11. شكر و سپاس خداوند
خداوند، نیازى به عبادت و تشكّر ما ندارد و قرآن، بارها به این حقیقت اشاره نموده و فرموده است: خداوند از شما بىنیاز است.ولى توجّه ما به او، مایهى عزّت و رشد خود ماست، همان گونه كه خورشید نیازى به ما ندارد، این ما هستیم كه اگر منازل خود را رو به خورشید بسازیم، از نور و روشنایى آن استفاده مىكنیم.
یكى از ستایشهایى كه خداوند در قرآن از انبیا دارد، داشتن روحیهى شكرگزارى است. مثلاً دربارهى حضرت نوح با آن همه صبر و استقامتى كه در برابر بىوفایى همسر، فرزند و مردم متحمّل شد، خداوند از شكر او یاد كرده و او را شاكر مىنامد. «كان عبداً شكوراً»
بارها خداوند از ناسپاسى اكثر مردم شكایت كرده است.
البتّه توفیق شكر خداوند را باید از خدا خواست، همان گونه كه حضرت سلیمان از او چنین درخواست كرد: «ربّ اوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى أنعمت علىّ» ما غالباً تنها به نعمتهایى كه هر روز با آنها سر و كار داریم توجّه مىكنیم و از بسیارى نعمتها غافل هستیم، از جمله آنچه از طریق نیاكان و وراثت به ما رسیده و یا هزاران بلا كه در هر آن از ما دور مىشود و یا نعمتهاى معنوى، مانند ایمان به خدا و اولیاى او، یا تنفّر از كفر و فسق و گناه كه خداوند در قرآن از آن چنین یاد كرده است: «حبّب الیكم الایمان و زیّنه فى قلوبكم و كرّه الیكم الكفر و الفسوق و العصیان»
علاوه بر آنچه بیان كردیم، بخشى از دعاهاى معصومین نیز توجّه به نعمتهاى الهى و شكر و سپاس آنهاست، تا روح شكرگزارى را در انسان زنده و تقویت كند.
شكر الهى، گاهى با زبان و گفتار است و گاهى با عمل و رفتار.
در حدیث مىخوانیم: هرگاه نعمتى از نعمتهاى الهى را یاد كردید، به شكرانهى آن صورت بر زمین گذارده و سجده كنید و حتّى اگر سوار بر اسب هستید، پیاده شده و این كار را انجام دهید و اگر نمىتوانید، صورت خود را بر بلندى زین اسب قرار دهید و اگر این كار را هم نمىتوانید، صورت را بر كف دست قرار داده و خدا را شكر كنید