پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه
سه شنبه 14 شهریور 1391 1:25 PM

بر همین اساس، وقتى امام على (علیه السلام) پس از بیست و پنج سال سکوت و خانه نشینى و تحمل خار در چشم و استخوان در گلو و دم نزدن، براى حفظ کیان اسلام، بر مسند خلافت پیامبر(صلى الله علیه وآله) که حقّ دیرینه اش بود، نشست به عنوان اولین قدم، قیس بن سعد بن عباده را که از افراد طرف اعتمادش بود، به عنوان والى مصر انتخاب کرد. قیس به زودى وارد مصر شد و ولایت و حکومت آن جا را به عهده گرفت. اما معاویه که از مدتى پیش، چشم طمع به مصر دوخته بود و آرزو داشت آن جا را تحت نفوذ خود درآورد و از سویى با امام على(علیه السلام) دشمنى دیرینه داشت، زمان را براى فتنه انگیزى مناسب دید و بلافاصله براى قیس، نامه اى نوشت و به او پیشنهاد کرد که حضرت على(علیه السلام) را رها کرده و در عوض با وى بیعت کند. معاویه در این نامه، تمام حقّه ها و نیرنگ هاى رذیلانه را به کار برده بود. از یک طرف، قیس را کاملاً تطمیع کرده وبه او وعده هاى بزرگ و فریبنده داده بود، و از طرف دیگر، على (علیه السلام) را متهم به شرکت و دخالت در قتل عثمان نموده و از آن حضرت به عنوان قاتل نام برده بود.
اما هیچ کدام از این نیرنگ ها مۆثر واقع نشد و قیس را منحرف نکرد منتهى قیس که از یک طرف خود، تازه وارد مصر شده و هنوز بر اوضاع کاملاً مسلّط نشده بود و از طرفى در آغاز حکومت مولایش على(علیه السلام) هنوز نمى دانست با چنین نیرنگ هایى چگونه باید مقابله کرد تا به ارکان حکومت آن حضرت لطمه وارد نیاید، جواب صریحى به معاویه نداد، بلکه کار را به اهمال برگزار کرد و در جواب او نامه اى دو پهلو نوشت تا مستمسکى به دست معاویه نداده باشد.
على (علیه السلام) در چنین اوضاع پرآشوبى براى فائق آمدن بر مشکلات موجود یار وفادارش مالک اشتر را به ولایت مصر برگزید و او را روانه آن سرزمین کرد و دستورالعمل عظیم و پرارزش عهدنامه را در اختیار وى گذاشت تا با تأمل در محتواى آن، امور مصر را سامان بخشد. مالک اشتر در راهِ رفتن به سوى مصر بود که خبر شهادت محمد بن ابى بکر به على (علیه السلام) رسید. مالک هم، در میانه راه با توطئه معاویه در شهر عرش با زهر مسموم و به فیض شهادت نائل آمد و عملاً به اجراى مفاد عهدنامه توفیق پیدا نکرد
معاویه مجدداً نامه دیگرى نوشت و این بار به جاى تطمیع و وعده، قیس را به شدّت تهدید کرد که باید بیعت او را بپذیرد. قیس دیگر تاب نیاورد و این بار، نامه اى تند نوشت و با کمال صراحت، مخالفت خود با معاویه و وفادارى اش با امام على(علیه السلام) را مطرح کرد. قیس نوشته بود: «تو و اطرافیانت همگى بر باطل اید و حقّ تنها با امام على(علیه السلام) و اطرافیان اوست.»
وقتى این نامه به دست معاویه رسید و از جانب قیس ناامید شد، باز دست از حیله گرى برنداشت بلکه این بار نامه اى سراپا دروغ از طرف قیس جعل نمود و همان جواب دو پهلوى قبلى را هم بدان ضمیمه کرد و آن گاه در شام اعلام داشت که قیس، فرستاده على [علیه السّلام] به مصر، از مولایش رویگردان شده و با من بیعت کرده است.
این خبر به گوش امام على(علیه السلام) و یاران و اصحاب آن حضرت رسید و باعث ناراحتى و ایجاد بگومگو در میان اطرافیان شد. یاران حضرت، مخصوصاً عبدالله بن جعفر اصرار داشتند که امیرالمۆمنین این فتنه را از میان بردارد و بلافاصله قیس را از ولایت مصر عزل کند اما حضرت با این پیشنهاد مخالفت مى کرد و مى فرمود: در این میان، پاى نیرنگ و فریبى در کار است. من قیس را خوب مى شناسم و مى دانم که این سخن و رفتار از او نیست، بلکه تهمتى به اوست.
معاویه که از مدتى پیش، چشم طمع به مصر دوخته بود و آرزو داشت آن جا را تحت نفوذ خود درآورد و از سویى با امام على(علیه السلام) دشمنى دیرینه داشت، زمان را براى فتنه انگیزى مناسب دید و بلافاصله براى قیس، نامه اى نوشت و به او پیشنهاد کرد که امام على(علیه السلام) را رها کرده و در عوض با وى بیعت کند. معاویه در این نامه، تمام حقّه ها و نیرنگ هاى رذیلانه را به کار برده بود. از یک طرف، قیس را کاملاً تطمیع کرده وبه او وعده هاى بزرگ و فریبنده داده بود، و از طرف دیگر، امام على (علیه السلام) را متهم به شرکت و دخالت در قتل عثمان نموده و از آن حضرت به عنوان قاتل نام برده بود
با این حال، جوّى که در آن زمان، در اطراف امام على(علیه السلام) ایجاد شده بود، باعث شد که آن حضرت على رغم اطمینانى که به درستى و وفادارى قیس داشت، او را از ولایت مصر عزل کند و محمد بن ابى بکر را به جاى وى به ولایت آن سرزمین بگمارد.
اما ولایت محمد بن ابى بکر نیز زیاد طول نکشید. معاویه، دوست و مشاور سیاست باز و حیله ساز خود عمروعاص را براى ایجاد فتنه و آشوب به مصر فرستاد و عملاً اوضاع از کنترل محمد بن ابى بکر خارج و جنگى ناخواسته پیش آمد.
امام على(علیه السلام) در چنین اوضاع پرآشوبى براى فائق آمدن بر مشکلات موجود یار وفادارش مالک اشتر را به ولایت مصر برگزید و او را روانه آن سرزمین کرد و دستورالعمل عظیم و پرارزش عهدنامه را در اختیار وى گذاشت تا با تأمل در محتواى آن، امور مصر را سامان بخشد. مالک اشتر در راهِ رفتن به سوى مصر بود که خبر شهادت محمد بن ابى بکر به على (علیه السلام) رسید. مالک هم، در میانه راه با توطئه معاویه در شهر عرش با زهر مسموم و به فیض شهادت نائل آمد و عملاً به اجراى مفاد عهدنامه توفیق پیدا نکرد.
بخش نهج البلاغه تبیان
منبع : کتاب آئیین کشور داری ،آیت الله فاضل لنکرانی (ره)
به رنگ سبز
سبز باشیم