پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه
سه شنبه 14 شهریور 1391 12:12 PM
شکم بارگی و آثار شوم آن

در این نوشتار مختصر ، به بررسی فرآیند شوم شکم بارگی و آثار آن از نگاه ژرف مولای متقیان امام علی علیهالسلام میپردازیم.
امیدواریم مولای متقیان ،آن ابر مردی که با رها بودن از شکم بارگی عدالت را به بشریت ارزانی نمود ، توفیق بهره مندی از کتاب ارجمند نهجالبلاغه این سرمایهی بزرگ و تالی قرآن کریم را به همگان عنایت فرماید .
( ترجمهی متن عربی از مترجم گرامی مرحوم حجه الاسلام محمد دشتی ( رحمهالله علیه ) اقتباس گردیده است .)
1.اصالت شکم بارگی در حیوانات
گرچه حیوانات همانند دیگر آفریدههای پروردگار ذکر و تسبیح خداوند را دارند ولی چون آنها دارای عقل و تکلیف نیستند اصالت در آنها شکم بارگی است و این که شکم خود را سیر کنند . در حالی که مؤمنین نباید اصالت را به شکم بدهند زیرا در این صورت آنها همانند حیوانات و پایینتر از حیوانات میشوند .( اولئک کالانعام بل هم ازل )(2)به این جهت امیر المؤمنین ( علیهالسلام ) دوستان خود را به این مطلب آگاه میکند که مبادا شما نیز همانند حیوانات در تلاش برای پر کردن شکم باشید و از هدف اصلی باز مانید .
الف ) خطبه 153
این خطبه را حضرت علی ( علیهالسلام ) در سال 36 هجری در مدینه به هنگام آماده نمودن مردم برای جنگ با شورشیان بصره ایراد فرمودند . در قسمت پایانی این خطبه چنین آمده است :«ان البهائم همها بطونها ؛ و ان السباع همها العدوان علی غیرها ؛ و ان النساء همهن زینه الحیاه الدنیا و الفساد فیها ؛ ان المتقین مستکینون . ان المؤمنین مشفقون . ان المؤمنین خائفون»؛همانا تمام حیوانات در تلاش پر کردن شکمند و درندگان در پی تجاوز کردن به دیگران و زنان بی ایمان تمام همتشان آرایش زندگی و فساد انگیزی در آن است ، اما مومنان فروتنند ، همانا مومنان مهربانند ، همانا مومنان از آینده ترسانند .
انسانی که مورد تکریم پروردگار است و حتی برای دفاع از جانهای دیگران تحمل سختی میکند این را به حیوانات و ویژگیهای آنان چه کار . و این انسان آرمانی را چه به فساد و تبه کاری .

ب : خطبه 175
گفتهاند این خطبه را حضرت در مدینه در حالی که به ستون مسجد تکیه زده بودند ایراد فرمودند :« 1- ایهاالناس غیر المغفول عنهم ، و تارکون الماء خوذ منهم . مالی اراکم عن الله ذاهبین ، و الی غیره راغبین ! کانکم نعم اراح بها سائم الی مرعی وبی ، و مشروب دوی ( روی ) ، و انما هی کالمالوفه للمدی لا تعرف ماذا یراد بها ! اذا احسن الیها تحسب یومها دهرها ، و شبعها امرها .» ؛ ای بی خبرانی که آنی مورد غفلت نیستید ، و ای ترک کنندگان فرامین الهی که از تمامی کارهایتان بازخواست میشوید ؛ شما را چه شده است که از خدای خود روی گردان و به غیر او گرایش دارید؟ چونان چهار پایانی که چوپان آنها را در بیابانی وبا خیز، و آبهایی بیماری زا رها کرده است . گوسفندان پروار را میمانید که برای کارد قصاب آمادهاند ولی خودشان نمیدانند . چه آن که هر گاه به گوسفندان با مقداری علف نیکی کنند یک روز خود را یک عمر میپندارند ، و زندگی را در سیر شدن شکمها مینگرند .
در این کلام نورانی ، حضرت مردم شکم پرست غافل از هدف خلق خویش را به چهار پایانی تشبیه نموده که هدف آنها فقط پر کردن شکم است و روزگار را به این میدانند که شکمشان را سیر کنند و از آیندهی خود بی خبرند . ولی انسانهای فرهیخته این چنین میگویند :
ج : نامه 45
همان گونه که گفتهاند این نامه را حضرت برای عثمان ابن حنیف که در یک مهمانی تشریفاتی حاضر شده بود فرستادند . در دو جای این نامه به موضوع مورد بحث ما اشاره فرمودهاند :( فما خلقت لیشغلنی اکل الطیبات ، کالبهیمه المربوطه ، همها علفها ، او المرسله شغلها تقممها ، تکترش من اعلافها ، و تلهو عما یراد بها ، او اترک سدی او امهل عابثا ، او اجر حبل الضلاله ، او اعتسف طریق المتاهه ؛ آفریده نشده ام که غذای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد ، چونان حیوان پرواری که تمام همت او علف او ، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده ، و از آینده خود بی خبر است . آیا مرا بیهوده آفریدند ؟ آیا مرا به بازی گرفتهاند ؟ آیا ریسمان گمراهی به دست گیرم ؟ و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم . )
2- ( از برابر دیدگانم دور شو ، سوگند به خدا رام تو نگردم که خوارم سازی ، مهارم را به دست تو ندهم که هر کجا خواهی مرا بکشانی ، به خدا سوگند ، سوگندی که تنها اراده خدا در آن است ، چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان ، هر گاه بیابم شاد شود ، و به نمک به جای نان خورش قناعت کند ، و آن قدر از چشمها اشک ریزم که چونان چشمهای خشک در آید ، و اشک چشمم پایان پذیرد . آیا سزاوار است که چرندگان فراوان بخورند و راحت بخوابند و گله گوسفندان پس از چرا کردن به آغل رو کنند . و علی نیز ( همانند آنان ) از زاد و توشه خود بخورد و استراحت کند ، چشمش روشن باد که پس از سالیان دراز ، چهار پایان رها شده ، و گله گوسفندان را الگو قرار دهد . )
رهایی از اسارت شکم به ارگی
هنگامی که انسان فرهیخته و مومن به مبدأ و معاد باور داشته باشد که شکم بارگی مانع رسیدن به هدف عالی انسانی است ، تلاش میکند که خود را از آن برهاند .اینجاست که حضرت علی ( علیهالسلام ) با چنین افرادی پیمان دوستی برقرار میکند و از آنها به نیکویی یاد مینماید . به این کلام نورانی حضرت توجه کنید :
حکمت 289
«کان لی فیما مضی اخ فی الله ، و کان یعظمه فی عینی صغر الدنیا فی عینه . و کان خارجا من سلطان بطنه ، فلا یشتهی ما لا یجد و لا یکثر اذا وجد .» ؛در گذشته برادری دینی داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنیای حرام در چشمش بی ارزش مینمود ، و از شکم بارگی دور بود ، پس آن چه را نمییافت آرزو نمیکرد ، و آن چه را مییافت زیادهروی نداشت . »
اگر چه در این که آن دوستی که حضرت در این فراز به آن اشاره فرموده چه کسی است اختلاف است ، برخی گفتهاند ابوذر غفاری بوده و برخی دیگر عثمان ابن مظنون را نام بردهاند . ولی آن چه مهم است داشتن این ویژگیهاست که هر کس این حالات را داشته باشد دوست امیرالمؤمنین ( علیهالسلام ) میشود .در این حکمت ملاک دوست یابی برای حضرت علی ( علیهالسلام ) نیز مطرح است که یکی از آنها خارج بودن از شکم بارگی میباشد و در مقابل ، آن چه بر اندیشه و پویایی او فرمانروایی میکرده دین او بوده است .
استکبار و شکم بارگی
خطبه 192
در معرفی این خطبه گفتهاند این خطبه را حضرت ( علیهالسلام ) در حالی که سوار بر اسب بوده است فرمودهاند و به خطبهی « قاصعه » معروف است . قاصعه یعنی تحقیر کننده . حضرت در این خطبه آن چه را که در نظر مردم نادان ارزش داشته کوچک شمردهاند . و اما آن چه در این خطبهی شریفه مورد بحث است : «و لحوق البطول بالمتون من الصیام تذ للا» ؛ و روزه گرفتن و چسبیدن شکم به پشت عامل فروتنی است .
در فرازی از این خطبه ، حضرت به فلسفه برخی از فرامین الهی اشاره میفرمایند که یکی از آنها روزه گرفتن است . روزه عامل فروتنی در برابر پروردگار میباشد و لذا انسانهای شکم باره از این دستور خداوند فراریند و این همان استکبار است .
شکم بارگی آفت سیاست و عدالت
این موضوع در چند جای نهجالبلاغه به چشم میخورد :

الف ) خطبه 3
نام این خطبه « شقشقیه » میباشد . این خطبه برخی از رخدادهای مهم بعد از سقیفه ی بنی ساعده و صبر و تحمل شگرف حضرت را آشکار میسازد .اما آن چه از این خطبه مورد نظر است :«الیان قام ثلث القوم نافجا حضنیه فبین نثیله و معتلفه ، و قام معهبنو ابیه یخضو من مال الله خضمه الابل نبته الربیع ، الیان انتکث علیه فتله ، و اجهز علیه عمله و کبت به بطنته» ؛ تا آن که سومی به خلافت رسید ، دو پهلویش از پرخوری باد کرده ، همواره بین آشپزخانه و دستشویی سرگردان بود ، و خویشاوندان پدری او از بنیامیه به پا خاستند و همراه او بیتالمال را خوردند و بر باد دادند ، چون شتر گرسنهای که به جان گیاه بهاری بیفتد ، عثمان آن قدر اسراف کرد که ریسمان بافته او باز شد و اعمال او مردم را برانگیخت ، و شکم بارگی او نابودش ساخت .
بله کسی که تمام عمرش را بین آشپزخانه و دستشویی گذرانده باشد نمیتواند عدالت را در جامعه زنده کند و نمیتواند یک سیاست مدار مورد پذیرش اسلام باشد زیرا حاکم اسلامی در مسائل سیاسی باید از حوزه دین و کیان جغرافیایی مسلمانان دفاع کند ولی هنگامی که مبتلا به شکم بارگی و پر خوری شد قدرت تفکر و اندیشه از او گرفته میشود و رخ میدهد آن چه برای عثمان و فرمانروایانی همانند او رخ داد
ب ) خطبه 57
در سال 40 هجری قمری حضرت با این جملات نسبت به آینده جهان اسلام بعد از خود چنین هشدار دادهاند : آگاه باشید پس از من مردی با گلوی گشاده و شکمی بزرگ بر شما مسلط خواهد شد ، که هر چه بیابد میخورد ، و تلاش میکند آن چه ندارد به دست آورد ، او را بکشید ولی هرگز نمیتوانید او را بکشید . آگاه باشید به زودی معاویه شما را به بیزاری و بد گویی من وادار میکند ، بد گویی را به هنگام اجبار دشمن اجازه میدهم که مایهی بلندی درجات من و نجات شماست ، اما هرگز در دل از من بیزاری نجویید که من بر فطرت توحید تولد یافتهام و در ایمان و هجرت از همه پیش قدم تر بودهام .
ج ) نامه 45
« و لو شئت لا هتدیت الطریق ، الی مصفی هذا العسل ، و لباب هذا المقح ، و النسائج هذا القز ، ولکن هیهات ان ، یقلبنب هوای ، و یقونی جشعی الی تخیر الاطعمه ، « و لعل بالحجاز اول یمامه من لا طمع له فالقرص ، و لا عهد له بالشبع او ابیت مبطانا و حولی بطون غرثا و اکباد حری ، او اکون کما قال القائل: و حسبک داء عن تبیت ببطنه و حولک اکباد تحن الی القد» ؛ من اگر میخواستم میتوانستم از عسل پاک ، و از مغز گندم ، و بافتههای ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم ، اما هیهات که هوای نفس بر من چیره گردد ، و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم ، در حالی که در حجاز یا یمامه کسی باشد که به قرص نانی نرسد ، و یا هرگز شکمی سیر نخورد ، و یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده ، و جگرهای سوخته وجود داشته باشد ، یا چنین باشم که شاعر گفت :این درد تو را بس که با شکم سیر بخوابی و در اطراف تو شکمهایی گرسنه و به پشت چسبیده باشند .)باور داریم که اگر مسلمانان صدر اسلام بیعت شکنی نکرده بودند و حکومت با صفای اسلام را بعد از خاتمالانبیاء ( صلی الله علیه و آله ) ، به دست جانشین به حق او ، امیرالمؤمنین ، حضرت علی ابن ابیطالب ( علیه آلاف التحیه و الثناء) سپرده بودند روزگار خوشی را برای مسلمانان و بلکه بشریت شاهد بودیم ولی افسوس که تلاش دنیا طلبان از سویی و سکوت بی خردانه از سوی دیگر ارمغانی جز ظلم و ستم و فقر و نادانی نداشت . به امید ظهور هر چه سریعتر فرزند عزیزش حضرت بقیه الله ( ارواحنا فداه ) و آیندهای روشن برای جهان . انشاء الله
ب ) خطبه 193
این خطبه در ویژگیهای متقین ایراد گردیده است . قسمتی از این خطبه چنین میباشد :«تراه قریبا امله ، قلیلا لله ، خاشعا قلبه ، قانعه نفسه ، منزورا اکله ، سهلا امره ، حریزا دینه ، میته شهوته ، مکظوما غیظه . الخیر منه مامول و الشر منه مامون » ؛ پرهیزگار را میبینی که : آرزویش نزدیک ، لغزیش هایش اندک ، قلبش فروتن ، نفسش قانع ، خوراکش کم ، کارش آسان ، دینش حفظ شده ، شهوتش در حرام مرده ، و خشمش فرو خورده است . مردم به خیرش امیدوار و از آزارش در امانند.
نتیجه گیری :
بنابر آن چه بررسی شد به این نتیجه رسیدیم که حضرت علی ( علیهالسلام ) از شکم بارگی به عنوان یک صفت رذیله یاد میکند و این که اگر آدمی به این خوی مبتلا شود از حرکت پویا و تکاملی باز میماند ؛ علاوه بر اینکه به بیماری جسمی دچار میشود به بیماری روحی – روانی و اخلاقی نیز گرفتار میگردد . امیدواریم با توجه به آگاهی از آثار شوم این صفت آن در پناه پروردگار جهان از مبتلا شدن به آن محافظت شویم .
«اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب ، عبدک و اخی رسولک ، الذی انتجبته بعلمک ، و جعلته هادیا لمن شئت من خلقک ، و الدلیل علی من بعثته برسالاتک و دیان دین بعدلک ، و فصل قضائک بین خلقک ، و المهیمن علی ذلک کله ، و السلام علیه و رحمه الله و برکاته .»
پی نوشت ها :
1.سیمای نهجالبلاغه ، محمد مهدی علیقلی ، چاپ 1374
2. سوره اعراف آیهی 179
بخش نهجالبلاغه تبیان
منبع : شیعه اسلام
به رنگ سبز
سبز باشیم