پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 2:30 AM
|
بررسي نشانه گذاري در سه ترجمه جديد از قرآن كريم
دكتر محمد دانشگر
كاربرد نشانهگذاري در نوشتههاي فارسي، در شكل رايج كنوني، سابقه و پيشينه چندان زيادي ندارد. از آنجا كه عمدتا و غالبا اين نشانهها با تعريفها و كاربردهاي زبان انگليسي و در قالب متون ترجمه شده به نوشتههاي فارسي راه پيدا كرده است، در بيشتر موارد و بدون توجه دقيق، در كاربرد آنها سليقههاي متفاوتي دخل و تصرف ميكند.با توجه به اهميّت فوقالعاده ترجمههاي قرآن به زبان فارسي، اين مقاله در صدد اين است كه كاربرد برخي از اين نشانهها را بر اساس تعريفها و كاربردهاي مشخص و بدون دخالت سليقه و تفننهاي فردي و ذوقي، در سه ترجمه جديد از قرآن بررسي كند؛ باشد كه باعثي بر بهكارگيري دقتنظر در نوشتههاي علمي و رسمي گردد. گرچه در باره نشانهگذاري در نوشتههاي فارسي گفته شده است كه از روزگاران گذشته و در نسخههاي خطي نيز كاربرد اين نشانهها سابقه و پيشينه دارد، امّا بايد گفت كه بواقع نشانهگذاري با اين شكل وگونه متنوع كاربرد امروزي در زبان نوشتاري فارسي بدون ترديد به تدريج از دوره ترجمه در عصر جديد از زبانهاي فرنگي به نوشتههاي فارسي راه پيدا كرده است.1 هدفهاي چندي براي ضرورت و بايستگي استفاده از اين نشانهها گفته شده است كه مهمترين و عمدهترين آنها را ميتوان اينگونه بيان كرد: هدف از نشانهگذاري در نوشته، سريعتر، آسانتر و درستتر خواندن است به گونهاي كه اولاً نياز نباشد يك نوشته را بيش از يك بار بخوانيم تا به مفهوم آن پي ببريم؛ ثانيا هنگام خواندن، دچار اشتباه نشويم كه مثلاً آيا اين كلمه مضاف است و كلمه بعدي مضافاليه و يا اينكه ميان اين دو كلمه، كداميك از دو حالت مكث كوتاه يا بلند يا اتصال و... را بايد دركار بست. علاوه بر اينها، از آنجا كه در نوشته، ما از اشارتهاي چهره، شفاهي، گفتاري كلام، تكيه بر جزئي از كلمه يا جمله و لحن و اداي خاص مورد نياز برخي از گونههاي كلام مثل جملههاي پرسشي و تعجبي و... بيبهره هستيم، ضرورت كاربرد و استفاده از اين نشانهها دوچندان ميشود؛ پس به ديگر سخن، كاربرد نشانهها در نوشته با هدف و تعريفي مشخص انجام ميشود كه بيان هر يك از اين هدفها در جاي خود و توجه به موارد درست به كارگيري نشانهها، سليقهاي بودن، تفنني بهكاربردن و... را از بين ميبرد و در عوض، علمي بودن، حتي فني و تخصصي بودن آن را محرز ميسازد. بر اساس اين ملاحظات اساسي كه بيان شد، مسأله دو جنبه به خود ميگيرد: 1) از جانب نويسنده كه موظف است در كاربرد و بهرهگيري از اين نشانهها دقت لازم را به عمل آورد تا مبادا خلل و سستي در اداي مفهوم، مطابق آنچه در ذهن است، روي دهد. 2) از جانب خواننده كه ميتواند و بتواند به بودن يا نبودن هر نشانهاي هنگام خواندن متن، آنچنان اعتماد كند كه مطابق تعريفها و هدفهاي مشخص، وجود هر نشانه را در جاي خودش، نشاني از لزوم و ضرورت كاربرد آن تلقي كند و نبودن آن را نيز به معناي بينيازي از وجود نشانه، و در اين مسير تا آنجا پيش برود كه هنگام قرائت و خواندن هر متن و عبارت، دقيقا هر نشانه را در معناي خاص خود به كار ببرد؛ به عنوان مثال، نقطه را پايان جمله تلقي كند، ويرگول را نشاني از مكث كوتاه، لازم و ضروري كه از جانب نويسنده به خواننده القا ميشود، نشانه سؤال را براي جملههاي پرسشي مستقيم و... متأسفانه عليرغم اينكه در زبان انگليسي درباره اين نشانهها و كاربرد دقيق آنها در نوشته كتابها نوشته شده،2امّا تاكنون براي انتقال دقيق تعريفها و هدفها و با توجه به ساختار ويژه زبان فارسي و دستور زبان آن، كوششي جدي به عمل نيامده است. البته در برخي كتابهاي آييننگارش فارسي تعريف نشانهها و هدف از بهرهگيري آنها بهطور كلي آمده و موارد استفادههاي جزئي هم تا حدودي بيان گرديده است3امّا از آنجا كه در اصل تعريف و نيز چگونگي كاربرد، اتفاق نظر كمتري وجود دارد، پارهاي تناقضها و ضد و نقيضگويي و نيز بيتوجهي در بيان مسائل و موارد و ناهمخواني تعريف با مثالها آن چنان به چشم ميخورد كه خواننده را دچار حيرت و سرگرداني ميكند. بگذريم كه برخي نيز به صِرف رونويسي از كتابهاي ديگر بسنده كرده و حق آن را فروگذاردهاند. در اين مقاله كوششي ـ هرچند مختصر و گذراـ به عمل آمده تا بررسي شود وضعيت كاربرد اين نشانهها باتوجه به تعريف و كاربرد دقيق هر يك (كه به وجود آنها اشارتي رفت) در سه ترجمه جديد فارسي از قرآن مجيد، كه اخيرا به همت و تلاش استادان فن به عمل آمده، چگونه است، آيا هر نشانه در جاي ويژه خود، آنگونه كه بايد، مورد استفاده قرار گرفته يا خير؟ اگر چنين است، تفاوت هر يك از ترجمهها در اين مورد با يكديگر تا كجاست؟ باشد كه اين بررسي، مقدمهاي فراهم آورد و توشه و بهرهاي فرا راه طالبْعلمان و معياري در خصوص اين كاربرد بگذارد. براي پرهيز از اختلاط نا به جا و نيز مشخص بودن معيار بررسي در هر زمينه و ميزان دقت و عدم دقت در كاربرد هر يك از نشانهها ابتدا بياختلافترين تعريف و كاربرد از هر نشانه بيان ميشود و سپس نمونههايي ارائه ميگردد. نگارنده خود به اين مسأله آگاه است كه برخي از نكتههاي جزئي و ريز نيز، هم در تعريف و هم در كاربرد نشانهها، وجود دارد كه ميتوان از آن به سليقه تعبير كرد تا بحث در يك چهارچوب و معيار علمي؛ لذا از طرح چنين مسائلي تا آنجا كه بشود پرهيز خواهد كرد. موضوع ديگر اين است كه آوردن تمام نمونهها و يا نمونههاي فراوان كه حاكي از استقصا و تفحص كامل باشد، عملاً و با توجه به حجم مقاله امكانپذير نيست، لذا بناچار به نقل نمونههايي در هر مورد بسنده ميشود؛ باشد كه از راه به دست دادن نمونهها آگاهي و اطلاع اجمالي حاصل آيد. دفع دخل مقدر ديگر اين است كه روال و شيوه جملهبندي يا ساختار جمله (نحو) در زبانهاي فرنگي ـ كه خاستگاه عمده نشانههاست ـ با زبان عربي و نيز زبان فارسي كاملاً متفاوت است؛ بنابراين بايد تعريف و كاربرد هر يك از نشانهها با توجه به حفظ مفهوم اصلي در چهارچوب و قالب ساختار جملهاي كه در حال حاضر در آن مورد استفاده قرار ميگيرد، مورد نظر باشد نه اينكه صرفا بر تعريفها و كاربردهاي اوليه آن تكيه شود و در اين مقاله نيز همين اهميت و تكيه مورد توجه است؛ يعني توجه به قالب نگارش فارسي امروز همراه با بهكارگيري درست نشانهها در نوشته. (اين نكته تا پايان مقاله و در تمام مثالها همواره مورد نظر خواننده محترم قرار خواهد گرفت.) به همين دليل در بسياري از موارد، نه تنها اين نوع نشانهها، بلكه هيچ نشانه ديگري نيز نخواهد توانست به اداي مفهوم آيه قرآن، آن چنان كه هست، كمك كند؛ پس به دليل اين محدوديتها در آوردن نمونهها و شواهد، انصاف و رعايت اين جنبهها اقتضا ميكند كه به اين مسائل توجه شود و تا آنجا كه امكان دارد نمونههايي طرح گردد كه اين محدوديتها كمتر دامنگير جملهها بشود. همچنين با توجه به ميزان كميّ كاربرد نشانهها و پرهيز از پراكندگي سخن ـ و نيز رعايت اختصار ـ بيشتر مدار بحث بر نشانههايي است كه استفاده فراوانتر و فراگيري بيشتري دارد نه تمام نشانهها. در آغاز و قبل از هر سخني لازم است هر يك از ترجمهها با ذكر مشخصات و به ترتيب چاپ معرفي گردد: 1ـ قرآن مجيد با ترجمه استاد عبدالمحمّد آيتي و ويراستاري آقاي موسياسوار كه توسط انتشارات سروش منتشر، و به علت استقبال علاقهمندان خوشبختانه تاكنون چندين بار نيز تجديد چاپ شده است (چاپ سوم اين ترجمه مبناي نقل قرار گرفته است). 2ـ قرآن مجيد با ترجمه استاد محترم دكتر سيدجلالالدين مجتبوي و ويراستاري آقاي حسين استاد ولي كه چاپ اول آن در سال 1371توسط انتشارات حكمت در شكلي نفيس همراه با زيرنويسهايي نسبتا زياد منتشر شده است. 3ـ قرآن مجيد با ترجمه استاد آيةاللّه مكارم شيرازي و ويراستاري آقاي جواد محدّثي كه چاپ اول آن در سال 1373 توسط دارالقرآن الكريم، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي قم، منتشر گرديده است. به خاطر رعايت اختصار و پرهيز از تكرار، نقل نمونهها فقط با همين شمارهها صورت ميگيرد.
نقطه
نقطه، نشانه مكث كامل است كه در پايان جملههاي خبري و امري ميآيد؛ البته منظور، جملهاي است كه از نظر دستوري كامل باشد كه غالبا و معمولاً در پايان چنين جملههايي، فعل، تمامكننده جمله است. لازم به يادآوري است كه در پايان جملههاي پرسشي مستقيم به جاي نقطه، نشانه پرسش ميآيد.4
ويرگول
ويرگول، نشانه مكث كوتاه و كاربرد آن در بيشتر موارد، تابع لحن كلام و اداي جمله مطابق منظور نويسنده است. بر اين نكته بايد تأكيد كرد كه بويژه زياده روي دركاربرد ويرگول پسنديده نيست زيرا عموما و غالبا منظور از كاربرد ويرگول، نشان دادن مكثي است كه از جانب نويسنده به خواننده ضرورتا القا ميشود و يا مكثي كه اگر هنگام خواندن صورت نگيرد، خواننده را در درست خواندن دچار اشتباه ميكند؛ پس جايي كه خواننده خود بخود و بدون توجه دادنِ نويسنده و به هنگام خواندن، مكث ميكند يا كلمههايي كه حرف يا صداي آخر آنها طوري است كه به هيچوجه امكان متصل خواندن يا گونه ديگري خواندن و يا اشتباه خواندن وجود ندارد، گذاشتن ويرگول، زايد، بيمعني و ناپسند است.
نقطه ويرگول
اين نشانه كه تركيبي از نقطه و ويرگول است، كاربردي دقيق و مناسب دارد و طبعا بيتوجهي به كاربرد آن نيز ميتواند مخلّ به وضع آن و در نتيجه، نادرستي بيان در عبارت شود.
نشانه تعجب
گرچه براي نام اين نشانه، كلمه تعجب را آوردهاند، اما كاربرد آن فقط به تعجب خلاصه و محدود نميشود بلكه اين نشانه كلاً براي اظهار حالتهاي احساسي و عاطفي مؤكَّد (دقت كنيد، مؤكَّد) مثل تعجبي مشخص، جلب توجه، دعا، نفرين، دشنام، ندا و خطابي خاص، يا تحذير و تحسين ويژه به كار ميرود. اگر اين حالتها با تأكيد همراه نباشد، دليل خاصي براي كاربرد نشانه تعجب وجود ندارد، بلكه ميتوان به مقتضاي حال از هر نشانه لازم بهره گرفت.
نشانه پرسش همراه با نشانه تعجب
ابتدا بايد گفت كه آوردن دو نشانه، كه هركدام به تنهايي در پايان نوعي جمله ميآيد كه با همديگر كاملاً مغاير هستند و وضعي خاص و ويژه را به خواننده القا ميكند، در كنار هم چندان كاربرد درستي نميتواند داشته باشد؛ مگر اينكه از روي نوعي مسامحه و تسامح بگوييم: در نوشتههاي رسمي و علمي و براي نشان دادن ترديد همراه با تعجب يا استهزا در مواردي بسيار معدود ميتوانيم اين دو نشانه را به همراه هم و در پايان يك جمله بياوريم. (گرچه چنين سختگيري و محدوديتي در نوشتههاي غير علمي، غير رسمي و يا فكاهي وجود ندارد.)
پی نوشت ها:
- برخي از تعاريف و كاربردها اقتباس شده از: غلامحسينزاده، غلامحسين، آييننامه نگارش و ويرايش، سازمان سمت، ص17 به بعد و همان، ويرايش دوم، تكثير آزمايشي قبل از چاپ، پاييز 1372 ص21 به بعد. تا آنجا كه اين بنده اطلاع دارد، اين جزوه مبحث جامع و دقيقي را به نشانهگذاري فارسي اختصاص داده است. نقد منابع نگارش فارسي فرصت ديگر ميطلبد. - به عنوان نمونه نگاه كنيد به: احمدي گيوي، حسن و ديگران، زبان و نگارش فارسي، سازمان سمت، 1367، گفتار سوم؛ اين كتاب براي درس آييننگارش و ادبيات فارسي دانشگاهها تدوين شده است. ـ ياحقي، محمدجعفر و ناصح، محمد مهدي، راهنماي نگارش و ويرايش، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس، چاپ هشتم، 1368، بخش دوم ـ عماد افشار، حسين، گزارش و نگارش در روابط عمومي، دانشگاه علامه طباطبايي (ره) چاپ دوم، 1372، ص255 به بعد ـ احمدي گيوي، حسن، ادب و نگارش، دانشگاه علامه طباطبايي (ره) چاپ چهارم، 1363، بخش دهم 1- نگاه كنيد به: عماد افشار، حسين، شيوه نگارش فارسي در مطبوعات، دانشگاه علامه طباطبايي(ره) چاپ اول، 1372 ص97 به بعد. 2- معمولاً در پايان فرهنگهاي انگليسي مبحثي به همين منظور با عنوان Punctuation اختصاص يافته است؛ علاوه بر كتابهاي مستقلي كه در اين زمينه به رشته تحرير در آمده است؛ از جمله ر.ك به: Oxford Advanced Learner's Dictionary و نيز: New Punctuation England: Long man Gordon Ian (1989) 5- در فارسي حرف "واو" بجز كاربرد عطف و ربط كاربرد مستقل ديگري ندارد؛ ر.ك.به: خانلري، پرويز، تاريخ زبان فارسي، جلد سوم، نشر نو، تهران، 1365، ص421 و نيز: احمدي گيوي، حسن/انوري، حسن، دستور زبان فارسي، انتشارات فاطمي، تهران، چاپ ششم، 1368 ص215 به بعد و نيز: دهخدا، علياكبر، لغتنامه، ذيل حرف واو. 6- در زبان و ادبيات عرب، حرف "واو" كاربردهاي فراوان و گسترده دارد و به خاطر هدفها و معاني گوناگون ميتواند در آغاز جمله هم بيايد؛ از جمله ر.ك. به: ابنهشام، ابيمحمد جمالالدين، مغنياللبيب عن كتب الاعاريب، حققه و فصّله و ضبط غرائبه محمد محيالدين عبدالحميد، طهران، منشورات مكتبة الصادق للمطبوعات، الجزءالثاني، ص354 به بعد. |