پاسخ به:بانک مقالات ترجمه قران
جمعه 24 شهریور 1391 2:11 AM
|
ديدگاه علماى اهل سنت درباره ترجمه قرآن
پروين بهار زاده
ديدگاه علماى اهل سنت :
مذاهب چهارگانه فقهى اهل سنت يعنى : حنفى , مالكى , شافعى و حنبلى , هر يك در خصوص جواز يا عدم جواز ترجمهء قرآن , بالاخص در نماز, فتاوى مختلفى ايراد داشته اند كه به صورت خلاصه ذكر خواهد شد. (30)ازم به توضيح است كه هيچ يك از فقهاى شيعه به جواز قرائت سوره يا آيه اى در نماز, به زبانى غير از زبان عربى , فتوا نداده اند و در مقابل , هيچ فقيه شيعى نيز به حرمت ترجمهء قرآن به زبانى ديگر, قايل نبوده است .
1- مذهب مالكى
در حاشية الدسوقى على شرح الدر دير )ج 1 ص 236و 237 آمده است :
2- مذهب حنبلى
در المغنى آمده است : نه قرائت قرآن به غير زبان عربى جايز است و نه تبديل لفظ عربى به واژهء مترادف آن , قرائت عربى را خوب بداند يا نداند. پس مى گويد: اگر قرائت به عربى را خوب نمى داند واجب است يادبگيرد و اگر چنين نكند در حالى كه قادر به تعلم بوده , نمازش باطل است .
3- مذهب شافعى
در المجموع (ج 3 ص 379 آمده است : عقيده ما اين است كه قرائت قرآن به غير زبان عربى جايزنيست . چه فرد قادر به زبان عربى باشد يا نباشد و چه در نماز و چه در غير نماز. لذا اگر ترجمهء قرآن را در نماز به جاى قرآن خواند, نمازش باطل است چه خوب قرائت كرده باشد و چه بد. و اين عقيدهء جمهور علماست ازجمله مالك , احمد و ابو داوود.
4- مذهب حنفى
شيخ الاسلام ابوالحسن المرغينانى الحنفى معتقد است : نگارش قرآن به زبان فارسى به اجماع ممنوع است . زيرا به حفظ قرآن خلل وارد مى سازد چرا كه ما به حفظ لفظ و معنى قرآن كه دلالت بر نبوت خاتم الرسل دارد, امر شده ايم و نيز نگارش قرآن به زبان فارسى موجب سخيف شدن قرآن بوده و سبب سهل انگارى در آن مى شود.
تيجه گيرى از آراى فقهاى مذاهب اربعه
با جمع بندى مطالب مزبور به اين نتيجه مى رسيم كه : هيچ يك از فقهاى مذاهب اربعه قرائت نماز را به غير زبان عربى , به طور مطلق و بدون شرط, جايز نمى دانند. تنها فتوايى كه حاكى از جواز است به ابوحنيفه منسوب است كه اولاً مشروط به سه شرط است . و ثانياً, وى نيز به تصريح معتمدين از راى خود مبنى بر جوازقرائت نماز به زبان فارسى برگشته است , به دليل اين كه نظم قرآن در هر حال , ركنى لازم براى قرآن است وحفظ آن ضرورى است . لازم به توضيح است كه تنها در نماز است كه به اعتبار آيهء فاقرؤا ما تيسر من القرآن (مزمل , 2073 خواندن قرآن واجب است و از آنجا كه تكليف به حسب وسع و توانمندى است , لذا برخى به جواز خواندن فقط نماز به غير عربى (فارسى ) شده اند, آن هم براى كسى كه قادر به اداى الفاظ عربى نيست .
دانشگاه الازهر و مسالهء ترجمهء قرآن
دانشگاه الازهر مصر, در اولين موضع گيرى در قبال اين موضوع , راى به ممنوعيت ترجمهء قرآن داده ومصادرهء كليهء قرآن هايى كه مشتمل بر ترجمهء لفظى قرآن بود را ضرورى اعلان نمود. به عنوان مثل : زمانى كه قرآن هاى چاپ هند كه با ترجمهء جديد انگليسى همراه بود, وارد مصر شد, شيخ الازهر فتوا به ممنوعيت ورود آن ها به شهرهاى مصر داد. اين مطلب در بيروت نيز سابقه داشته است . زمانى كه تعدادى از قرآن هاى چاپى با ترجمهء انگليسى به بيروت وارد شد. ادارهء گمرك بيروت از مفتى كسب تكليف نموده و به دليل منع مفتى , اجازهء ورود اين قرآن ها از طرف اين اداره صادر نشد.(35)
پی نوشت ها:
1 تفسير بايد تا حد ممكن از اصطلاحات و مباحث علمى مبرا باشد, مگر آنچه در فهم آيه ايجاب مى كند. 2 تفسير نبايد متعرض ديدگاه ها و تئورى هاى علمى شود. به عنوان مثال در ذيل آيه اى كه رعد و برق درآن ذكر شده به تفسير علمى رعد و برق نپردازد, و يا در ضمن آيه اى كه از آسمان و ستارگان سخن به ميان آورده ,عقايد منجمان را در اين خصوص مطرح نسازد. تفسير آيه , تنها بايد منحصر در مدلول لفظ عربى آن باشد وجنبه و جايگاه نصيحت گويى و هدايت گرى آن را محفوظ دارد. 3 اگر ضرورت گسترش تحقيق در بعضى از مسايل احساس شده , كميته بايد آن را در حاشيهء تفسير متذكرشود. 4 كميته نبايد جز در برابر آنچه كريمهء قرآن مجيد بر آن دلالت دارد, سر تسليم فرود آورد. نبايد در قيد آراى يكى از مذاهب فقهى يا كلامى محصور گردد و يا در تاويل آيات معجزات و امور آخرت خود را به زحمت وتكلف افكند. 5 قرآن تنها به روايت حفص از قرائت عاصم تفسير شود و در تفسير متعرض قراءات ديگر نشود مگر درصورت لزوم 6 از تكلف در ارتباط دادن آيات و سور به يكديگر بپرهيزند. 7 از اسباب النزول , تنها آن مقدارى را ذكر كنند كه صحت آن ها به تحقيق ثابت شده و به فهم آيه كمك مى كند. 8 در تفسير, تمام يك آيه يا چند آيه اى كه از نظر موضوع به يكديگر مرتبطاند, ذكر شود. آن گاه تمامى معانى كلمات به دقت تحرير شوند, سپس معانى آيه يا آيات مسلسل به صورتى كاملاً آشكار و روشن تفسيرگردد. سبب نزول , ربط بين آيات و ديگر موارد نيز در جاى مناسب قرار گيرند. 9 در اوايل هر سوره , حاصل تحقيقات كميته در مورد سوره , ذكر شود. مثلاً اين كه سوره مكى است يامدنى ؟ و يا كدام آيات در سوره , مكى هستند و كدام مدنى ؟ 10 تفسير شامل مقدمه اى باشد كه در ضمن آن , تعريف قرآن ; مسلك قرآن در بيان همهء فنونى كه داراست ,همچون : دعوت به خدا; تشريع ; قصص ; جدل و غيره بيان گردد. همچنين شيوهء تفسير كميته مذكور تشريح شود. 11 تفسير آيه به نسخ منتهى نشود مگر زمانى كه جمع بين آيات ممكن نباشد. سرانجام قواعد خاص ديگرى را نيز, به منظور بيان راهى كه بايد در تفسير معانى طى نمود, مقرر كرد و طى بيانيه اى ديگر صادر مى گردد. اين قواعد به شرح زير است : 1- اسباب نزول , در روايات تفسير مأثور, مورد تحقيق قرار گرفته و به دقت ارزيابى شوند. آن گاه روايات صحيح در تفسير تدوين شده , به علاوه اينكه دليل قوت قوى و ضعف ضعيف , در آن ها نيز تبيين گردد. 2- مفردات قرآن كريم , مورد كاوش لغوى قرار گرفته و بلاغت و ويژگى هاى تركيب هاى قرآنى مورد پژوهش و تدوين قرار گيرند. 3- از آراى مفسرين به راى و نيز تفسير به ماثور تحقيق شده و از آن ميان آنچه آيه بدان تفسير مى شود, همراه با ذكر دليل رد و قبول , تحرير شود. پس از وضع قواعد يادشده , از سوى علماى دانشگاه الازهر, براى تعيين نوعى از ترجمهء قرآن كه مجازدانسته شود, شيخ مصطفى مراغى , رياست دانشگاه , طى نامه اى به نخست وزير و رئيس مجلس وزراى مصر,على طاهر پاشا, ضمن ارايه فتواى بزرگان الازهر پيشنهاد مى كند كه اين اقدام رسماً از سوى دولت وقت مورد تاييد و اعتماد قرار گيرد. حاصل عبارات و آراى علما بالاخص علماى الازهر اين است كه : 1. ترجمهء لفظى قرآن محال است . 2. تنها معانى قرآن قابل انتقال به زبان هاى بيگانه است . 3. جايز نيست كه هر كس فهم و دريافت خود از آيات قرآن را به زبان بيگانه انتقال داده و آن را ترجمهء قرآن نام نهد. 4. ترجمهء قرآن , نه قرآن نام دارد و نه خصايص خاص قرآن را داراست و نه احكام شرعى مترتب بر قرآن ,بر ترجمهء آن نيز مترتب مى شود. 30- المستشرقون و ترجمة القرآن الكريم 56 و مناهل العرفان , 562ـ 60 31- تفسير المنار, 3309 32- روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم و سبع المثانى , (تفسير آلوسى ), انتشارات جهان , 12519 33- مناهل العرفان , 592 34- تفسير المنار, 3399 35- همان 269ـ 339 36- المستشرقون و ترجمة القرآن 74 37- همان 75و 76; مناهل العرفان , 662 67 |