پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 3:13 AM
|
ترجمه هاي ترجمه نشدني
أي. آر. كيدوي - زهرا آقا محمّد شيرازي
با توجه به اين حقيقت تاريخي كه نظر مسلمانان اوليه دربارهي ترجمه و متن عربي قرآن ثابت نبودـهمانگونه كه نظر عموم مسلمانان تا امروز نيز چنين استـ ترجمه ممكن است بخش بديهي از كار تفسيري مسلمانان تلقي شود. بههرحال، با وجود اينكه موضوع تفسير قرآن آنچنان مورد بحث نبوده، اما هميشه به انگيزههاي احساسي پشت ترجمهي متن قرآني به زبان هاي غير عربي، با بدگماني نگريسته شده است. اين واضح است چون نياز به ترجمهي قرآن در شرايط تاريخياي بروز كرد كه عدهي زيادي از مردم غير عرب، اسلام را پذيرفته بودند و ايجاد گرايش جديد زباني در محتواي وحي، چنانچه ـبراي مثالـ در مورد كتب عهد جديد مسيحيان اتفاق افتاد، ميتوانست به پيشرفتهاي غير قابل پيشبيني و نامطلوب در قالب مذهب اسلام بيانجامد.1
نياز مسلمانان به ترجمهي انگليسي قرآن اساساً براي مبارزه با تلاش مبلّغان مذهبي بود. بهدنبال يك سابقهي تاريخي طولاني مجادلهآميز، كه بخشي از هدف آن توليد يك نسخهي اروپايي معمولاً غلط و گيج كننده از كتاب آسماني مسلمانان بود، مبلّغان مسيحي در قرن هجدهم يورش خود را از لحاظ سياسي، به اسلام، با توسعهي ترجمههاي قرآن شروع كردند.
واضح است، كه مسلمانان نميتوانستند اجازه دهند، تلاش مبلّغان مسيحي كه مرتّب صحّت متن را با تفسير خصومتآميز خود زير سئوال ميبردند، بدون مخالفت، و كنترل نشده باشد. از اينرو، آنها تصميم گرفتند كه ترجمهاي صحيح از متن قرآن، همراه با خلاصهاي موثق از تعاليم آن را، به دنياي اروپا ارائه كنند. بعدها، ترجمههاي ايشان به معناي خدمت حتي به مسلماناني بود كه تنها از طريق زبانهاي اروپايي ميتوانستند به وحي قرآني دسترسي داشته باشند. طبيعتاً زبان انگليسي مهمترين زبان براي هدف مسلمانان پنداشته ميشد. مهمتر از همه، به دليل وجود امپراطوري بريتانيا كه بعد از كشورهاي عثماني بيشترين تعداد مسلمان را داشت، زبان انگليسي از اهميّت خاصي برخوردار بود.
به هرحال همان منطق براي حركتهاي فرقهاي درون اسلام و يا حتي گروه مرتد خارج از اسلام، از قبيل قديانيها، بهكار ميرود؛ كه فعاليتهاي ترجمهي قابل ملاحظهي آنها با انگيزهي اعلام وحدت ايدئولوژيك بود.گرچه تعداد زيادي كتاب در زمينهي ابعاد گوناگون قرآن وجود دارد، ولي تا بهحال هيچ كار قابل توجهي انجام نشده است، تا انبوه ترجمههاي انگليسي موجود قرآن را نقادانه بيازمايد.
حتي اطلاعات مربوط به فهرست كتب در اين موضوع قبل از ظهورِ نسبتاً اخيرِ فهرست جهاني ترجمههاي معاني قرآن مقدس2، واقعاً كم بود. اين فهرست شامل جزئيات نشر رسمي ترجمههاي قرآن در شصت و پنج زبان است.
اثر كموبيش مهمي در اين زمينه قبلاً توسط دكتر حميداللّه، از پاريس نوشته شده است. ادبيات عربي تا پايان دورهي اميه3 ، كه ضميمهي تاريخ ادبيات عربي كمبريج جلد اوّل است، فهرست كتبي از ترجمههاي قرآن به زبانهاي اروپايي است، كه توسط جي.دي.پيرسون (J.D.Pearson) آماده شده است. مقالهي اخير در دايرةالمعارف اسلام موجود است.
از آنجا كه بر هيچيك از آثار ياد شده، حاشيه نوشته نشده است، خواننده نظري راجع به تركيب ذهني مترجم، پيشپندار متعصبانهي او و روش و كيفيت ترجمهي او بهدست نميآورد.
در هر صورت، فصل كوتاهي با نام: قرآن و فضل و كمال اروپايي، در مقدمهاي بر قرآن بل و وات (Bell and watt) آمده است4، كه گرچه از نظر تهيهي اطلاعات و زمينه براي كار مستشرقان در مطالعات قرآني و ترجمهها مفيد است، لكن كمابيش به همان دلايل براي عموم خوانندگان مسلمان از ارزش كمي برخوردار است. بنابراين، تحقيقاتي كه در آن بر جنبههاي ترجمهي قرآن تأكيد ميشود، مورد نياز است تا مبادا عالمان غربي خوانندگان غير عرب خوشبين و بيتوجه به خطرات را منحرف كنند.
در اين بررسي تلاش شده است تا خصوصيات و كمبودهاي ترجمههاي كامل و اصلي قرآن مطرح شود.
ترجمههاي انگليسي اوّليهي قرآن توسط مسلمانان، اساساً از اشتياق افراد متقي براي ردّ ادّعاهاي مبلّغان مسيحي بر عليه اسلام به طور كل و قرآن بالاخص ريشه ميگرفت.
ترجمههاي زير گوياي اين گرايش است:
1. احمد عبدالحكيم خان، قرآن مقدس: با يادداشتهاي كوتاه مبني بر قرآن مقدس يا سنتهاي موثق پيامبر يا كتب عهد جديد مسيحيان يا حقيقت علمي، از تمام افسانههاي جعلي، تاريخ مشكوك و تئوريهاي مورد بحث با دقت اجتناب شده است.5
2. حيرت دهلوي، قرآن: اين ترجمه كه توسط عالمان فقيه آسيايي تهيه شده و توسط ميرزا حيرت دهلوي ويراستاري شده است، پاسخي است كامل و جامع به انتقادات متعدد قرآن، كه توسط نويسندگان مختلف مسيحي از قبيل دكتر: سيل (Sale)، رادول (Rodwell)، پامر(Paimer) و سردابليو مور (Sir.w.Muir) نوشته شده است.6
3. ميرزا ابوالفضل، قرآن: متن عربي و ترجمهي انگليسي، همراه خلاصه، كه به ترتيب زمان وقوع مرتب شده است.
از آنجا كه هيچيك از اين ترجمهها توسط يك عالم مشهور انجام نشده، هم كيفيت ترجمه و هم سطح تحقيق خيلي بالا نيست و اين آثار صرفاً جنبهي تاريخي دارد. كارهاي بعدي به هرحال تلاشي كاملتر و عالمانهتر را منعكس ميكند.
4.محمدمار مادوك ويليام پيكتال (Piektal)، نويسندهي انگليسي كه اسلام را پذيرفت، از نظر مطرح كردن يك ترجمهي عالي از قرآن، به زبان انگليسي، با عنوان معناي قرآن عظيم متمايز است.7
اين ترجمه بسيار محتاطانه و به زيبايي به نسخهي اصلي نزديك است، اگرچه اكنون زبان آن تا حدودي انگليسي قديم است، ولي بههر حال، يكي از ترجمههاي انگليسي با كاربرد بسيار زياد است، يادداشتهاي روشنگر و اطلاعات ضميمهاي كمي دارد كه مسلماً براي يك خوانندهي آشنا به قرآن خيلي مفيد نيست.
5.قرآن مقدس: ترجمه و تفسير8، نوشتهي عبداللّه يوسف علي، شايد عوام پسندترين ترجمه، به عنوان يك موفقيت اصلي ديگر در اين زمينه است.
يوسفعلي، يك مستخدم دولتي، عالمي در آداب و رسوم باستاني مسلمانان بود، تعجبي ندارد كه برخي از يادداشتهاي انبوه او بهخصوص راجع به جهنم و بهشت، ملائك، جن و تعدد زوجات و غيره طرز فكر شبه عقلگرايي زمانش را منعكس ميكند، چنانكه آثار اس.احمد و اميرعلي، چنين است.
تأكيد بيش از حدّ او بر موجودات روحاني نيز، نظر جهاني قرآني را بد جلوه داده است. در مقابل، حقيقت اينست كه يوسف علي، بيشك يكي از معدود مسلماناني است كه، تسلط عالي بر زبان انگليسي داشت، اين مورد در ترجمهاش كاملاً منعكس است. گرچه كار او بيشتر يك ترجمهي آزاد است تا ترجمهي تحت اللفظي، با وجود اين دقيقاً مفهوم نسخهي اصلي را ميرساند.
6.قرآن مقدس: با ترجمه و تفسير انگليسي،9 از عبدالمجيد دار آبادي، كه كاملاً منطبق بر نظر سنتي است.
اين اثر شبيه كار قديميتر پيكتال، يك ترجمهي دقيق است كه با يادداشتهاي مفيدي در زمينهي موارد تاريخي، جغرافيايي و آخرتشناسي تكميل ميشود. بهخصوص بحثهاي روشنگري در زمينه ي مذهب تطبيقي دارد. گرچه يادداشتها غالباً جامع نيست، ولي به برطرف كردن ترديدها در ذهن خوانندگان غربي كمك ميكند. بههرحال اين كتاب شامل اطلاعات ناكافي دربارهي سورهها (فصلهاي قرآن) است و برخي نوشتهها نياز دارد كه به روز شود.
7. معناي قرآن:10 نسخهي انگليسي آن، اثر بزرگ سيد ابوالعلاء مودودي است. تفهيم القرآن اردو، يك ترجمهي تفسير از قرآن است كه در آن عظمت و شأن نسخهي اصلي به طور قابل ملاحظهاي نمايان است. از آنجا كه مودودي، از مهارت زيادي در تحقيق مدرن و سنّتي بهره ميبرد، اثر او كمك ميكند كه انسان دركي از قرآن به عنوان منبع هدايت داشته باشد. جدا از مرتب كردن آيات و سورهها در شرايط زمان خودش، نويسنده از طريق نوشتههاي جامع، دائماً پيام جهاني قرآن را به زمان خود ميرساند، و مشكلات خاص آن را نقل ميكند. بحث منطقي، حساسيت زياد، كاربرد خردمندانهي تحقيق سنّتي مسلمانان و راه حلهاي عملي مسائل روز، باعث شده است، كه در مجموع، اسلام را به عنوان يك راه كامل زندگي و جادهاي مستقيم براي تمام بشر نشان ميدهد، از آنجا كه ترجمهي اين اثرِ فوق العاده گرانبها (قرآن)، كه توسط محمداكبر انجام شده است، به طرز رقتانگيزي ضعيف و كسل كننده است. ترجمهي انگليسي جديد از كل اثر، زير نظر بنياد اسلامي ليستر در حال انجام است.
8.پيام قرآن: نوشتهي محمد اسد،11 يك ضميمهي جالب به بدنهي ترجمههاي انگليسي را در پوشش انگليسي ساده نشان ميدهد. با اين حال اين اثر با انحراف از نقطه نظر عقايد سنّتي اسلام در بسياري از موارد ضعيف به نظر ميرسد.
اسد برخلاف اين كه برخي از بيانات قرآني را به صورت تحت اللفظي در نظر ميگيرد، وقوع وقايعي از قبيل انداختن ابراهيم در آتش، صحبت كردن عيسي در گهواره و غيره را رد ميكند. او همچنين لقمان، خضر و ذوالقرنين را به عنوان اشخاص اسطورهاي ملاحظه ميكند. و نظرات ضد عقايد سنتي در زمينهي منسوخ شدن آيات دارد. اگر اين نقصها را كنار بگذاريم، اين ترجمهي بسيار خوانا شامل اطلاعات خوب و مفيدي ـ گرچه گاهي غير قابل اعتماد ـ دربارهي سورههاي قرآني است و هم چنين نوشتههاي جامعي در زمينهي موضوعات قرآني ارائه ميكند.
9. قرآن: اوّلين نسخهي آمريكايي،12 در گذشتهاي نه چندان دور توسط يك مسلمان انگليسي زبان ديگر، تي.بي.اروينك (T. B. irving) است، كه پيدايش ترجمهي انگليسي تخصصي اخير را نشان ميدهد. اين اثر فاقد نوشتههاي متني و توضيحي است.
اروينگ با استفاده از داوري خودش؛ براي هرركوع قرآني (بخش)، موضوعاتي را تعيين كرده است. گرچه از انگليسي جديد و قوي استفاده شده است، لكن در مجموع از نمونههاي ترجمهي غلط و عبارات بيربط، آزاد نيست.
اروينگ با در نظر گرفتن خوانندگان آمريكايي، بهخصوص جوانان؛ از اصطلاحات انگليسي آمريكايي زيادي استفاده كرده، كه در جاي خود برازندهي شكوه سبك و طرز بيان قرآن نيست.
علاوه برموارد بالا، تعدادي ترجمههاي ديگر توسط مسلمانان وجود دارد، لكن به عنوان اقدام مهمي در اين زمينه دستهبندي نميشود، كه عبارتند از:
1. الحاج حافظ غلام سرور، ترجمهي قرآن مقدس (سنگاپور، 1920م)
2. علي احمد خان جلاندري، ترجمهي قرآن مقدس با شكوه، با تفسير (لاهور، 1962م)
3. عبدالرحمان تارك و ضياء الدّين گيلاني، قرآن مقدس، ترجمه به زبان انگليسي (لاهور، 1966م).
4. سيّد عبداللطيف، القرآن: ترجمه به زبان انگليسي (حيدر آباد، 1969م)
5. هاشم اميرعلي، پيام قرآن در مقايسه (توكيو، 1974م)
6. تقي الدّين الهلالي و محمّد حسن خان، ترجمهي مشروح انگليسي از قرآن مقدس: نسخهي خلاصه شدهي ابن خطير، تكميل شده با الطبري و نظراتي از صحيح بخاري (شيگاگو، 1977م)
7. محمّد احمد مفسّر، قرآن: اوّلين تفسير به زبان انگليسي (لندن، 1979م)
8. محمود.واي.زيد، قرآن: يك ترجمهي انگليسي از معناي قرآن (تصحيح و تجديد نظر شده، با همكاري كميتهي عالمان مسلمان) (بيروت، 1980م)
9. اس. ام. سرور، قرآن مقدس: متن عربي وترجمهي انگليسي (المهرست، 1981م)
10. احمد علي، القرآن: ترجمهي تفسيري (كراچي، 1984م)
(به دليل اظهارات كفرآميزي كه در قرآن: آخرين نسخهي انگليسي تأليف شده) (تاكسون، 1978م) نوشتهي رشاد خليفه وجود دارد، اين كتاب جزء ترجمههاي مسلمانان ذكر نشده است.
برخي از ترجمههاي مسلمانان نيز، تعصبات قوي فرقهگري مترجمان آنها را نشان ميدهد. براي مثال نظرات شيعه در تفسيرهاي همراه كتابهاي زير كاملاً منعكس است:
اس. وي. مير احمد علي، قرآن مقدس با ترجمه و تفسير انگليسي، برطبق نسخهي اهل بيت مقدس و شامل نوشتههاي خاص از حجتالاسلام آيت اللّه حاجي ميرزا مهدي پويا يزدي، در زمينهي جنبههاي فلسفي آيات است (كراچي، 1964م)؛
ام. اچ. شاكر، قرآن مقدس (نيويورك، 1982م)؛
سيّد محمّدحسين الطباطبايي، الميزان: تفسيري از قرآن، ترجمه شده از فارسي به انگليسي توسط سيّد سعيد اختر رضوي (تهران، 1980م). تا بهحال پنج جلد اين اثر منتشر شده است.
ترجمهي ديگر كه گوياي وضع فرقهاي بارلوي است، قرآن مقدس، نسخهي انگليسي از احمد رضا خان بريلي، ترجمهي اردو، توسط حنيف اختر فاطمه (لاهور،ان.دي) است.
چنانچه قبلاً اشاره شد، قديانيها اگرچه اسلام كنترل نشده دارند، لكن فعالانه به ترجمهي قرآن پرداختهاند، غير از انگليسي، ترجمههاي آنها در بسياري از ترجمههاي اروپايي و آفريقايي موجود است.
قرآن مقدس: ترجمهي انگليسي (لاهور، 1917م) از محمدعلي، آغاز اين تلاش را نشان ميدهد. اين مترجم قدياني، به دليل سوء تفسير چندين آيهي قرآني گناهكار است. بهخصوص آياتي كه مربوط به مسيح موعود، معجزاتش و ملائكشناسي قرآني است.
تحريفهاي مشابه به ترجمهي قدياني ديگر، كه توسط شر علي انجام شده، آسيب ميرساند. عنوان كتاب قرآن مقدس: متن عربي با ترجمهي انگليسي (ربوا،1955م) زير نظر ميرزا بشيرالدّين محمّد احمد، دومين جانشين «مسيح موعود» و رئيس احمديه انجام شد. اين اثر بارها چاپ شده، نسخهي رسمي قدياني را از قرآن نشان ميدهد.
بدون پوزش، شرعلي به ميرزا غلام احمد به عنوان «مسيح موعود» اشاره ميكند و بسياري از آيات قرآن را ترجمه و تفسير غلط ميكند.
قرآن: متن عربي و ترجمهي انگليسي (لندن، 1970م) نوشتهي ظفراللّهخان، به عنوان يك اقدام قدياني قابل توجه ديگر در اين زمينه معرفي ميشود.
ظفراللّه، مثل قديانيهاي ديگر، آيات قرآن را ميپيچد تا اين نظر را بدهد كه دَر پيامبري با پيامبر اسلام بسته نشد. تحميل نظرات نادرست ديگر دربارهي متن قرآن در ترجمههاي قدياني زير نيز يافت ميشود:
ـكمالاللّه و نظير احمد، يك تفسير جاري از قرآن مقدس (لندن،1948م)
ـصلاحالدّين پيير، قرآن شگفتانگيز (لاهور،1960م)
ـمالك غلام فريد، قرآن مقدس (ربوا، 1962م)
ـخادم رحمان نوري، تفسير جاري قرآن مقدس با نظرات داخل قلاب [] (شلانگ، 1964م)
ـفيروزالدّين روح، قرآن (كراچي، 1965م)
غير از قديانيها، مبلّغان مذهبي مسيحي، فعّالترين مترجمان غير مسلمان قرآن بودهاند. چنانچه قبلاً توجه شد، ريشههاي اين رسم ننگين به انگيزههاي مبلّغان ضد اسلامي برميگردد.
پس تعجبي ندارد كه اين ترجمهها منصفانه نباشد، زيرا آنها مملو از تقدّم و تأخّرها، حذفيّات، اختيارات بدون توضيح، و اشتباهات غير قابل بخشش است.
يك نمونهي بسيار خام روش مستشرق ـ مبلّغ براي قرآن، در القرآن محمود، نوشتهي الكساندر راس (Alexander ross)، ترجمه شده از عربي به فرانسه توسط سر درير (seiur Duryer) است، كه اخيراً براي رضايت همهي كساني كه ميخواهند به بيهودگيهاي تركي نگاه كنند، به انگليسي ترجمه شده است. (لندن،1949م)
در ترجمهي قرآن، نيّت راس، قاضي عسگر شاه چارلز اوّل، اين بود: من خوب فكر كردم كه آن را به رنگ آنها در آورم كه شما دشمنانتان را با تمام وجودشان ببينيد، شما بايد براي روبرو شدن… با القرآن او آماده شويد.
در همان رگ ضداسلامي متعصب [ترجمهي او] دو ضميمه با عنوان يك اخطار يا موعظهي ضروري براي كساني كه مايلند بدانند چه استفادهاي از القرآن ميتوان نمود يا آيا در قرائت آن خطري است (صفحات 20ـ406) و زندگي و مرگ محمد: پيامبر تركها و نويسندهي القرآن در صفحات395ـ 405 موجود است.
جرج سيل، حقوقدان، «قرآن» خود را كه القرآن محمد ناميده شد، در سال 1734م، در لندن بوجود آورد، كه در آن زمان مشهورترين ترجمهي انگليسي بوده است.
گفتمان مقدماتي جامع سيل كه اساساً با سيره و قرآن سروكار دارد، دشمني عميق او را با اسلام و اينكه او قصد تبليغ مذهبي داشته را فاش ميكند. از اين نظر كه او قواعدي را پيشنهاد ميكند كه بايد در زمينهي ارتداد محمديها رعايت شود.
اين ترجمه نمونههاي زيادي از حذف، تحريف و الحاق دارد.
جِي.ام.رادول (J.M.Rodwell) رئيس اس.تي.اتلبرگا (S.t.Ethrlberga)، لندن، با نارضايتي از اثر سيل، ترجمهي خود را تحت عنوان قرآن (لندن،1961م) ارائه داد.
غير از مطرح كردن همه گونه ادعاهاي وحشيانه و زننده كه او در مقابل پيامبر و قرآن در ديباچه دارد، او محكوم به جعل به اصطلاح نظم زماني سور قرآن است. ترجمهي او و تفاسير خيالي او در نوشتههايش اشتباهات بزرگي دارد.
اي.اچ.پامر. يك عالم اهل كمبريج، كتابهاي مقدس سري شرق مكس ملر (Max Muller) ترجمهي جديدي از قرآن را به او سپرد. بنابراين ترجمهياو با نام قرآن در سال 1880م، در لندن چاپ شد. دربارهي ارزش ترجمهي پامر، بايد به مقالهي اي.آر.نيكل (A.R.Nykl)، حاشيهاي بر قرآن اي.اچ.پامر مراجعه كرد كه در روزنامهي جامعهي شرقي آمريكايي، (1936م) صفحات 77ـ84 منتشر شده، كه در آن به بيش از 65 نمونهي حذف و غلط در ترجمهي پامر اشاره شده است.
ريچارد بل (Richard Bell)، قاري عربي دانشگاه ادينبرو، و يك خاورشناس تأييد شده، ترجمهاي از قرآن با توجه خاص به نظم سوره ارائه كرد، چنانچه از عنوان اثر مشخص است قرآن ترجمه شده با مرتبسازي مجدد منتقدانهي سورهها (ادينبرو، 39ـ1937). بِل، علاوه بر توصيف پيامبر به عنوان نويسندهي قرآن، همچنين معتقد است كه قرآن در شكل فعلياش واقعاً توسط خود محمّد نوشته شده است، (صvi). در مرتبسازي مجدد سورههاي قرآن، در حقيقت، بِل يك آشفتگي كامل در نظم سنّتي ايجاد ميكند و سعي ميكند كه به تناوبها، جانشينيها و اختلالات در متن اشاره كند.
اي.جي.آربري (A.J.Arberry)، خاورشناس مشهور و پروفسور عربي در دانشگاههاي لندن و كمبريج. تا كنون آخرين مترجم غير مسلمان قرآن بوده است.
قرآن تفسير شده (لندن،1957م) از آربري، بيشك از لحاظ روش و كيفيت، بالاتر از ترجمههاي انگليسي ديگر توسط غير مسلمانان قرار دارد. با اين حال از اشتباهات حذف و غلط در ترجمه بري نيست، از قبيل آل عمران: 43؛ نساء72 ـ147؛ مائده 55و71؛ انعام20و105؛ اعراف157، 158و199؛ انفال17، 29، 41، 59؛ يونس 88؛ هود30 و46، ويوسف61.
ان.جي.داود (N.J.Dawood) شايد تنها يهودي باشد كه قرآن را به انگليسي ترجمه كرده است. ترجمهي داود، قرآن (لندن، 1956م) موجود در نشر پنگوئن ، شايد پرتيراژترين ترجمهي انگليسي غير مسلمان از قرآن باشد. تعصب نويسنده راجع به اسلام در مقدمه به راحتي قابل مشاهده است. غير از پذيرفتن يك نظم غير معمول سوره در ترجمهاش، داود هم در جاهايي مثل سورهي بقره، آيهي9، سورهي اعراف، آيهي31 و غيره اشتباه دارد.
بيشك، شرايط خاص تاريخ، كه قرآن را در تماس با زبان انگليسي آورده است، اثر خود را بر تلاش غير مسلمان و مسلمان براي ترجمهي قرآن گذاشته است. نتايج و موفقيتهاي تلاشهاي ايشان آنچنان كه انتظار ميرفت نبود.
براي نمونه، بر خلاف زبانهاي اصلي مسلمانان از قبيل فارسي، تركي و اردو كه منابع زباني و ادبي بومي را با دقت مورد بحث قرار ميدهند، تا آنچه در زمينهي علم و احساس برعهدهي انسان است را برآورده كند، زبان انگليسي به مثابهي يك واسطهي جهاني، كاملاً در خدمت قرآن بهكار گرفته نشده است.
كتاب مقدس مسلمانان بايد با يك بيان با شكوه و دقيق در زبان انگليسي بيايد، كه با شأن و عظمت نسخهي اصلي سازگار باشد. بههرحال، به نظر ميرسد كه جريانات تاريخي به نفع چنين پيشرفتي باشد، حتي انگليسي مسلمان دارد يك شخصيت مسلمان بومي به خود ميگيرد و ما فقط نياز به زمان داريم تا ترجمهي قرآن را، در آن زبان داشته باشيم.
تا آن زمان دانشجوي مسلمان بايد خردمندانه از پيكتال، اي.يوسفعلي. اسد و ايروينگ استفاده كند، حتي كيفيّت فن نگارش آربري نبايد انكار شود، البته در نهايت، مسلمان بايد سعي كند كه به نسخهي اصلي پي برد و اجازه ندهد كه در پيچ و خم ترجمهها و تفسيرها گم شود.
پاورقيها:
|