یأس و ناامیدی
یک شنبه 19 شهریور 1391 2:31 PM
از مهمترین مشکلاتی که بشر امروزی با توجه به همه پیشرفت های صنعتی و علمی با آن دست به گریبان است، یأس و ناامیدی نسبت به زندگی و آینده خود است. تعریفی که از یأس و ناامیدی (HOPELEESNESS) می توان ارایه نمود، عبارت است از این که انسان نسبت به ارزش مندی خود، آینده و جهان احساس تردید داشته باشد. همچنین ناامیدی به حالتی اطلاق می شود که فرد انگیزه خود را برای پیشرفت، حل مساله، روابط اجتماعی، موفقیت، تحول، یادگیری، دستیابی به اهداف زندگی و به طور کلی جنبه های مثبت از دست می دهد.
پس باید با این مشکل و بلا که حضرت علی ـ علیه السلام ـ از آن به عنوان بزرگترین بلا یاد می کند،[1] مقابله و پیشگیری شود.
عوامل بسیاری باعث می شود كه انسان احساس ناامیدی كند و مهمترین آنها عبارتند از:
1. نداشتن هدف درست در زندگی
نداشتن هدف و معنی درست در زندگی و یا ضعف ایمان به هدف، مطمئناً رابطه مستقیمی با ناکامی و یأس دارد، انسان بی هدف سرگردان و مضطرب است و هر لحظه به سویی می رود و فعالیت هایش نتیجه بخش نیست، گرفتاری های زندگی به او فشار می آورد و هیچ توجیهی برای سختی ها و رنج ها ندارد.
2. مقایسه خود با دیگران
وقتی انسان خودش را با دیگران و به خصوص افراد موفق كه همه از آنها تعریف می كنند مقایسه كند، و ببیند كه نسبت به آنها كار چندانی بلد نیست، احساس شكست و ناامیدی به وی دست می دهد.
3. انتظارات و توقعات بیش از اندازه
برخی والدین توقعات زیادی از فرزندان خود دارند. می خواهند فرزندشان در رشته تحصیلی اش نمره عالی كسب كند و شاگرد ممتاز شود. گاهی اوقات خود افراد چنین توقعاتی از خویش دارند و دوست دارند كه در هر زمینه ای بهترین باشند. مثلاً انتظار دارند كه در امتحان پایان ترم یا كنكور دانشگاه با نمره بالا قبول شوند، وقتی پذیرفته نشدند، و نمره كمی آوردند، احساس ناامیدی به آنها دست می دهد و چنین فكر می كنند كه هیچ گاه در زندگی موفق نمی شوند.[2]
4. فراموش كردن خدا
برخی افراد فقط به خود متكی هستند و فكر می كنند كه با اعتماد به نفس می توانند بر تمامی مسائل و مشكلات زندگی پیروز شوند. اما وقتی با مشكل رو به رو می شوند و نمی توانند به تنهایی آن را انجام دهند، احساس شكست و ناتوانی می كنند. گاهی هم توجه نداشتن به قدرت بخشندگی و گذشت خداوند سبب یأس می شود.
5. برداشت نادرست و تعمیم بیش از اندازه
برخی دیگر وقتی در یك زمینه شكست می خورند یا یك بار شكست می خورند، از آن نتیجه می گیرند كه در هیچ زمینه ای و در هیچ زمانی موفق نخواهند شد. این تفسیر و برداشت نادرست باعث افسردگی و احساس ارزشمندی و عزت نفس پایین در وی می شود و عملاً هم به شكست منجر می گردد.
6. عواملی دیگری چون:
الف) سستی، تنبلی و اهمال کاری در کارها.
ب) ضعف اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس.
ج) عدم سخت کوشی و تلاش و فقدان استمرار و جدیت در کارها.
د) عدم استفاده از استعدادها و شایستگی ها.
هـ) قاطع نبودن در تصمیمات و عدم ثبات کاری.
و) منفی نگری، خودبینی و تنگ نظری.
ز) عدم انعطاف پذیری در برابر حوادث و نپذیرفتن واقعیات زندگی و... .
ح) تک روی و عدم کمک از افراد متخصص و با تجربه.