پاسخ به:گپ و گفت با مسعود كرامتي
چهارشنبه 22 شهریور 1391 3:41 PM
شما پيش از اين هم در فيلمهاي جنگي بازي كردهايد، مثلا «سفر به چزابه». هرچند اين دو فيلم هيچ ارتباطي باهم ندارد، ولي تا چه حد جنگيبودن فيلم شما را جذب كرد؟
در واقع اين دو فيلم به لحاظ موقعيت، كاراكتر و فيلمنامه ربطي به هم نداشت و كليت فيلمنامه مرا جذب كرد. ضدگلوله، روايتي از يك واقعه است به اسم جنگ ايران و عراق كه در يك موقعيت خاص روايت ميشود و لحن كمدي دارد.
چيزي كه شخصيت پرويز را بيشتر براي تماشاگر جذاب ميكند، تكيهكلام، نوع حرفزدن و خشونت زيرپوستياش است. اين ويژگيها در بعضي از فيلمهاي شما و حتي در نوع حرف زدن خودتان هم وجود دارد. چطور اين ويژگيها را از باقي نقشهايتان تفكيك كرديد؟
نكتهاي كه اشاره كرديد درست است، خشونت جزو پارامترهايي بود كه از همان ابتدا با مصطفي دربارهاش صحبت كرده بوديم. خشونت متعلق به پرويز هست و ميتواند باشد، چون فضايي كه در آن زندگي ميكند، فضاي پرتنش و خشني است. ضمن اينكه وقايعي كه بر پرويز گذشته است، او را عصبي كرده و او حق دارد كه عصبي باشد.
همكاري با مهدي هاشمي چطور بود؟
من مهدي را از قبل ميشناختم و بهعنوان بازيگر در فيلمهاي «روز كارنامه» و «چراغ جادو» من بازي كرده بود كه البته من در سمت كارگردان بودم. هميشه معتقدم او بسيار بازيگر خوبي است و منضبط و حرفهاي عمل ميكند و مهمتر از همه، پارتنر خوبي براي بازيگر نقش مقابلش است. اين ويژگيها در ضدگلوله هم وجود داشت و ميتوانم بگويم با حضور او حس خوبي داشتم و به ما خيلي خوش ميگذشت. گروه، گروه خوبي بود و با كارگردان هم تفاهم داشتيم و همه چيز دست به دست هم داد تا يك اتفاق خوب بيفتد. ضمن اينكه فكر ميكنم يك زوج قابل قبولي به وجود آمد.