پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه
سه شنبه 14 شهریور 1391 1:18 PM

رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) به همین موضوع مهم روانى و تربیتى عنایت خاص داشته و به پیروان خویش رعایت این نکته را توصیه فرموده است: «اِعْدِلُوا بَیْنَ اَوْلادِکمْ بِالنُّحْلِ کما تُحِبُّونَ اَنْ یَعْدِلُوا بَیْنَکمْ فِی الْبِرِّ وَاللُّطْفِ(1)؛ شما که مى خواهید فرزندانتان در نیکى و مهر و محبت با شما به عدالت رفتار کنند، در اعطا و بخشش به آنهابه عدالت و مساوات رفتارکنید».
«نفس بشرى مانند بخار همیشه رو به اتساع است هدف تربیت از این جهت این است که وا دارد فشار خارجى به صورت عادات، افکار و تمایلات عاطفى در عقل خود طفل در آید نه زدن و نواختن و شکنجه کردن و فکر لازم در این باب عدل است. عدل مفهومى است که ما باید سعى کنیم آن را در افکار و عادات طفل تدریجاً وارد سازیم تربیت صحیح در عدل فقط وقتى به دست مى آید که با بچه مزبور، کودکان دیگر هم باشند جائى که اطفال براى خوشى و لذت که فقط یک نفر در یک وقت مى تواند از آن محظوظ شود با یکدیگر منافسه مى کنند از قبیل سوارى در یک چرخ دستى، مى بینیم که آنان به فوریت عدالت را مى فهمند البته میل هر یک از آنان این است که خوشى را بدون دیگران فقط براى خود بخواهد اما تعجب در این است که موقعى که بزرگها و بالغین بین آنان قرار مى گذارند که هر کدام به نوبت از این خوشى و لذت بر خوردار شوند به چه سرعتى این میل مغلوب مى گردد. من عقیده ندارم که حس عدالت، ذاتى و جبلى است لکن وقتى دیدم که به چه سرعتى مى توان آن را در طفل ایجاد کرد دچار تعجب گشتم البته باید عدل حقیقى باشد و طفلى بر طفل دیگر ترجیح داده نشود اگر شما به بعضى بچه ها بیش از بچه هاى دیگر محبت روادارید باید احتیاط کنید مبادا عواطفتان را در تقسیم مسرات و خوشى ها بین آنان دخیل و مۆثر سازید یک اصل کلى مسلم این است که اسباب بازى باید بطور مساوى براى همه باشد. کوشش در القاى رغبت اطفال به عدل بوسیله هرگونه تمرین وورزش اخلاقى، کارى بیهوده است». «برتراند راسل»
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درمورد برقرارى عدالت بین فرزندان مى فرماید: «اِتَّقُوا اللهَ وَاعْدِلُوا بَیْنَ اَوْلادِکمْ کما تُحِبُّونَ اَنْ یَبَرُّوکمْ(2)؛ از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید، همان طورى که مى خواهید با شما به نیکى رفتار کنند».
مولاى متقیان، على(علیه السلام) در یکى از دستورات خود به «محمّد بن ابوبکر» پس از آن که وى را به حکومت مصر نصب مى نماید، چنین توصیه مى کند: «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَناحَک وَأَلِنْ لَهُمْ جانِبَک وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَک وَآسِ بَیْنَهُمْ فِی اللَّحْظَةِ وَالنَّظْرَةِ حَتّى لا یَطْمَعَ الْعُظَماءُ فِی حَیْفِک لَهُمْ وَلا یَیْأَسَ الضّعَفاءُ مِنْ عَدْلِک عَلَیْهِمْ(3)؛ پر و بال خود را براى ایشان (اهل مصر) بخوابان و پهلوى خویش را به خاطر آنان هموار ساز (کارى کن که همه کس از رفتارت سود برد)، نسبت به همه مردم خوش خلق و گشاده رو باش، حتى در نگاه کردن به آنها مساوات و عدالت را مراعات کن تا بزرگان قوم براى حفظ منافع خود از تو توقع ظلم و ستمگرى نکنند و ناتوانان و درماندگان از عدل و انصاف و درستکارى تو نا امید نگردند».
سفراى الهى پایه گذار عدل و آیینه تمام نماى صفات برجسته انسانى از جمله «عدالت» در زندگى فردى و اجتماعى خود بوده اند، در دوران زمامدارى على(علیه السلام) روزى عقیل به پیشگاه برادر زمامدار خود، شرفیاب گردید و با شرح گرفتارى و تهیدستى خویش، اصرار داشت تا تقریباً یک من گندم بیش از حق مقرر خود، از بیت المال استفاده کند. آن حضرت(علیه السلام) به جاى پاسخ مثبت، پاره آهن گداخته اى براى عبرت وى نزدیک بدنش مى برد تا آنجا که فریادش بلند مى گردد. آنگاه على(علیه السلام)برادر را مخاطب ساخته، چنین مى فرماید: «اى عقیل! مادر به عزاى تو گریه کند، تو از این پاره آهنى که انسانى آن را به بازیچه در آتش گرم کرده، چنین مى نالى، ولى من آتشى را که از قهر و غضب پروردگار ناشى مى شود، چگونه تحمّل نمایم؟ آیا سزاوار است تو از تأثّر جسم فریاد و خروش برآورى، ولى من بر عذاب وجدان و روح صبر کنم؟» آن حضرت به دنبال بیانات فوق اظهار مى دارد: «به خدا اگر حکومت دنیا را با همه ثروت و مالى که در آن است، به من واگذار کنند تا در مقابل آن پوست جوى را از دهان مورى به ظلم و ستم بیرون کشم، هرگز نخواهم پذیرفت؛ دنیاى زیبا و دوست داشتنى شما در نظر من از آن پست تر است که مورى را به خاطر آن آزرده و متأثر سازم». حسین بن على(علیهما السلام) با یک نهضت و جنبش عظیم ضد ظلم، آیین عدل و مرام انسانیت را بر صفحه روزگار نوشت که هنوز بر پیشانى تاریخ بشریت مى درخشد.
پی نوشت ها :
(1) - نهج الفصاحه، ص 66 .
(2) - نهج الفصاحه، ص 8 .
(3) - نهج البلاغه صبحى صالح، نامه 27 .
بخش نهج البلاغه تبیان
منبع : کتاب بررسی مشخصات اخلاقی روانی ،
سید مجتبی موسوی لاری
به رنگ سبز
سبز باشیم