پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 3:36 AM
|
عشق در عرفان اسلامی
دكتر سید یحیی یثربی
هر كه شد محرم دل در حرم یار بماند***و آنكه این كار ندانست در انكار بماند
1- عشق چیست؟
موضوع بحث، عشق است، كه دریایی است بیكران، موضوعی كه هر چه درباره آن گفته آید، كم و ناچیز خواهد بود. چنانكه مولوی علیهالرحمه میگوید:
2- نقش عشق در عرفان اسلامی:
عشق در عرفان اسلامی، از جهات مختلف، به عنوان یك اصل، مورد توجه قرار میگیرد كه اهم آنها عبارتند از:
الف- نقش عشق در آفرینش:
از دیرباز میان متفكران این سوال مطرح است كه انگیزه آفرینش چیست؟ جمعی در آفرینش جهان برای خدا انگیزه و اهدافی عنوان كردهاند و جمعی داشتن غرض و انگیزه را نشان نقص و نیاز دانسته و خداوند را برتر از آن میدانند كه در آفرینش غرض و هدفی را دنبال كند.
ب- عشق در بازگشت:
عرفا عشق را در بازگشت هم مطرح میكنند، به این معنا كه این عشق از ذات حق به سراسر هستی سرایت میكند. البته عشق حق در مرحله اول به ذات خویش است و چون معلول لازم ذات علت است، پس به تبع ذات، مورد عشق و علاقه حق قرار میگیرد. پس خدا آفریدگان را دوست میدارد و از این طرف نیز هر موجودی عاشق كمال خویش است. بنابراین، در سلسله نظام هستی چنانكه در قوس نزول عشق از بالا به پایین در جریان است، از آن جهت كه هر مرتبه پایین اثر مرتبه بالاست، در قوس صعود هم هر مرتبهای از وجود، عاشق و طالب مرتبه بالاتر از خویش است چون كمال اوست، و چون بالاترین مرتبه هستی، ذات حضرت حق است پس معشوق حقیقی سلسله هستی، ذات مقدس اوست.(9) همین عشق به كمال و عشق به اصل خویش، انگیزه و محرك نیرومند همه ذرات جهان از جمله انسان به سوی حضرت حق است.
ج- عشق در پرستش:
عرفا با گروههای فكری دیگر، در روش شناخت و ابزار شناخت فرق دارند به این معنا كه در كنار عقل، بصیرت را مطرح میكنند و رسیدن به بصیرت و معرفت را نتیجه مجاهده و ریاضت میشمارند. اما در جنبه عبادت و پرستش نیز خود را از عابدان و زاهدان، در چگونگی و اهداف عبادت، جدا میدانند. اینان عابدان و زاهدان را سوداگرانی میشمارند كه عبادت را به خاطر اجر و پاداش، انجام میدهند با این تفاوت كه عابدان، هم دنیا را میخواهند و هم آخرت را و زاهدان از دنیا چشم میپوشند و تنها آخرت را میخواهند. اما عارفان، خدا را نه به خاطر دنیا و آخرت بلكه بدان جهت میپرستند كه او را دوست میدارند. چنانكه از مولای متقیان علی(ع) نقل شده كه: «ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً فی جنتك لكن وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك.»(11)
د- عشق در رابطه با دیگران:
از آنجا كه عرفا ذات حضرت حق را معشوق حقیقی میدانند و آفرینش را جلوهگاه و مظهر آن معشوق، طبعاً همه جهان و جهانیان را دوست خواهند داشت. چنانكه سعدی میگوید:
3- نكتههایی در رابطه با عشق:
الف- سریان و عمومیت عشق:
ابنسینا عشق را یك حقیقت فراگیر نسبت به همه موجودات جهان، از جواهر و اعراض و بسائط و مركبات، میداند و عشق را بر این اساس توجیه میكند كه «خیر» معشوق بالذات است و در موجودات همین عشق ذاتی به كمال، عامل طلب كمال است پیش از یافتن كمال، و سبب حفظ آن كمال است پس از یافتن و رسیدن به آن.(14) پس همه موجودات از عشق بهرهای دارند و این عشق برای آنان ذاتی است.
ب- عشق و اختیار:
ابنسینا عشق را طوری مطرح میكند كه آزادی و ادراك را شرط نمیداند. او عشق را به طبیعی و اختیاری تقسیم میكند.(16) اما صدرالمتألهین عشق را به دور از حیات و شعور قابل تحقق نمیداند و اگر كسی كلمه عشق را در موجودات بیجان و بیشعور به كار برد، به عنوان تشبیه و مجاز خواهد بود.(17)
ج- عشق حقیقی و مجازی:
چون عشق بر اساس كمال است، پس معشوق حقیقی همان كمال مطلق خواهد بود. اما در سریان عشق، در قوس نزول و صعود، طبعاً عشق هم دارای مراتب و درجات شده و عاشقها و معشوقها هم متفاوت خواهند بود و عشق برای هر موجودی نسبت به كمال آن موجود جلوهگر میشود. اما از آنجا كه هر كمالی نسبت به كمال بالاتر از خویش ناقص است، عشق در هر مرتبهای به مرتبه بالاتر از آن تعلق خواهد گرفت و چون بالاترین مرتبه كمال، كمال حضرت حق است پس معشوق حقیقی، ذات حضرت حق بوده و عشق حقیقی عشق به ذات او خواهد بود و بقیه عشقها و معشوقها به صورت مجازی و واسطه مطرح خواهند شد.(20)
د- غزالی و عشق:
امام محمد غزالی عشق را یك اصل اساسی میداند و تمام درجات و مقامات را یا مقدمه عشق میداند یا نتیجه آن. و عشق را مشروط به معرفت و ادراك دانسته و انگیزه عشق را چند چیز میداند كه عبارتند از: حب نفس و علاقه انسان به خویش و محبت و علاقه انسان به كسی كه به او نیكی كند و علاقه به نیكان به طور مطلق و علاقه به زیبایی به خاطر زیبایی و علاقه به موجودات مناسب و مشابه با خویش. پس انگیزه محبت این چند چیز است. سپس نتیجه میگیرد كه این انگیزهها در مورد خدا از هر محبوب و معشوق دیگری بیشتر است، پس معشوق و معبود حقیقی، ذات حضرت حق است و بس.(21)
ه- عشق و شوق و اشتیاق:
چنانكه گفتیم، عشق به كمال در موجودات یك حقیقت ذاتی و عمومی است. این كمال اگر بالقوه باشد، عشق با شوق همراه خواهد بود و اگر بالفعل بوده باشد، در آن صورت عشق بدون شوق خواهد بود. با این لحاظ در جهان ماده، كه كمال موجودات هرگز صورت فعلیت كامل پیدا نمیكند، عشقها همیشه همراه با درد و رنج عاشق خواهد شد. پس در جهان ماده عشق همیشه با درد و رنج همراه است.
و- آثار عشق مجازی:
چنانكه گفتیم، عشق در غیر معشوق حقیقی عشق مجازی است. و عشقهای مجازی، كه نمونه عمده آن عشق به زیباییها و زیبارویان است، در نظام هستی یك امر ضروری و ذاتی است. اما ببینیم این موضوع، یعنی عشق مجازی، چه نقش و اثری میتواند داشته باشد. عرفا برای عشق مجازی آثار زیر را مطرح میكنند:
1- عشق یك بشارت است:
از آنجا كه انسان موجودی است با تركیب مادی و معنوی، با نیمی از فرشته و نیمی از حیوان، طبعاً وجودش تحت تأثیر گرایشهای متضاد و مختلفی خواهد بود:
2- عشق به عنوان یك رهبر و راهنما:
از آنجا كه ادراكها، لذتها و عشقها نسبت به مراتب وجود از لحاظ كمال و نقص متفاوتند لذا هر مرتبهای از وجود، به نخستین مرتبه بالاتر از خویش بهتر و بیشتر متوجه شده و طالب آن مرتبه میشود و پس از وصول به آن مرتبه طالب و عاشق مرتبه بعدی میگردد. و همینطور در مدارج و مراتب كمال به سوی معشوق حقیقی پیش رفته، به آن مقصد اعلی و كمال مطلق نزدیكتر میشود و از این لحاظ است كه گفتهاند: «المجاز قنطرة الحقیقة.»(26)
3- عشق مجازی عامل تمرین برای تحمل زحمات عشق:
به اقرار همه عرفا، عشق با مشكلات و رنج و درد طاقتفرسایی همراه است كه سراپا آتش است و آتشافروز. بسا مردان كه در نیمه راه سلوك، به خاطر همین مشقات و دشواریها، از راه وامانده و به مقصد نرسیدهاند. تصویری از این مشكلات را در سفر مرغان در «منطقالطیر» عطار میتوان مشاهده كرد. از این روی، عرفا عشق مجازی را یك تمرین برای تحمل عشق حقیقی میدانند. چنانكه اشتغال انبیا به شغل شبانی تمرینی بود برای تحمل مسئولیتهای بزرگتر. عینالقضات میگوید:
4- عشق مجازی عامل فهم زبان عرفا:
بیتردید، عرفای اسلام برای طرح مسائل عشق حقیقی از عشق مجازی و مسائل آن بهره گرفتهاند. به تعبیر مولوی «سرّ دلبران» را در «حدیث دیگران» گفتهاند. بنابراین، عشق مجازی در فهم مسائل عشق حقیقی میتواند عامل مؤثری بوده باشد.
ز- دو مرحلهی عشق مجازی:
عشق مجازی در دو مرحلهی سیر و سلوك عرفانی مطرح میشود: یكی در آغاز سلوك و دیگری در پایان سلوك. در آغاز سلوك، چنانكه گفتیم، عشق مجازی یك بشارت و یك عامل جذبه و كشش گام به گام عاشق به سوی معشوق حقیقی است و اما در نهایت سلوك، عبارت است از عشق عارف به تمامی موجودات جهان به عنوان آثار معشوق و جلوههای معشوق. و از اینجاست كه چنین عشقی را هم برای مبتدیان جایز میدانند– كه در مبتدیان نشانه حركت و آغاز سیر و سلوك معنوی است– و هم برای كاملان– كه در كاملان هم نشانه كمال است.(29)
ح- مشروعیت عشق:
از دیرباز میان علما و عرفا در مورد عشق اختلاف نظر وجود داشته است. جمعی آن را مذموم و ناپسند دانسته و نتیجه شهوات حیوانی یا نوعی جنون و بیماری روانی به شمار آوردهاند و جمعی آن را ستوده و از فضایل انسانی شمردهاند. گروهی كاربرد كلمه عشق را در رابطه با خدا و خلق ممنوع دانسته و جمعی دیگر آن را، به استناد آیات و روایاتی، جایز شمردهاند.(30) ملاصدرا عشق را، از آن جهت كه در نفوس ملتهای مختلف به صورت طبیعی و فطری وجود دارد، یك امر الهی دانسته كه حتماً به خاطر مصلحتی و هدفی در وجود انسانها نهاده شده است.(31) و اما عرفا، علاوه بر تأییدات حاصل از كشف و شهود، به دلالتهایی از قرآن و حدیث هم استناد میكنند. شیخ روزبهان بقلی این نكته را گواهی بر تأیید عشق میداند كه خدای تعالی قصه یوسف و زلیخا را «احسن القصص» نامیده است.(32) پس از آن روایات متعددی را در تأیید مطلب مطرح میكند.(33)
ط- تصعید عشق:
عرفا عشق مجازی را در بدایت وسیله سیر و ترقی گام به گام میدانند و چنانكه گفتیم، مجاز را به عنوان پلی به سوی حقیقت ارزیابی میكنند. از این نكته نتیجه میگیریم كه توقف در عشق مجازی روا نبوده، بلكه عارف باید از معشوقهای مجازی دست برداشته، ابراهیموار، فریاد «لااحب الافلین» برآورد و اگر عارفی در عشق مجازی متوقف بماند، در حقیقت نوعی بیماری خواهد بود. چنانكه شمس تبریزی به اوحدالدین كرمانی كه عشق مجازی خویش را اینگونه توجیه میكرد كه: «ماه را در آب طشت میبینم»، گفت: «اگر در گردن دمبل نداری، چرا بر آسمانش نمیبینی؟»(مناقبالعارفین4/27)
ی- ذوق حضور:
چنانكه ابنفارض قصیده گرانقدر «تائیه»اش را با این نكته آغاز میكند كه: «من جام عشق را از دست چشمانم نوشیدم»(34) همه عرفا بر نقش دیدار در پیدایش عشق تأكید دارند كه به قول باباطاهر: «هرآنچه دیده بیند دل كند یاد.»
1- مكتبهای بتپرستی و مظهر پرستی
2- عرفان و تصوف.
در مورد اول انسانها چون هنوز به معشوق حقیقی دست نیافتهاند غم فراق را با توجه به مظاهر و نشانهها تسكین دادهاند كه:
ك- نكتهای از ابنعربی:
بدون شك، ابنعربی بزرگترین شخصیت عرفان اسلامی است و ابداعات و ابتكارات وی در عرفان غیرقابل تردید است. پس چه بهتر كه این مقال را با سخنی از وی به پایان بریم.
یادداشتها:
1. لغتنامه دهخدا. 2. نهایة الحكمه، مرحوم طباطبایی، ص227(مرحله11، فصل10). 3. مقدمه «اسفار» و كتاب «المبدأ و المعاد»، ص278. 4. هرچه با وهم خود، در دقیقترین معنی، تصور كنید، ساخته و پرداخته خود شماست و به خودتان بازمیگردد.(وافی فیض كاشانی، ج1، ص88) 5. زبدةالحقایق، ص67. 6. گنج نهانی بودم كه دوست داشتم شناخته شوم، پس آفریدگان را آفریدم تا شناخته شوم. 7. مقدمه یوسف و زلیخا. 8. «صحیح بخاری»، ج4، ص56، و «جامع صغیر»، ج2، ص4. 9. مراجعه شود به اسفار ملاصدرا، چاپ جدید، ج7، ص158 به بعد. 10. سوره 5، آیه54: خدا ایشان را دوست میدارد و ایشان نیز خدا را. 11. وافی فیض، ج3، ص70: تو را نه از بیم دوزخ، و نه به طمع بهشت میپرستم، بلكه از آن جهت كه شایسته پرستش هستی میپرستمت. 12. تذكرةالاولیا، ج1، ص73. 13. اشعةاللمعات، ص72. 14. «رساله عشق» ابنسینا، فصل1و2. 15. «الاسفارالاربعة» چاپ جدید، ج7، ص158 به بعد. 16. رساله عشق، فصل چهارم. 17. اسفار، ج7، ص152. 18. مدرك پیشین، ص153. 19. مدرك پیشین. 20. رساله عشق ابنسینا، فصل 6 و اسفار ملاصدرا، ج7، ص160 به بعد. 21. «احیاء علومالدین»، ج4، ص294 به بعد. 22. اسفار، ج7، ص150. 23. «مشارقالدّراری»، شرح تائیه ابنفارض، اثر: فرغانی، چاپ انجمن فلسفه، ص107. 24. «اشارات و تنبیهات»، نمط نهم. 25. «نان و حلوا»، اثر شیخ بهایی. 26. مجاز پلی است برای عبور به حقیقت. 27. «تمهیدات»، ص105. 28. سنایی. 29. «تاریخ تصوف»، غنی، ص585. 30. اسفار، ج7، ص171 و احیاء، ج4، ص294. 31. اسفار، ج7، ص172. 32. قرآن كریم، سوره یوسف، آیه3. 33. «عبهرالعاشقین»، ص12-8 و 22-18. 34. «سقتنی حمیا الحب راحة مقلتی»، مشارقالدراری، ص81. 35. قرآن كریم، سوره بقره، آیه260. 36. سوره اعراف، آیه143. 37. «فتوحات»، ج2، ص337 |