏خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را بیرون بیاورند، این رحمتی از پروردگارت بود، من به دستور خود این کار را نکردم و این بود سرّ کارهایی که توانایی شکیبایی در برابر آنها نداشتی.7

همان طور که می‌بینیم از این پیامبر با تعبیر «بنده‌ای از بندگان ما» یاد شده که حاکی از مقام فوق العادّه اوست. همچنین علم لدنی او با بیان مصداق‌هایی برای موسی و دیگران به نمایش گذاشته شده است. به استناد این آیات در ادبیات ما و به خصوص اشعار حافظ از خضر با تعبیر استاد یاد شده است.

خضر(ع)، در خدمت ائمۀ اطهار(ع)

گزارش‌های بسیار کمی دربارۀ پس از این ایّام تا زمان ظهور اسلام به دست ما رسیده است، از همین رو به نقش این پیامبر خدا در تاریخ اسلام نگاه می‌کنیم. روایتی از حضرت رضا(ع) در منابع شاخص و معتبر ما آمده که گویای حضور پررنگ و فعّال حضرت خضر در تاریخ اسلام است.8 در این دوران خانۀ خضر و محلّ سکونت او در «مسجد سهله» است.9

روایات نقل شده در منابع شیعه و سنّی حاکی از آن است که خضر اوّلین تسلیت گوینده به امیرالمؤمنین(ع) در رثای پبامبر(ص) بود10 و او را صحابۀ حاضر نیز مشاهده کرده بودند. حضرت علی(ع) خضر را با عنوان «برادرم» یاد می‌کردند و خضر نیز ارادتی ویژه به امیرمؤمنان(ع) داشت و گاه و بیگاه و در منظر دیگران آن را به نمایش می‌گذاشت، شاید به اشتباه خود در شناخت جایگاه ایشان پی ببرند.11 جالب این است که گاه حضرت علی(ع) بلافاصله پس از این صحنه، اعلام می‌کردند هر سؤالی دارید با من مطرح کنید که من به راه‌های آسمان از زمین آگاه‌ترم و در مقابل، حاضران می‌پرسیدند: تعداد موهای سر ما چند تاست؟!!!

روزی امیرالمؤمنین(ع) همراه حسن بن علی(ع) می‏آمد و به دست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و نشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و به امیر‌المؤمنین(ع) سلام کرد، حضرت جوابش را دادند. او نشست آنگاه عرضه کرد: یا امیرالمؤمنین سه مسئله از شما می‌پرسم و سپس پرسش‌های خود را طرح می‌کند و امام(ع) به حضرت مجتبی(ع) امر می‌کنند که او پاسخ دهد و ایشان نیز پاسخ داده و مایۀ تحیّر حاضران می‌شوند.12

در منابع جریان دیدار خضر با دیگر امامان(ع) و تسلّا دادن به ایشان در مصائب و ناراحتی‌ها13 و گاه بزرگانی مانند مرحوم نخودکی اصفهانی14 قابل مشاهده است که برای پرهیز از طولانی شدن مطلب به همین مقدار اکتفا می‌شود.

خضر و امام زمان(ع)

خداوند متعال خضر را حجّتی قرار داد تا هر که دربارۀ طول عمر امام زمان(ع) دچار شکّ و تردید شود، به ایشان بنگرد و ببیند خداوند بندگانی از طایفۀ انسان‌ها دارد که چند هزار سال عمرشان از امام عصر(ع) بیشتر است.15علاوه بر این، او در دورۀ غیبت و پس از ظهور به سان انیسی مهربان و همراهی دل‌سوز در خدمت امام عصر(عج) خواهد بود:

«خضر (ع) از آب حیات نوشید و بنابراین تا روز قیامت زنده خواهد بود، او به نزد ما می‏آید و بر ما سلام می‏کند و ما صدای او را می‏شنویم، گرچه او را نمی‏بینیم و او در هر جا که یاد شود، حضور می‏یابد. پس هر کس از شما که او را یاد نمود به او سلام کند. او در هنگام حج در مکّه حضور می‏یابد و جمیع عبادات و مناسک را به جا می‏آورد و در عرفه، وقوف می‏کند و برای مؤمنان دعا می‏نماید و به زودی خداوند در هنگام ظهور قائم ما وحشت و تنهایی او را، به انس مبدّل می‏سازد و او در کنار حضرت مهدی(عج) حضور می‏یابد.»16

سلام بر او به گاه ولادت و حیات و در تمام لحظاتی که با ماست و در خدمت مولای ما.

محمود مطّهّری‌نیا

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها