0

چهل حدیث"ازخدابخواهیم"

 
moh3njoon
moh3njoon
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 232
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:چهل حدیث"ازخدابخواهیم"
دوشنبه 10 مهر 1391  4:20 PM

فلاح السائل ، ص ۶۱ ، ح ۱

۱۸پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : يا اَ يُّهَا النّاسُ ! اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقولُ : مُروا بِالْمَعروفِ وَ انْهَوا عَنِ المُنْكَرِمِنْ قَبْلِ اَنْ تَدْعُوَنى فَلا اُجيبَكُمْ وَ تَسْاَلونى فَلا اُعْطيَكُمْ وَ تَسْتَنْصِرونى فَلا اَ نْصُرَكُم ؛

اى مردم! خداوند عزّوجلّ مى‏فرمايد : امر به معروف و نهى از منكر كنيد ، پيش ازآن‏كه مرا بخوانيد و پاسختان ندهم ، يا از من بخواهيد و عطايتان نكنم ، يا از من يارىطلبيد و يارى‏تان نرسانم. مسند ابن حنبل ، ج ۹، ص ۵۰۴ ،ح ۲۵۳۱۰

۱۹پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : اَقْرَبُ ما يَكونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ وَ هُوَ ساجِدٌ فَاَكْثِرُوا الدُّعاءَ ؛

نزديك‏ترين حالتِ بنده به پروردگارش زمانى است كه در سجده است . پس در اينحالت ، بسيار دعا كنيد. صحيح مسلم ، ج ۱، ص ۳۵۰، ح ۲۱۵

۲۰امام سجاد عليه‏ السلام : اَللّهُمَّ اِنَّهُ يَحْجُبُنى عَنْ مَساَ لَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ وَ تَحدونى عَلَيْها خَلَّةٌواحِدَةٌ يَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ وَ نَهىٌ نَهَيْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَيْهِ وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرتُ فى شُكْرِها وَ يَحدونى عَلى مَسْاَ لَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى مَنْ اَقْبَلَبِوَجْهِهِ اِلَيْكَ ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَيْكَ ، اِذْ جَميعُ اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ و اِذْ كُلُّ نِعَمِكَ ابْتِداءٌ ؛

بار خدايا! سه چيز باعث مى‏شود كه من از تو درخواست نكنم و تنها يك چيز مرا بر آنمى‏دارد . آنچه مرا باز مى‏دارد ، يكى آن است كه تو مرا فرمان دادى و من در انجام آن سستىكردم ، ديگر آن‏كه مرا از كارى نهى فرمودى ، امّا من به انجام دادن آن شتافتم ، سوم آن‏كه مرانعمت ارزانى داشتى ، ولى من در شكرگزارى آن ، كوتاهى كردم . امّا آنچه مرا به درخواستكردن از تو مى‏كشانَد ، تفضّل تو بر كسى است كه به درگاهت روى كند و با خوش‏گمانى به سوىتو آيد ، كه همه احسان‏هايت ، تفضّل است و همه نعمت‏هايت ، نخستين است. صحيفه سجّاديّه ، از دعاى ۱۲

۲۱امام صادق عليه‏ السلام : قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلَى اللّه‏ِ وَ اَسْبابُها ـ بَعْدَ اللّه‏ِ ـ الْعِبادُ تَجْرى عَلىاَيْديهِم فَما قَضَى اللّه‏ُ مِنْ ذالِكَ فَاقبَلوا مِنَ اللّه‏ِ بِالشُّكْرِ وَ ما زَوى عَنْـكُم مِنْها فَاقْبَلوهُ عَنِاللّه‏ِ بِالرِّضا وَ التَّسْليمِ وَ الصَّبْرِ فَعَسى اَن يَـكونَ ذالِكَ خَيْرا لَكُمْ فَاِنَّ اللّه‏َ اَعْلَمُ بِمايُصْلِحُـكُم وَ اَنْتُمْ لا تَعْلَمونَ ؛

برآورده شدن حاجت‏ها در اختيار خداست و اسباب آن، بعد از خداوند ، بندگانهستند كه به دست آنها اجرا مى‏شود . پس هر حاجتى را كه خداوند برآوَرْد ،سپاس‏گزارانه از خداوند بپذيريد و آنچه برآورده نساخت ، آن را نيز با رضايتو تسليم و صبر ، از او بپذيريد ، زيرا بسا اين براى شما بهتر است ، چرا كه خداوند ،به صلاحِ كار شما داناتر است و شما نمى‏دانيد. تحف العقول ، ص ۳۶۵

۲۲امام صادق عليه‏ السلام: اِنَّ قَوما فيما مَضى قالوا لِنَبىٍّ لَهُم : اُدْعُ لَنا رَبَّكَ يَرْفَع عَنَّا الْمَوتَفَدَعا لَهُم فَرَفَعَ اللّه‏ُ عَنْهُمُ المَوتَ فَكَثُروا حَتّى ضاقَت عَلَيهِمُ المْنازِلُ وَ كَثُرَ النَّسلُوَ يُصْبِحُ الرَّجُلُ يُطْعِمُ اَباهُ وَ جَدَّهُ وَ اُمَّهُ وَ جَدَّ جَدِّهِ وَ يُوَضّيهِم وَ يَتَعاهَدُهُم فَشَغَلوا عَنْ طَـلَبِ الْمَعاشِ . فَقالوا : سَل لَنا رَبَّكَ اَن يَرُدَّنا اِلى حالِنَا الَّتى كُنّا عَلَيها فَسَاَلَ نَبيُّهُم رَبَّهُفَرَدَّهُم اِلى حالِهِم ؛

يكى از اقوام گذشته به پيامبرشان گفتند : دعا كن پروردگارت مرگ را از ما بردارد . اودعا كرد و خداوند ، مرگ را از آنها برداشت . جمعيت آنان زياد شد، چندان كهمنزل‏هايشان ديگر گنجايش آنها را نداشت و جمعيت چنان زياد شد كه هر مردى ناچاربود خرج پدر و جدّ و مادر و جدّ جدّش را بدهد و به نظافت و امور ديگر آنها رسيدگى كندو بدين ترتيب از طلب معاش باز ماندند .بار ديگر آمدند و درخواست كردند كه : دعا كن پروردگارت ما را به همان حال كه بوديمباز گرداند . پيامبرشان به درگاه پروردگارشان دعا كرد و آنها را به حال اوّلشان باز گرداند. كافى ، ج ۳، ص ۲۶۰، ح ۳۶

۲۳پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : اِنَّ اللّه‏َ يَقولُ : ... وَ لَو اَنَّ قُلوبَ عِبادِى اجْتَمَعَت عَلى قَلْبِ اَسْعَدِ عَبْدٍ لى مازادَ ذالِكَ فى سُلطانى جَناحَ بَعوضَةٍ وَ لَوْ اَ نّى اَعْطَيْتُ كُلَّ عَبْدٍ ما سَاَ لَنى ما كانَ ذالِكَ اِلاّ مِثْلَ اِبْرَةٍ جاءَها عَبْدٌ مِنْ عِبادى فَغَمَسَها فِى البَحرِ وَ ذالِكَ اَنَّ عَطائى كَلامٌ وَ عِدَتىكَلامٌ وَ اِنَّما اَقولُ لِشَّىْ‏ءٍ : كُنْ فَيَكونُ ؛

خداوند مى‏فرمايد : « ... اگر دل‏هاى بندگانم ، همه يك‏جا در دلِ خوش‏بخت‏ترينبنده‏ام جمع شوند اين، به مقدارِ بالِ پشه‏اى بر سلطنت من نمى‏افزايد و اگر به هر بنده‏اىآنچه بخواهد ، عطا كنم ، اين نباشد ، مگر همانندِ سوزنى كه بنده‏اى از بندگانم بردارد ودر دريايى فرو بَرَد ؛ زيرا عطاى من به گفتارى است و وعده‏ام نيز به گفتارى . به چيزمى‏گويم : هست شو، پس هست مى‏شود. بحار الأنوار ، ج ۷۷، ص ۱۳۶، ح ۴۸

۲۴امام على عليه‏ السلام : اِنَّ اللّه‏َ ـ تَبارَكَ وَ تَعالى ـ اَخْفى اَرْبَعَةً فى اَرْبَعَةٍ : اَخْفى رِضاهُ فىطاعَتِهِ فَلا تَسْتَصْغِرَنَّ شَيئا مِن طاعَتِهِ ، فَرُبَّما و افَقَ رِضاهُ وَ اَ نْتَ لا تَعْلَمُ وَ اَخْفى سَخَطَهُ فى مَعصيَتِهِ فَلا تَستَصْغِرَنَّ شَيئا مِن مَعصيَتِهِ فَرُبَّما و افَقَ سَخَطَهُ مَعصيَتُهُو اَنتَ لا تَعلَمُ و اَخفى اِجابَتَهُ فى دَعوَتِهِ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَيئا مِن دُعائِهِ فَرُبَّما و افَقَاِجابَتَهُ و اَنتَ لا تَعلَمُ و اَخفى وَليَّهُ فى عِبادِهِ فَلا تَستَصغِرَنَّ عَبدا مِن عَبيدِ اللّه‏ِ فَرُبَّمايَكونُ وَليَّهُ وَ اَنتَ لا تَعلَمُ ؛

خداوند تبارك و تعالى چهار چيز را در دلِ چهار چيز مخفى نموده است :خشنودى‏اش را در طاعتش مخفى نموده، پس مبادا كه چيزى از طاعت او را كوچكبشماريد ، زيرا ممكن است خشنودى او در همان باشد و تو نمى‏دانى . ناخشنودى‏اش رادر معصيتش مخفى كرده . پس مبادا كه چيزى از معصيت او را كوچك بشماريد ، زيراممكن است ناخشنودى او در همان باشد و تو نمى‏دانى .اجابتش را در دعاى از خود مخفى ساخته. پس چه بسا كه اجابت او در همان باشد وتو نمى‏دانى و ولىّ‏اش را در ميان بندگانش مخفى نموده است . پس مبادا هيچ بنده‏اى ازبندگان خدا را كوچك بشماريد ؛ زيرا اى بسا، همو ولىّ او باشد و تو نمى‏دانى. خصال ، ص ۲۰۹، ح ۳۱

۲۵پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : لا يَتَمَنَّيَنَّ اَحَدُكُمُ المَوْتَ اِمّا مُحْسِنا فَلَعَلَّهُ اَنْ يَزْدادَ خَيرا وَ اِمّا مُسيئافَلَعَلَّهُ اَنْ يَسْتَعْتِبَ؛

هيچ يك از شما نبايد آرزوى مرگ كند ؛ زيرا اگر نيكوكار است ، شايد كه با ماندن،بيشتر نيكى كند و اگر بدكار است ، شايد كه با ماندن، از بدى دست بشويد. صحيح بخارى ، ج ۵ ، ص ۲۱۴۷، ح ۵۳۴۹

۲۶امام باقر عليه‏ السلام : اِنَّ اللّه‏َ تَعالى لَيُنادى كُلَّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّيلِ اِلىآخِرِهِ : اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ يَدْعونى لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ لاُِجيبَهُ ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌيَتوبُ اِلَىَّ مِنْ ذُنوبِهِ قَبْلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَتوبَ عَلَيْهِ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ قَد قَـتَّرتُ عَلَيهِ رِزقَهُ فَيَساَ لَنِى الزِّيادَةَ فى رِزقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَزيدَهُ وَ اُوَسِّعَ عَلَيهِ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ سَقيمٌيَساَ لُنى اَن اَشفيَهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فاُعافيَهُ ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحبوسٌ مَغمومٌ يَساَ لُنىاَن اُطلِقَهُ مِن حَبسِهِ وَ اُخَلِّىَ سَربَهُ ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ مَظلومٌ يَساَ لُنى اَن آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِقَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَ نْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ ؟ قالَ عليه‏ السلام : فَلا يَزالُ يُنادى بِهذا حَتّىيَطلُعَ الفَجرُ ؛

خداوند متعال ، هر شبِ جمعه ، از آغاز شب تا پايان آن ، از فراز عرش خويش ندامى‏دهد : «آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده‏دَم ، مرا براى آخرت و دنيايشبخواند و من ، پاسخش دهم؟ آيا بنده مؤمنى نيست كه تا پيش از سپيده‏دَم از گناهانشبه درگاه من ، توبه كند و من هم به سوى او بازگردم و توبه‏اش را بپذيرم آيا بنده مؤمنىنيست كه من روزى‏اش را بر او تنگ كرده باشم و او تا پيش از سپيده‏دَم ، افزايش درروزى‏اش را از من بخواهد و من بر روزى او بيفزايم و به آن گشايش دهم؟ آيا بنده مؤمنِزندانى و غم‏زده‏اى نيست كه از من بخواهد از زندان آزاد و رهايش كنم؟ آيا بنده مؤمنِستم ديده‏اى نيست كه تا پيش از سپيده‏دَم از من بخواهد كه دادش را بستانم و منانتقام او را بگيرم و داد وى بستانم؟» و تا سپيده‏دَم ، به اين ندا ادامه مى‏دهد. تهذيب الأحكام ، ج ۳، ص ۵ ، ح ۱۱

۲۷پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : اِنَّ يَومَ الجُمُعَةِ سَيِّدُ الاَيّامِ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِالسَّيِّئاتِ وَ يَرفَعُ فيهِ الدَّرَجاتِ وَ يَستَجيبُ فيهِ الدَّعَواتِ وَ يَكشِفُ فيهِ الكُرُباتِ وَ يَقضىفيهِ الحَوائِجَ العِظامَ وَ هُوَ يَومُ المَزيدِ ، للّه‏ِِ فيهِ عُتَقاءُ و طُـلَقاءُ مِنَ النّارِ ما دَعا بِهِ اَحَدٌ مِنَالنّاسِ وَ قَد عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرمَتَهُ اِلاّ كانَ حَقّـا عَلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَجْعَلَهُ مِن عُتَقائِهِوَ طُلَقائِهِ مِنَ النّارِ ؛

روز جمعه ، سرور روزهاست . در اين روز خداوند ، خوبى‏ها را چند برابر مى‏كند وبدى‏ها و گناهان را پاك مى‏كند و درجات را افزايش مى‏دهد و دعاها را مستجاب مى‏نمايد و رنج و اندوه‏ها را برطرف مى‏سازد و حاجت‏هاى بزرگ را برآورده مى‏كند،روز افزونى و فراوانى است . در اين روز ، خداوند بسيارى را از آتش مى‏رهانَدو آزاد مى‏كند . اَحَدى از مردم در اين روز دعا نكند ، به شرط آن‏كه حق و حرمتآن را بشناسد ، مگر آن‏كه بر عهده خداوند عزّوجلّ است كه او را از رها و آزادشدگاناز آتش ، قرار دهد.

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها