حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب، بدحجابي ثمره عدم معرفت و شناخت حقيقي جايگاه زن در هستي است.
فلسفه حجاب را به گونهاي صريح ميبينيم و درمييابيم كه احترام و حرمت زن، فلسفه حقيقي و يا يكي از فلسفههاي حجاب است بهراستي اگر معرفت انسان به شريعت و تعاليم ديني افزايش يابد و قرآن را كه آييننامه سعادت و كمال بشر است درك كند، به عظمت حجاب پي ميبرد.
حفظ چشم، گوش، قلب و تمام اعضا و جوارح از هرگونه خطا و گناه، عفاف است كه حاصل اين عفت و حجاب دروني، پوشش ظاهري است يعني اينكه حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب.
جامعه بشري هنگامي ميتواند نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و كمال مطلوب خود را پيدا كند كه ديدگاههاي اسلام را بدون كم و زياد و بدون افراط و تفريط درك كند و بتواند آن را ارائه دهد.
اسلام ميخواهد كه رشد فكري، اجتماعي، سياسي، علمي و بالاتر از همه فضيلتي و معنوي زنان و حتي مردان به حد اعلا برسد و وجودشان براي جامعه و خانواده بشري فايده و ثمره داشته باشد و تمام تعاليم اسلام از جمله مسئله حجاب نيز بر همين اساس است.
مسئله حجاب به معناي منزوي كردن زن نيست بلكه به معناي جلوگيري از اختلاط و آميزش بيقيد و شرط زن و مرد در جامعه است و اين اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد به ويژه زن است.
حجاب به هيچوجه مزاحم و مانع فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و علمي نيست و حجاب در گفتار، حجاب چشم و حجاب رفتاري نيز از انوع حجابهايي هستند كه در بيش از 10 آيه شريفه قرآن كريم بر آنها تاكيد شده است.