استوديوگريزي يا مخاطبگريزي
دوشنبه 3 مهر 1391 5:35 PM

كم نيستند كساني كه هنوز برخي راديوهاي تازهتاسيس را كه حتي چند سالي نيز از راهاندازي آنها ميگذرد، بخوبي نميشناسند.
گرچه استفاده از بيلبورد و ديگر تبليغات محيطي و حتي زيرنويسهاي تبليغي، بويژه در برنامههاي پربيننده تلويزيون مانند فيلمها و سريالها ميتواند مخاطبان بالقوه راديو را با نام و فركانس ايستگاههاي مختلف آشنا كند و حداقل در لحظاتي كوتاه، آنها را شنونده برنامههاي مختلف ايستگاه بسازد اما نميتواند شنوندگان وفادار براي آنها به ارمغان بياورد و زمينه مشاركت مؤثر مخاطبان را در برنامهها فراهم كند.
بايد به انجام مناسب طرحهايي مانند راهاندازي باشگاه يا كانون شنوندگان راديو توجه جدي كرد و زمينه عملي اجراي آن را فراهم كرد.
راديو بايد به ميان مردم برود و در متن جامعه به برنامهسازي بپردازد تا بتواند بدرستي دريابد مخاطبان مورد نظر يا هدف هر ايستگاه، فارغ از آنچه ادعا ميشود چه گروه يا گروههايي در جامعه هستند و آنچه ديده ميشود، تا چه اندازه هماهنگ يا ناهماهنگ با تصوري است كه در ذهن برنامهريزان وجود دارد.
براساس اين شناخت است كه ميتوانيم به معناي حقيقي كلمه در تعامل با مخاطبان باشيم و زمينههاي مشاركت موثر آنها را فراهم كنيم و به صورت مستمر به اصلاح و تجديدنظر در برنامههاي خود بپردازيم و اثرگذارتر در صحنه رقابتهاي رسانهاي ظاهر شويم و با ايجاد آشنايي، هم اعتبار رسانه را افزايش دهيم و هم اعتماد مخاطبان را به خود جلب كنيم.
برنامهريزان و برنامهسازان نبايد خود را تنها در استوديوهاي توليد و پخش محصور كنند و تنها به ارائه اطلاعات به مخاطبي كه شنونده برنامههاي ما ميشود، بپردازند بايد به مشاركت مخاطبان در برنامههاي خود بينديشيم و به آن اعتقاد داشته باشيم و در اين راه، به ارائه تدبير مناسب بپردازيم البته نشانههاي اميدواركننده نيز در اين ميان ديده ميشود.
كم و بيش كه به فعاليتهاي تبليغي راديوهاي مختلف نگاه ميكنيم، ميبينيم در مناسبتهاي مختلف ديني و ملي و نمايشگاههاي گوناگون ملي و حتي بينالمللي، بيشتر راديوها با استوديو و واحد سيار حضور پيدا ميكنند.
البته اين را ناگفته نبايد گذاشت كه اثرگذاري و در نتيجه كارآمدي اين فعاليتها نيازمند طراحي راهبرد مناسب در عرصه تبليغات ايستگاهي است.
در مجموع براي اينكه به حفظ و جذب مخاطبان دست پيدا كنيم، بايد ابتدا خود را بدرستي معرفي كنيم و با شناخت مناسب از آنچه در اختيار داريم، به ميان جامعه برويم و با جلب توجه مخاطبان موردنظر، زمينههاي تعامل و مشاركت جدي آنها در برنامهها را فراهم كنيم.
اما آيا استوديوگريزي و حضور بيواسطه راديو در جامعه ميتواند به خودي خود راهحلي مناسب باشد و به اين هدف مهم جامه عمل بپوشاند؟
پيتر استوارت، برنامهساز كهنهكار انگليسي، به اين پرسش اساسي در فصلي از كتاب خود كه با عنوان «مهارتهاي ضروري براي راديو» ترجمه و روانه بازار نشر شده است، پاسخ ميدهد.
استوارت ابتدا به خوانندگان يادآوري ميكند: پخش بيروني راديو در حقيقت پخش برنامههاي راديو از مكاني غير از استوديوست. در اين موقعيت، هر ايستگاه ممكن است تصميم بگيرد برخي برنامههاي خارج از استوديو را پوشش خبري دهد و در آنجا با برگزاركنندگان روي سن، صحبت و با شركتكنندگان گفتوگو كند و حتي در آنجا به برنامهسازي بپردازد.
اجراي برنامه با واحد سيار زماني ضرورت پيدا ميكند كه ايستگاه با رخدادي مواجه ميشود كه براي مخاطبان مورد نظر و در اصطلاح مخاطبان هدف، مهم و سرگرمكننده است... البته تمام بخشهاي اينگونه برنامهها قابل پخش نيستند؛ چراكه مجريان به طور معمول براي تماشاگران حاضر در محل، برنامه اجرا ميكنند و تنها به اجراي برنامه براي شنوندگاني كه ممكن است در راه، منزل يا محل كار باشند، نميپردازند.
برنامهساز كهنهكار بر اين اعتقاد است كه پخش برنامهها از خارج استوديو يا همان استوديوگريزي راديو ميتواند در نهايت منجر به آن شود كه:
ـ ايستگاه هر چه بيشتر در ميان مردم ظاهر شود و چهره مناسب از خود ارائه دهد.
ـ در ملاقات چهره به چهره و حضوري با مردم، زمينه آشنايي با مخاطبان مورد نظر، فراهم شود و در ادامه، امكان جذب مخاطبان جديد و برقراري رابطه مستحكم با مخاطبان فعلي كه همواره بايد در دستور كار باشد، به صورت موثر حاصل شود.
ـ به مردم و بويژه شنوندگان هميشگي ايستگاه كمك شود تا برنامهسازان و بخصوص گويندگان و مجريان مورد علاقه خود را از نزديك ببينند و تنها صداي آنها را نشنوند.
ـ مخاطبان به شنوندگان علاقهمند تبديل شوند يا حداقل، لحظاتي بيشتر از گذشته را به شنيدن و حتي گوشدادن به برنامههاي ايستگاه اختصاص دهند.
ـ شناخت عمومي به آرم يا نشان ايستگاه، ايجاد شده، حتي اين شناخت تقويت شود.
ـ در صورتي كه براي حضور در برنامه مبلغي پرداخت ميشود، درآمدي مناسب عايد ايستگاه شود.
مدرس نامدار راديو به برنامهريزان هر ايستگاه پيشنهاد ميكند پيش از هر اقدام در اينباره به اين پرسشها، پاسخي صريح و شفاف دهند كه:
ـ آيا طراحي و اجراي برنامههاي خارج از استوديو به تغييري در جايگاه و موقعيت ايستگاه منجر ميشود و اعتبار ايستگاه را نزد مخاطبان افزايش ميدهد؟ البته لازم است هر ايستگاه در رخدادهاي مورد علاقه با برنامههاي متنوع حضور داشته باشد، اما نه فقط در رخدادهاي بزرگ همراه واحد سيار؛ چراكه گاهي اوقات حضور يك گزارشگر البته حرفهاي در رخدادهاي بظاهر كوچكتر و عادي مانند نمايشگاهها و رخدادهاي محلي ميتواند به مراتب از حضور در رخدادهاي بزرگ موثرتر باشد.
ـ آيا اين برنامهها اعتبار آرم يا نشان ايستگاه را ارتقا ميدهند و با حفظ مخاطبان فعلي، مخاطبان جديد را جذب كرده و شنونده برنامههاي آن ميكنند؟
ـ آيا با پخش اين برنامهها، ديگر برنامههاي ايستگاه هم با اقبال مخاطبان مواجه ميشوند و اعتماد به ايستگاه و محبوبيت برنامههاي آن افزايش مييابد؟
ـ آيا ميتوان تماشاگراني بسياري را متوجه اين برنامهها متوجه كرد و پاي برنامهها كشاند و آنها را به مبلغان برنامههاي ايستگاه تبديل كرد؟
ـ تا چه اندازه ميتوان از مجريان مسلط و مشهور در اجراي برنامهها استفاده كرد و از مهمانان مشهور، بويژه خوانندگان و ستارگان سينما و تلويزيون در اجراي برنامهها كمك گرفت تا برنامهاي بهتر به تماشاگران و شنوندگان ارائه شود؟
ـ آيا حضور بيواسطه ايستگاه، به افزايش سطح انتظار مخاطبان منجر ميشود؟ ممكن است برخي مخاطبان فعلي كه اكنون شنونده برنامههاي ايستگاه هستند، برنامهسازان و بويژه گويندگان و مجريان محبوب خود را براي نخستين بار ببينند. آيا ميتوان به انتظار آنها پاسخ مناسب داد و در تهيه و توليد برنامهها، رضايت آنها را به دست آورد و حتي در مقايسه با گذشته افزايش داد؟
استوارت با طرح اين پرسشها، از برنامهريزان و حتي برنامهسازان راديو ميخواهد صريح و شفاف به آنها پاسخ دهند و پس از آن، كار خود را آغاز كنند.
برنامهريزان صداي جمهوري اسلامي نيز بايد به اين پرسشها پاسخ دهند و صريح و شفاف به جنبههاي مختلف اين پديده كه ميتواند به حفظ و جذب بيش از پيش مخاطبان منجر شود، بنگرند بويژه آنها كه بيش از ديگر همتايان خود دغدغه استوديوگريزي دارند و به دنبال گسترش هرچه بيشتر آن در ايستگاههاي خود هستند.
آيا اكنون اينگونه است و آيا استوديوگريزي برخي ايستگاهها خود به مخاطبگريزي نميانجامد؟
اين پرسش و ديگر پرسشهايي از اين دست، همواره بايد در كانون توجه برنامهريزان و حتي برنامهسازان باشد كه اگر چنين باشد، آنها را از افتادن به ورطه ظاهربينيها و سطحينگريها كه گاه هيچ باطن و عمقي ندارد، در امان نگاه ميدارد و به نگاه و رفتار حرفهاي در مسير اتخاذ تدابير متوجه ميسازد كه حفظ و جذب مخاطبان از راهي جز اين نميگذرد! (جام جم - ضميمه قاب كوچك)