0

بانک مقالات ترجمه قران

 
siasport23
siasport23
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1391 
تعداد پست ها : 16696
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391  3:10 AM

به ياد رودى پارت[1] (1983ـ1901)

ويليام ا. گراهام - ترجمه: عباس امام

رودى پارت، استاد بازنشسته دانشگاه [و مترجم آلمانى قرآن]، پس از سپرى كردن عصرى دراز و پربار در زمينه پژوهشهاى عربى و اسلامى، در تاريخ سى و يكم ژانويه سال 1983 در خانه خود در شهر توبينگن آلمان چشم از جهان فروبست. رودى پارت به تاريخ سوم آوريل 1901 در دهكده بلك فارست (BlackForest) در منطقه ويتندورف (Wittendorf) چشم به دنيا گشود. پدرش كه كشيشى پروتستان مذهب بود، ويلهلم پارت (Wilhelm P. Paret) نام داشت، و مادرش ماريا مولر پارت (Maria Müller Paret). پارت پس از به پايان رساندن تحصيلات دبيرستانى خود در مدرسه علوم دينى نيدر (Niedere) در سال 1920، وارد دانشگاه توبينگن شد و به تحصيل در رشته كلام مسيحى پرداخت. طولى نكشيد كه از اين رشته به مطالعه زبان و ادبيات سامى و اسلامى روى آورد، و در سال 1924 در حالى كه بيش از بيست و سه سال از سن او نمى‏گذشت، موفق به دريافت مدرك دكترا در آن رشته گرديد. موضوع پايان نامه دوره دكتراى وى تحقيق در مورد يكى از رمانس‏هاى معروف عربى با عنوان «زندگى سيف بن ذى يزن»[2] بود كه او اين پژوهش را زير نظر اِنّو ليتمان (EnnoLittmann) كه در آن زمان استاد ادبيات عاميانه عربى بود، به انجام رساند.
پارت پس از انجام يك دوره پژوهش در فاصله بين سالهاى 25ـ1924 در كشور مصر، در سال 1926 تز فوق دكتراى خود را در مورد يكى ديگر از آثار ادبيات عاميانه عرب، يعنى حماسه عمرالنعمان، منتشر ساخت.[3] در همان سال در دانشگاه توبينگن به عنوان مربىدانشگاه (Dozent) دست يافت. در سال 1930، به عنوان مدرس دانشگاهى راهى هايدلبرگ شد و تا سال 1935 مراحل و مدارج رشد و ترقى علمى را پشت سرگذاشت. در سال 1941، به مقام استادى كرسى پژوهشهاى شرقى دانشگاه بُن ارتقا يافت. اما در اين گيرودار، وقوع آشوبهاى ناشى از جنگ جهانى دوم، تداوم اين دوره از فعاليتهاى علمى وى را به تأخير انداخت و او به ناچار بخش عمده پنج سال بعدى زندگى خود را در خارج از آلمان به سر برد؛ ابتدا به عنوان افسر ارتش در فرانسه و شمال آفريقا خدمت كرد، و سپس بين سالهاى 1943 تا 1946 در اسارت نيروهاى نظامى آمريكا به سر برد. پس از پايان جنگ، پارت به بُن بازگشت و مدت پنج سال در آنجا زندگى كرد و در سال 1948 با خانم حنّا كوپرز (Hanna Küppers) ازدواج كرد و زندگى مشترك آنها تا سى و پنج سال آخر زندگى پارت به درازا كشيد. وى بيشتر اين سى و پنج سال را دوباره در توبينگن سپرى كرد، و دليل آن نيز اين بود كه پارت در سال 1951 دعوت دانشگاه توبينگن براى تصدى استادى كرسى پژوهشهاى عربى ـ اسلامى و در عين حال مديريت مجمع شرق‏شناسى آنجا را پذيرفت. او تا هفده سال بعد، اين سمت را براى خويش حفظ كرد، يعنى تا زمانى كه در سال 1968 در سن شصت و هفت سالگى بازنشسته شد. پس از بازنشستگى پارت، وى و همسرش تصميم گرفتند بقيه عمر خود را در توبينگن سپرى كنند. در توبينگن، هرچند از حجم كارهاى پارت اندكى كاسته شد، اما وى تا يكى دو سال آخر عمر خويش (يعنى زمانى كه در سن 82 سالگى بدرود حيات گفت) دست از پژوهش نكشيد. دوره كارى رودى پارت، گستره بيش از شش دهه فعاليت گسترده و تحول و تغيير در گرايشهاى تحقيقاتى را دربر مى‏گيرد. يكى از اين زمينه‏ها، مطالعات خاور نزديك و اسلامى بود كه در آلمان عمدتاً با عنوان پژوهشهاى خاورشناسى (Orientalistik) شناخته مى‏شوند. براى بسيارى از ما كه متعلق به نسلهاى جديدتر و با اين پژوهشها مرتبط هستيم، پارت درواقع يكى از واپسين نمونه‏هاى عالى چند تن از بزرگان پژوهشهاى اسلامى (با رويكرد آلمانى) به شمار مى‏آمد؛ نمونه شخصيتهاى برجسته‏اى همچون تئودور نُلدكه (Theodor Nöldeke، درگذشته 1930)، كارل هاينريش بِكر (Karl Heinrich Becker، درگذشته 1933) و يوزف هوروويتس (Josef Horovitz، درگذشته 1931). روش كار پارت از نظر تنوع زمينه‏هاى گوناگون پژوهشى دقيقاً در راستاى سنت خاورشناسى آلمانى بود، اما به ويژه در زمينه‏هاى قرآن‏پژوهى اين نكته از برجستگى خاصى برخوردار بود. در دوره پس از پايان جنگ جهانى دوم، پارت عملاً به پرچمدار منحصر به فرد سنّت ديرپاى قرآن پژوهى تبديل شد. به اين ترتيب، وى به ميراث‏دارى كسانى از اسلام شناسان آلمانى قرن نوزدهم همچون گوستاو وايل (Gustav Weil) گرفته تا نُلدكه، هوروويتس، فريدريك شوالى (Friedrich Schwally)، گوتهلف بِرْگِشتْرِسِر (Gotthelf Bergsträsser) و اُتو پِرِتْسل (Otto Pretzl) از اسلام شناسان چهار دهه نخست اين قرن، تبديل شد. ارتباط طولانى پارت با قرآن و تفاسير قرآنى، با انتشار ترجمه منثور يك جلدى قرآن، (در سال 1962)3[4] و نيز انتشار جلدضميمه آن در قالب تفسير و كشف اللغات در سال 19714[5] نمايانگر اوج كار وى بود. ترجمهقرآن پارت كه وى نخستين بار در سال 19355[6] قصد طراحى و انتشار آن را اعلام كرده بود،چه به لحاظ دقت و آگاهى در برگردان ادبى و چه از لحاظ توضيحات مربوط به آيات متشابه و دشوار قرآن نمونه بسيار مناسبى بود. سبك اين ترجمه، خشك و حتى غيرعادى بوده و به هيچ وجه شاعرانه نيست، اما در هر حال در آن زمان قصد مترجم آن نبود كه قرآن را به آلمانى بازآفرينى كند، بلكه قصد داشت متنى را در اختيار دانشجويان قرار دهد كه برخوردار از حداكثر صحت معنايى ـ مفهومى باشد، به خصوص در صورت امكان معناى تحت اللفظى اوليه و اصلى واژه‏ها و تعابير. هرچند پارت از تفاسير مهم مسلمانان (به ويژه تفاسير طبرى و زمخشرى) در كار خود استفاده نمود، اما در مجموع قصد داشت در متون اساسى مشابه قرآن، معيارهاى كاربردى و معنايى را به صورت رسمى و اساسى بيابد. اين موضوع به‏ويژه در مورد كتاب تفسير و كشف اللغات قرآن (Kommentar und Konkordanz) صدق مى‏كند. در اين كتاب، پارت نه تنها هر آيه را شرح كرده و ترجمه‏هاى متفاوت و متعدد آن را ارائه نموده، بلكه علاوه بر آن به ديگر آيات مشابه يا همسان قرآنى نيز اشاره كرده است. اين ابتكار عمل پارت باعث شده تا اين اثر به ويژه از نظر انطباق با ديگر منابع معتبر كشف اللغات و كشف الآيات مشابه در زبان عربى (در زمينه قرآن پژوهى و مطالعات زبان عربى) به ابزارى بسيار ارزشمند تبديل گردد.
از ديگر اقدامات مثبت رودى پارت در زمينه قرآن پژوهى، مى‏توان به آثار فراوان بعد از جنگ وى اشاره كرد؛ آثارى كه در آنها به جنبه‏هايى از قرآن يا تفسير آن پرداخته است. از ميان اين آثار، مى‏توان به دست‏كم 20 مقاله كوتاه و بلند6[7] يك كتاب كامل7[8] و بيش از 30 نقد كتاب8[9] در زمينه‏هاى مربوطه اشاره كرد. حتى در اواخر عمر كه به دليل ضعف بينايى، مطالعهكردن و توانايى نگارش وى دچار مشكل شده بود، همواره درگير انجام ديگر پژوهشهاى خود در زمينه تفسير قرآن، تصحيح متون يا اصلاح ترجمه‏هاى پيشين بود، چرا كه هيچ كس به اندازه شخص وى از عظمت و پايان ناپذيرى كار درك و ترجمه چنين متنى آگاهى نداشت. تقريباً آخرين نوشته پارت پژوهشى بود راجع به معناى واژه قرآنى «صمد» در سوره توحيد. آخرين نامه وى به نگارنده اين سطور نيز نشان دهنده جدّيت او در پيگيرى دقيق امر ترجمه قرآن است. وى در اين نامه به صورت گذرا از اين گلايه كرده كه در يكى از آثار جديد مربوط به تاريخ اسلام نويسنده متن (كه خود يكى از اسلام‏شناسان صاحب‏نام غربى است) از يكى از آثار پارت كه در سال 1962 منتشر شده نقل قولهايى كرده، بدون آنكه توجه كند كه پارت در چاپ 1971 تفسير خود (كه در چاپ دوم ترجمه وى در سال 1979 نيز منعكس شده) تصحيحاتى را در آن مورد انجام داده است.
در مطالعات قرآن‏پژوهى رودى پارت، شاهد تأكيد خاص ديگرى از وى نيز هستيم كه اين ويژگى جزو كليت پژوهشهاى علمى او به‏شمار مى‏آيد؛ منظورم تأكيد و علاقه خاص اوست به درميان گذاشتن نتايج تحقيقات علمى خود با خوانندگان غيرمتخصص و نيز با دانشجويان جديد الورود رشته اسلام‏شناسى. كتاب مقدماتى و در عين حال استادانه وى با عنوان محمد و قرآن كه به بحث در مورد پيدايش اسلام، رسالت نبوى و نزول قرآن مى‏پردازد، نخستين بار در سال 1957 انتشار يافت و تاكنون پنج چاپ از آن منتشر شده است. آخرين ويراست آن نسخه‏اى بود كه وى سه سال پيش از مرگ خود تجديدنظرهايى را در آن اعمال كرده بود. پارت در اين اثر كم‏حجم كوشيده است تا با ارائه تلفيقى از تاريخ شفاف محيط پيدايش اسلام و مراحل رشد اوليه اين دين، خلاصه‏اى از نظريات عالمانه و گزيده‏هايى از قرآن را نيز به خواننده ارائه دهد. وى اين كار را آنچنان خوب انجام داده است كه اين كتاب در بين كتابهاى مشابه كه به زبانهاى اروپايى نوشته شده‏اند،9[10] هنوز هم يكى از جامع‏ترين آثار به حساب مى‏آيد.
علاقه پارت به ارائه دستاوردهاى پژوهشهاى خاورشناسى به عموم خوانندگان، در كتاب مختصر و معروف او با عنوان قرآن، 1979 (Der Koran)10[11]، و در ديگر آثار اسلام‏شناختى وىنيز به چشم مى‏خورد، به‏ويژه در سه اثر با عناوين:
1. نماد دين اسلام، 1958 (Symbolik des Islam)
ـ اين اثر مجموعه گسترده‏اى از انديشه‏ها، مناسك و اعتقادات نمادين مسلمانان را به صورتى فشرده مورد بحث قرار داده است.11[12]
2. هجوم اعراب به حوزه مديترانه، 1958 (Der Einbruch der Araber in die Mittelmeerwett)
ـ اين كتاب شامل بحث جالب توجهى در مورد چگونگى گسترش دين اسلام بوده و چاپ نخست اثر در سال 1949 انتشار يافته است.12[13]
3. اسلام و سرمايه فرهنگ يونانى، 1950 (Der Islam und das griechische Bildungsgut)
- كه به بحث نقش سنت انديشه‏ورزى‏هاى يونانى در جامعه اسلامى پرداخته است.13[14]
ديگر مقالات يا فصلهاى كتابهاى پارت (كه در آنها به بررسى جنبه‏هايى از تاريخ، فرهنگ و مذهب اسلام براى مخاطبان ناآشنا با آن مباحث پرداخته) نيز همگى گستره موضوعى وسيعى را شامل مى‏شوند.14[15]
وى در اين گونه آثار، مانند دستور زبان مقدماتى خود با عنوان درسنامه آموزش زبان عربى، (Kleine arabische Sprachlehre)15[16] ــ كه در اصل متن تجديد نظر شده كتاب دستور زبانارنست هاردر (Ernst Harder, 1934) است ــ علاقه دارد اطلاعات خود را به افراد غيركارشناس انتقال دهد. در عين حال شاهد اين هستيم كه وى در كمك به يادگيرى برخى اطلاعات و مهارتهاى عمومى، هم به نوآموزان و هم به متخصصان، از هيچ كوششى فروگذار نكرده است. با اين همه، اگر بخواهيم به زمينه‏هاى تخصصى‏تر مورد علاقه پارت اشاره كنيم، بايد يادآور شويم كه دروازه ورود او به حوزه پژوهشهاى عربى ـ اسلامى در حقيقت ادبيات عاميانه عربى بود. وى در دوره اول اقامت خود در توبينگن، يعنى عمدتاً تا پيش از سال 1930، بيشتر در پى اين نوع ادبيات بود. در طول اين سالها، وى پيگير تدوين رساله پايان‏نامه دكتراى خود بود و ضمناً موفق شد چندين مقاله در مورد ادبيات عربى16[17] منتشر سازد و دوتك نگاشت و يك كتاب نسبتاً پرحجم را نيز به خوانندگان عرضه كند. اين دو تك‏نگاشت كه هر دو در سال 1927 منتشر شدند، يكى با عنوان تاريخ اسلام در آيينه ادبيات عاميانه عرب (Die Geschichte des Islams im Spiegel der arabischen Volksliteratur)17[18] نمايانگر بازتاب تاريخاسلام در ادبيات عاميانه عرب بود، و ديگرى با عنوان قصه‏هاى عاشقانه عصر جاهلى؛ كوششى در زمينه تاريخ ادبيات تطبيقى18[19]
Früharabische Liebesgeschichten. Ein Beitrag zur Vergleichenden Literaturgeschichte مجموعه‏اى از حدود دويست داستان كوتاه عاشقانه بود كه از يكى از كتابهاى ابن‏سرّاج (درگذشته به سال 1106 ميلادى) برگرفته شده بود. كل كتاب كه در سال 1930 انتشار يافت در واقع شامل مطالعه و بررسى مجموعه‏اى از قصه‏هاى عاميانه در مورد غزوات پيامبر اسلام بود كه با عنوان ادبيات افسانه‏اى غزوات (19[20]Die Legendäre Maghazi-Literature) به چاپ رسيد،و جالب اين است كه در زمينه اين نوع ادبيات اين كتاب هنوز هم تنها پژوهش گسترده و فراگير تلقى مى‏گردد.
با اين همه، به دنبال نقل مكان پارت به هايدلبرگ در سال 1931، ادبيات عربى اهميت برجسته قبلى خود را براى وى، از دست داد، هرچند او در اواخر عمر راجع به چند مسئله خاص ادبى نيز قلمفرسايى كرد.20[21] سالهاى اقامت پارت در هايدلبرگ، نه تنها شاهد آغازعلاقه جدى وى به مطالعه، پژوهش و ترجمه قرآن، بلكه حتى شاهد پژوهشهاى جالب توجه او در زمينه مباحث مربوط به طرفدارى از حقوق زنان در جامعه اسلامى امروز نيز بود. نتايج اين نوع پژوهش در كتابى ارزشمند ولى كمتر شناخته شده با عنوان مسئله زنان در دنياى عربى ـ اسلامى، 1934 (Zur Frauenfrage in der arabisch-islamischen Welt) منتشر شد. اين كتاب به شكلى نسبتاً مفصّل به بررسى ديدگاه‏هاى پنج نويسنده مختلف مسلمان (از سال 1928 تا 1932) در قبال موضوع جايگاه زن مسلمان در جهان امروز مى‏پردازد.21[22] دو مورد ازاين پژوهشها عبارتند از بيان ديدگاه‏هاى فمينيستى مدوّن (يكى از سوى يك زن عرب، و ديگرى از سوى يك مرد جامعه‏شناس عرب)، دو مورد ديگر عبارتند از واكنشهاى مسلمانان محافظه‏كار نسبت به ديدگاه‏هاى گروه قبلى، و مورد آخر نيز در برگيرنده ديدگاه‏هاى محافظه‏كارانه رشيد رضا در زمينه حقوق زنان است. اين اثر (كه اخيراً به مناسبت هشتادمين سالگرد تولد پارت در قالب مجموعه‏اى از نوشته‏هاى كوتاه وى به چاپ رسيده است)22[23] به دليل اهميت تأثيرگذار آن در زمان انتشار، اكنون از برجستگى خاصى برخوردار است.
از سوى ديگر، اين اثر نشان دهنده علاقه مستمر و هميشگى پارت به دين اسلام و جايگاه آن در جهان معاصر است. ميزان اين علاقه و توجه در 9 مقاله و يك جلد كتاب در مورد اسلام معاصر به خوبى پيداست، و مى‏دانيم كه وى تمام اين آثار را در دوران بعد از پايان جنگ جهانى دوم به رشته تحرير درآورده بود.23[24]
رودى پارت يكى از طرفداران هميشگى رشد و پيشرفت پژوهشهاى خاورشناسى نيز به شمار مى‏آمد. وى مقالات متعددى درباره ارزيابى وضعيت فعلى و آينده زمينه‏هايى همچون بازسازى تاريخ صدر اسلام،24[25] مطالعه زندگى پيامبر25[26] و نيز پژوهشهاى قرآنى،26[27] چاپ ومنتشر كرد. شايد بتوان از كتاب كم حجم آموزش زبان عربى و اسلام‏شناسى در دانشگاه‏هاى آلمان؛ آشنايى با شرق‏شناسان آلمانى از زمان تئودور نُلدكه تاكنون، 1966
Arabistik und Islamkunde an deutschen Universitäten. Deutschen Orientalisten seit Theodor Nöldekeبه عنوان مشهورترين كتاب وى در جهان انگليسى زبان نام برد.27[28]
دو مورد ديگر از زمينه‏هاى مورد علاقه پروفسور پارت، عبارت بود از تاريخ نگارى صدر اسلام (به‏ويژه تاريخ احاديث و سيره پيامبر) و مسئله احكام سنّت شكنانه اسلام. وى با توجه به علاقه خود به مطالعه تاريخ‏نگارى دوره صدر اسلام، موفق شد چندين مقاله در مورد زندگى پيامبر اسلام و يا بازتاب زندگى آن حضرت در منابع اسلامى به رشته تحرير درآورد.28[29] علاقه پارت به احاديث با دلبستگى او به زندگى پيامبر و قرآن و نيز با تدوين مجدّدتاريخ صدر اسلام تفاوتى نداشت.29[30] توجه خاص وى به احاديث باعث شد تا دست‏كم يكپايان‏نامه دكترى بسيار جالب توجه تحت نظارت وى نوشته شود كه اين پايان نامه با عنوان: زمان و مكان وقوع احاديثTopoi und Schemata im Hadit توسط اكهارت استتر (Eckhart Stetter) نوشته شد.30[31] پارت در دوره زمانى بين 77ـ1960 مجموعاً پنج مقاله در موردحرمت تصويرگرى در صدر اسلام و احكام خلاف عرف و سنت‏شكنانه فقه شيعى به رشته تحرير درآورد.31[32] با مطالعه اين مقالات مى‏توان عمق علاقه وى به مسائل تاريخى مربوط بهاستفاده از احاديث (و ساير منابع استخراج احكام خاص) را به‏روشنى ملاحظه كرد. هرچند مسائل مهم‏ترى مانند برداشت‏هاى نادرست مسلمانان از نقاشى موجودات زنده نيز از برجستگى خاصى برخوردارند.
ترديدى نيست كه با وجود گستردگى زمينه‏هاى تحقيقى پيش‏گفته، هيچ‏كدام از اين زمينه‏ها نشان دهنده عظمت ابعاد كارهاى پژوهش پارت نيست، بلكه اين همه فقط نشان دهنده مضامين عمده و نكات محورى پژوهشهاى وى مى‏باشند. در هر صورت، نكته كليدى پارت اعتقاد به محوريت نقش قرآن و پژوهشهاى قرآنى در حوزه تحقيقات اسلامى است و اين اعتقاد تقريباً در تمامى آثار وى متبلور شده است. پارت حتى زمانى كه دانشجويى بيش نبود، كوشيده بود تا با كمك ترجمه آلمانى قرآن، اين اثر را از آغاز تا پايان مورد مطالعه قرار دهد.32[33] بى‏ترديد مطالعه اوليه پارت در زمينه ادبيات عرب (به‏ويژه مطالعه افسانه‏هاى مغازىو به طور كلى مطالعه آثار موسوم به سيره) به شكل‏گيرى اين عقيده در او كمك كرد كه قرآن از زمان پيامبر اسلام تاكنون به عنوان سندى منحصر به فرد، معتبر و كاملاً قابل اعتماد به شمار آمده است. بعدها نيز در آثارى كه در اوايل دهه 30 در مورد مسائل فمينيستى به رشته تحرير درآورد، اين اعتقاد بيشتر در او راسخ شد كه براى هر گونه احيا يا تحول بعدى در اعتقادات مذهبى و اجتماعى جامعه اسلامى (به ويژه در حوزه نظرات فقهى) تنها منبع ممكن، قرآن و تفسير آن است. تأكيد پارت بر قرآن، به عنوان تنها منبع كاملاً مطمئن و قابل اعتماد اطلاعات مورخان جهت شناخت جهان اسلام، در تمامى نوشته‏هاى وى درباره پيامبر اسلام و پيدايش دين اسلام به چشم مى‏خورد.33[34] همچنين، اعتقاد او مبنى بر نقش محورى و يگانه قرآن بهعنوان تنها راه حل تفسير دوباره هنجارها و مناسك دينى مسلمانان نيز در تمام آثارى كه درباره اسلام معاصر و انديشه‏هاى اسلامى جهان امروز به رشته تحرير درآورد به‏روشنى جلب يگانه قرآن به عنوان تنها راه حل تفسير دوباره هنجارها و مناسك دينى مسلمانان نيز در تمام آثارى كه درباره اسلام معاصر و انديشه‏هاى اسلامى جهان امروز به رشته تحرير درآورد به‏روشنى جلب توجه مى‏كند. موضوع نقش يگانه قرآن در انديشه‏هاى پارت، بيش از همه در رهيافت تفسيرى او در قبال ترجمه قرآن نمود يافته است. همچنان كه پيش‏تر نيز اشاره شد، وى در زمينه حكم تعيين معنا و مفهوم هر واژه و تركيب قرآنى بر خلاف تفاسير سنتى، بر مقايسه و انطباق درون متنى تأكيد دارد. به اعتقاد وى، در صورت نارسايى تمامى ديگر منابع، بايد متن قرآن را به عنوان تنها لنگرگاه مطمئن اطلاعات خود تلقى نماييم. در حقيقت اين انديشه جزو اصول اعتقادى تفكرات پارت محسوب مى‏شد. در حقيقت، شايد اغراق نباشد كه ادعا كنيم اين اعتقاد پارت از جنبه‏هاى بسيارى او را در كنار مسلمانانى قرار مى‏دهد كه وى در سراسر عمرش آثار آنان را مورد مطالعه قرار مى‏داد؛ هرچند اعتقاد او، عقيده يك مورخ غيرمسلمان بود كه قرآن را سندى از آن پيامبر اسلام مى‏دانست، در صورتى كه اعتقاد مسلمانان به‏گونه‏اى است كه قرآن را نص و عين كلام الهى مى‏دانند. بديهى است ديدگاه‏هاى پارت درباره قرآن، به نحوى است كه به كنار آمدن با نظريات تندروانه قرآن شناسان جديدترى (مانند جان وَنْزْبُرو (John Wansbrugh) يا گونتِر لولينگ (Günter Lüling) چندان روى خوش نشان نمى‏دهد. اما با اين همه، وى على‏رغم مخالفت شفاهى يا كتبى بسيار خود با اين گونه نظريات، با آنها آشنايى داشت و آنها را به طور جدى مورد توجه قرار مى‏داد. او جزء كسانى بود كه به همان ترتيب كه انتقادات خود را به صورت مستند مطرح مى‏كرد، نتيجه‏گيرى و نظريات خود را نيز مورد حك و اصلاح و نقد قرار مى‏داد.
ارزيابى كارنامه علمى يك پژوهشگر كار ساده‏اى نيست، اما ارجگذارى نام و خاطره شخص، آن هم صرفاً با ارائه فهرست كوتاهى از آثار و علايق پژوهشى وى، نيز كارى است نه درخور. به همين دليل اميدوارم اگر در پايان اين گفتار ناچار به ذكر چند خاطره شخصى مختصر مى‏شوم بر من ببخشاييد. من نخستين بار زمانى كه دانشجوى دوره دكترى بودم، براى حل يك مشكل مربوط به تدوين پايان‏نامه‏ام با رودى پارت آشنا شدم. در آن ديدار، هم از صدا و هم از سيماى او تحت تأثير قرار گرفتم. آن خاطره را هيچ‏گاه فراموش نمى‏كنم؛ صدا و كلامش شمرده بود و با متانت، و اندامش بلند و كشيده و پرابهت. طى يكى دو دهه‏اى كه با او آشنايى و ارتباط داشتم، هيچ گاه در مكاتبه و گفت‏وگو با وى جز متانت، صداقت و يكرنگى عميق و لطف و مهربانى نديدم. زمانى كه رسمى برخورد مى‏كرد، خشك نبود كه با او احساس رودربايستى كنى. مرا كه در آن زمان دانشجوى كم سن و سال تحصيلات تكميلى بودم آنچنان با احترام تمام با آغوش باز به خدمت پذيرفت كه گويى من سالهاست در رده علما و پژوهشگران جا افتاده رشته تخصصى وى جا گرفته‏ام. استاد پارت ميزبانى دست و دل باز بود و در همكلام شدن با افراد نيز درنگ نمى‏كرد. خوب به ياد دارم كه از ايام پرملال جنگ جهانى دوم و از شبهاى پريشان صحراهاى پرستاره شمال آفريقا چه خاطره‏ها كه در ذهن داشت. علاقه عميق او به رهايى آن صحرا و صحرانشينان از مشكلات جنگ در تك‏تك سخنانش موج مى‏زد. اصولاً دلباخته طبيعت بود. طى سالهايى كه با او دوستى داشتم (و مطمئناً حتى قبل از آشنايى من با وى نيز) مى‏ديدم كه آرزو دارد ايام گرم تابستان را در كوهستانهاى باشكوه آلپ سپرى كند، به ويژه در منطقه زيباى دولوميت در ايتاليا كه او و همسرش حنّا شيفته اقامت در آنجا بودند. رودى پارت براى حنّا نيز همسرى فداكار بود. تمامى كسانى كه با پارت در دهه آخر عمرش رفت و آمد داشته‏اند خوب مى‏دانند كه او در مراحل متعدد و طولانى بيمارى و بسترى شدن‏هاى همسرش براى نگاهدارى از او در بردبارى و خدمتگزارى سنگ تمام گذاشت. رودى و حنّا هر دو زن و شوهرى خوب و دوست داشتنى بودند، و من شخصاً خداى را شاكرم كه موفق شدم در محيط خانوادگى گرم و صميمى آنها در تپه‏هاى مشرف بر توبينگن چند صباحى ميهمان آنها باشم.
اطمينان دارم جاودانگى ياد و خاطره رودى پارت فقط اختصاص به نقش وى در حوزه پژوهشهاى خاورشناسى نخواهد داشت. إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى (سوره علق، آيه 8)

پی نوشت ها:

[1] مشخصات كتاب‏شناختى اصل انگليسى اين مقاله به شرح زير است:
William A. Graham, »In Memoriam-Rudi Paret (1901-1983)«, in The Muslim World, 73iii (1983), pp. 133-141.
با سپاس از همكار گرامى آقاى دكتر عبدالرضا نوّاح استاد جامعه‏شناسى دانشگاه شهيد چمران اهواز به خاطر ترجمه عناوين آلمانى منابع مذكور در متن. مترجم
[2]1. Srat Saif ibn Dh Jazan. Ein arabischer Volksroman, (Hannover: Heinz Lafaire, 1924).
[3]2. Der Ritter-Roman von `Umar an-Nu`mān und seine Stellung zur Sammlung von Tausendundeine Nacht. Ein Beitrag zur arabischen Literaturgeschichte, (Tübingen: Mohr [Paul Siebeck], 1927). Reprinted in Rudi Paret, Schriften zum Islam. Volksroman- Frauenfrage- Bilderverbot, ed. Josef van Ess (Stuttgart, etc.: Kohlhammer, 1981), pp. 17-70.
[4]3. Der Koran. Übersetzung (Stuttgart etc.: Kohlhammer, 1962 [Rev. paperback ed. 1972, 1980]).
[5]4. Der Koran. Kommentar und Konkordanz, (Stutthart etc.: Kohlhammer, 1971 [2nd ed. 1977. paperback ed. with Addendum, 1980]).
[6]5. »Der Plan einer neuen, leicht kommentierten wissenschaftlichen Koranübersetzung«, in R. Paret. ed., Orientalische Studien. Festschrift E. Littmann, (Leiden, 1935), pp. 121-30.
[7]6. فهرستى از آثار و نوشته‏هاى اصلى پارت را در كتاب Schriften zum Islam، ص 9-16 ببينيد كه از اين به‏بعد با عنوان اختصارى «Paret-Bibliogragraphy» ذكر مى‏شود. مقالات پارت در ص 10-12 آمده‏اند. براى عناوين مقالات قرآنى وى به اين شماره‏ها نگاه كنيد: 10، 12، 16، 17، 22، 25، 27، 29، 32، 33، 34، 37، 38، 40، 43، 48، 49 و 54.
[8]7. Muhammad und der Koran. Geschichte und Verkündigung des arabischen Propheten, Urban Bücher, 32 (Stuttgart: Kohlhammer, 1957 [1966, 1972, 1976; 5th. rev. ed., 1980]).
[9]8. براى فهرستى از معرفى كتابهاى وى نگاه كنيد به «Paret-Bibliography»، ص 13ـ16.
[10]9. نك. پيشتر، پاورقى ش 7.
[11]10. نك. پيشتر، پاورقى ش 6.
[12]11. Vol. II of Ferdinand Hermann. ed., Symbolik der Religionen (Stuttgart: Hiersemann, 1958).
[13]12. Berckers Kleine Volksbibliothek, 509 (Kevelaer: Butzon und Bercker, 1949 [2nd ed., n.d. (ca. 1950]).
[14]13. Philosophie und Geschichte, no. 70 (Tübingen: Mohr [P. Siebeck], 1950).
[15]14. E.g., »Der Islam und die Araber bis gegen Ende des Mittelalters,« in Die Neue Propylaen-Weltgeschichte, ed. Willy Andreas (Berlin: Propylaen, 1940), II, 543-76.
[16]15. Heidelberg: Groos, 1934 (10th ed. 1965).
[17]16. E.g. »Das `Tragische' in der arabischen Literatur. Eine Skizze,« Zeitschrift für Semitistik, VI (1928), 247-52; VII (1929), 17-28. Reprinted in Schriften zum Islam, pp. 95-111 . See also the Paret-Bibliography. p. 10. sect. »B«. nos. 1-3.
[18]17. Philosophie und Geschichte, 13 (Tübingen: Mohr [P. Siebeck], 1927); reprinted in Schriften zum Islam, pp. 71-93.
[19]18. Sprache und Dichtung. Forschungen zur Sprach- und Literaturwissenschaft, eds. H. Maync and S. Singer, 40 (Bern: Paul Haupt, 1927).
[20]19. Subtitle: Arabische Dichtungen über die muslimischen Kriegszüge zu Mohammeds Zeit (Tübingen: Mohr [P. Siebeck], 1930).
[21]20. E.g., »Die Legendäre Futuh-Literatur, ein arabisches Volksepos?,« in Atti del Convegno Internazionale sul tema: La poesia epica e la sua formazione (Rome: Accademia Nazionale dei Lincei, 1970), pp. 735-47.
[22]21. Veröffentlichungen des Orientalischen Seminars der Universität Tübingen, 8 (Stuttgart and Berlin: Kohlhammer, 1934).
[23]22. Schriften zum Islam (see above, n. 2), pp. 135-205.
[24]23. For the articles, see the Paret-Bibliography, pp. 10-12, nos. 9, 14, 18, 19, 26, 30, 31, 41, 42, and 55. The edited book is: Die Welt des Islam und die Gegenwart (Stuttgart: Kohlhammer, 1961).
[25]24. »Die Lücke in der Ueberlieferung über den Urislam,« in Fritz Meier, ed., Westöstliche Abhandlungen. Rudolf Tschudi zum siebzigsten Geburtstag (Wiesbaden, 1945), pp. 147-53.
[26]25. »Recent European Research on the Life and Work of Prophet Muhammad,« Journal of the Pakistan Historical Society, VI (1958), 81-96.
[27]26. Grenzen Der Koranforschung;
نگاه كنيد به همين مقاله، پيشتر، پاورقى ش 7، كه به آثار ترجمه‏اى اِدوند بُك، ريچارد بِل، و رژى بلاشر مى‏پردازد. نيز مقايسه كنيد با مقاله زير كه به توصيف رهيافت خود رودى پارت در ترجمه قرآنش و اشاره به مسائلى تفسيرى در امر ترجمه مى‏پردازد:
»Zur Koranforschung,« in Gernot Rotter, ed., Deutsche Orientalistik am Beispiel Tübingens, Arabische und Islamkundliche Studien (Tübingen and Basel: Erdmann, 1947), pp. 43-52 (reprinted in part in Schriften zum Islam, pp. 206-12).
[28]27. Wiesbaden: Franz Steiner, 1966. English version: Study of Arabic and Islam at German Universities. German Orientalists since Theodor Nöldeke (Wiesbaden: Steiner, 1968).
[29]28. E.g., »Das Geschichtsbild Mohammeds,« Die Welt als Geschichte, XI (1951), 214-24.
[30]29. Cf. his articles, »Die Lücke in der Ueberlieferung über den Urislam« (پيشتر، پاورقى ش42), and »Die Entstehungszeit des islamischen Bilderverbots,« Kunst des Orients, XI (1977), 158-81 (reprinted in Schriften zum Islam, pp. 248-71).
از اين دو مقاله، اولى به مسائل كلى متون روايى مى‏پردازد، اما دومى پژوهشى خاص درباب احاديث مربوط به شمايل شكنى (iconoclasm) است.
[31]30. Tübingen, 1965.
[32]31. All five are reprinted in Paret's Schriften zum Islam, pp. 213-71.
[33]32. »Zur Koranforschung,« p. 43.
[34]33. Ibid., pp. 43-49. Cf. His comment in Zur Frauenfrage, p. 6: »...Ich glaube, dass bei der Neugestattung der islamischen Lebensordnung der Koran -- den Traditons- und Rechtsautoritäten gegenüber -- je länger je mehr zur einzigen, oder wenigstens zur ausschlaggebenden Richtschnur werden wird, -- soweit diese Neugestaltung sich überhaupt religiös-rechtlichen Gesichtspunkten unterordnen lässt.« p. 43.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها