0

والیبال ایران مدیون ولاسکو نیست

 
javad365
javad365
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : تیر 1391 
تعداد پست ها : 2026
محل سکونت : تهران

پاسخ به:والیبال ایران مدیون ولاسکو نیست
شنبه 25 شهریور 1391  8:29 PM

شاخ تیم شکسته شد؟

باز برویم سراغ تیم ملی، سید چه شد که بالاخره ولاسکو سنت شکنی کردو در بازی ژاپن هر دو دفعه تو را تعویض کرد؟ در بدترین روزهایت تعویض نمی شدی، ولی در یکی از بهترین روزهایت مقابل ژاپن ولاسکو تو را کشید بیرون و سامان فائزی به زمین رفت. این تعویض ها با تاخیری که در سفر به لهستان داشتی و تو را تنبیه کرد و با تیم نبرد، ارتباط دارد؟ رفتار ولاسکو با آن وقت هایش با تو فرق کرده؟

- موسوی: بگذارید از اول داستان را تعریف کنم. آن وقت ها ما اردو نداشتیم و ظهرها مجبور بودیم برای استراحت به خانه های مان برویم. برای کسی مثل من که خانه مان کرج است، کار سخت شد. مدام می گفتیم آقا یک جایی را ردیف کنید ما ظهرها آنجا برویم. با بچه ها می رفتیم اتاق ولاسکو می خوابیدیم و آن بنده خدا هم می دید بچه ها در اتاقش خوابیدند، می رفت اتاق دکتر. می گفتند امروز جا می گیریم، فردا می گیریم. خلاصه یک ماه ما را اینطور در اردو نگه داشتند. من ظهرها می رفتم کرج دوباره برمی گشتم، وقتی برای استراحت نداشتیم و خبری هم از اتاق برای استراحت نبود. تا روز آخر برای ما اتاق نگرفتند و روز آخر هتل المپیک را گرفتند و ولاسکو گفت آقا همه از ظهر اینجا باشند. حالا پرواز ما کی بود؟ 3 شب. من گفتم آقا من حقیقتش نمی مانم. هیچ کاری انجام نداده ام، می روم و به کارهایم می رسم، شب می آیم فرودگاه. این همه روز برای ما اتالق نگرفتند و اردو نزدند و حالا ... کاری ندارم، شب یکی از بچه ها زنگ زد و گفت برنامه عوض شده و فلان ساعت بیا فرودگاه که یک ساعت دیرتر از زمان قبلی بود، نگو پروازها به دو گروه تقسیم شده و بازیکنی که به من زنگ زد، گروه دوم بوده و من گروه اول. داشتم راه می افتادم که بروم فرودگاه سرپرست تیم زنگ زد پس کجایی؟ چرا گوشیت خاموش است؟ من گفتم پس الان به چی زنگ زدید پس؟ گوشی من که روشن است. گفت ولاسکو گفته نیا فرودگاه، گفتم چرا؟ گفتن گفته نیا، من هم قبول کردم، گوشیم را خاموش کردم و خوابیدم. بعد تیم رفت دو روز بعد آقای داورزنی به من گفت برو با تیم «ب» تمرین کن تا تیم ملی برگردد. من گفتم من «ب» نمی روم، در شأن من نیست. گفتم اگر قرار است تیم ملی بازی نکنم، عیبی ندارد بازی نمی کنم، می روم فقط در لیگ بازی می کنم، مشکلی نیست. گفتم اگر اشتباهی کردم، اصلا من را یک دوره از تیم ملی خط بزنید، بازی دوستانه است، چرا با آبروی آدم اینجوری بازی کردید.

از آن وقت به بعد رفتار ولاسکو با تو تغییر کرد؟

- موسوی: نه، اتفاقا تیم که برگشت من جلسه اول تمرین نکردم، چون خود ولاسکو مریض بود و نیامد می خواستم سوال کنم ببینم اگر با من مشکلی دارد، بگوید من بروم. من آدمی نیستم که بخواهم خودم را تحمیل کنم. اگر مشکل دارند بگویند م نبروم خانه. حرف من این بود که آیا کار من اینقدر بزرگ بود که من را از تیم ملی کنار بگذارید، یا آنقدر کوچک بود که دو روز دیگر می گویید برگرد سر اردو؟

به نظر می رسد ولاسکو قصد داشت با این کارش به اصطلاح شاخ تیم را بشکاند تا بقیه حساب دستشان بیاید.

- موسوی: ولاسکو دوست ندارد کسی روی نیمکت برایش شاخ شود. شرط می بندم شهرام یا میرزاجانپور را که خط زد در انتخابی المپیک به خاطر همین بود که کسی شاخ نشود. ولاسکو روز اول رک می آید و می گوید آقا فیکس های من اینها هستند حالا هر کس می خواهد برای نفر سوم بجنگد. روز اول گفت سید و نادی فیکس های من هستند و هر کس می خواهد برای سومی تمرین کند.




 

حالا این خوب است؟

- محمودی: نه که خوب نیست، هم کسی که فیکس است خیالش راحت می شود که دیگر تعویض نمی شود، برای ذخیره هم امیدی نمی ماند.

- موسوی: ولاسکو دوست دارد تیمش فیکس باشد و این موضوع را از همان اول هم گفت. سخت می شود کسی را از ترکیب فیکسش بیرون بکشد.
 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها