دیوان حافظ - غزل 273
پنج شنبه 20 آبان 1389 10:24 PM
ديوان حافظ
غزل 273
|
|
||
|
اگر رفيق شفيقی درست پيمان باش حريف خانه و گرمابه و گلستان باش
شکنج زلف پريشان به دست باد مده مگو که خاطر عشاق گو پريشان باش
گرت هواست که با خضر همنشين باشی نهان ز چشم سکندر چو آب حيوان باش
زبور عشق نوازی نه کار هر مرغيست بيا و نوگل اين بلبل غزل خوان باش
طريق خدمت و آيين بندگی کردن خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
دگر به صيد حرم تيغ برمکش زنهار و از آن که با دل ما کردهای پشيمان باش
تو شمع انجمنی يک زبان و يک دل شو خيال و کوشش پروانه بين و خندان باش
کمال دلبری و حسن در نظربازيست به شيوه نظر از نادران دوران باش
خموش حافظ و از جور يار ناله مکن تو را که گفت که در روی خوب حيران باش
|
||