پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه
سه شنبه 14 شهریور 1391 12:03 PM

ممکن است تفکر و اندیشیدن در زندگی آدمی به چند صورت تحقق پذیرد:
1- یک نوع تفکر ساده و ساده انگارانه که صاحب اندیشه، خود را با افکار مالیخولیائی، دور از واقع انگارد و از کاهی، کوهی سازد که مثلاً فردی عادی، خود را دانشمندی بزرگ تصور نماید که خیالی بیش نیست.
2- نوع دیگر تفکر و اندیشیدن، تفکر کاربردی است که صاحب اندیشه را تنها در حل مسائل و مشکلات روزمره کمک نماید.
3- نوع سوم تفکری است توجیه گرانه که آدمی خود را در برابر کارهای انفعالی و احیانا تجاوز کارانه خود، توجیه نماید و به تعبیر قرآن کریم، با عذر تراشی وجدان خود قاضی کرده و قانع سازد.
«إنّ الإنسانَ عَلی نَفْسِهِ بَصیِرَةٌ وَ لَوْ أَلْقی مَعاذِیرَهُ» (سوره قیامة/14)
4- نوع چهارم، تفکر خلاق و تولید کننده ای است که هدفش حل مشکلات بزرگ و پیچیده می باشد و چنین اندیشه هائی است که به ابتکار و تحول می انجامد!
البته طبیعی است که تحول ملت ها و تحول جوامع، تنها در پرتو چنین اندیشه های خلاق و آفریننده، تضمین شده است و رمز تکامل بشری و تحول اجتماعی همین بوده است و بس.
آن تفکری می تواند خلاق و سازنده باشد که مشکل ترین مسأله انسان را که برای او عارض می شود، حل کند و راه حل نشان دهد.
دقیقا این نوع تفکر است که مورد عنایت مربیان و روانشناسان قرار گرفته است و از این نظر مورد توجه و عنایت امام علی علیه السلام هم می باشد. روش هائی که از طرف دانشمندان علوم تربیتی در این زمینه ارائه شده است، حائز اهمیّت است.
امام علی علیه السلام نیز در بیان خود، به این نکته اشاره می کند:
«خُذ بما مَضی علیه الأوَّلُونَ مِن آبائکَ و الصالِحُونَ مِن أهلِ بیتکَ فانّهم لَم یَدعُوا أَن نَظرُوا إلی أنفُسهِم کما أَنتَ ناظرٌ و فکّروا کما أنتَ مُفکّر(1)» ؛
بر آنچه بر تو واجب داشته، بسنده کردن و رفتن به راهی که پدرانت پیمودند و پارسایان خاندانت بر آن راه بودند. چه آنان از نگریستن در کار خویشتن باز نایستادند چنانکه، تو می نگری و نه از اندیشیدن چنانکه تو می اندیشی.
در مرحله پرورش، تحلیل و تجزیه به عناصر تشکیل دهنده، پایان می یابد و هر چقدر مشکلات و مجهولات، دشوار باشد، نیاز به وقت بیشتر و تأمّل بیشتر و زیادتر است. لذا بهتر است متفکر در حل مشکلات و مجهولات درنگ و تأمل نماید و با آگاهی کامل و ادراک تمام، در حل آن بکوشد.
امام علی علیه السلام در این خصوص می فرماید:
«فَإنْ أَبَتْ نفسَک أن تقبَل ذلک دُونَ أَن تعلمَ کما علِمُوا فَلْیَکُنْ طلبُکَ بتفهم و تعلم لا بتورط الشبهاتِ و ترک کلّ شائبَةٍ أو لجتک فِی شبهة أو اسلَمَتک إلی ضلالَةٍ أیْقَنْتَ أَن قد صقا قلبکَ فَخَشَعَ و تَمَّ رأیک فاجتَمَعَ و کان همّتک فی ذلک همّا واحدا فانظُر فما فسَّرتُ لک»(2) ؛
اگر حاضر نیستی مطلبی را که گفتم بدون آموزش بپذیری و موضوعی همانند آنان بیاموزی باید از روی دقت و تعلیم بخواست خود برسی نه اینکه در مطالب مشتبه و دشمنی آموز فرو روی قبل از اینکه وارد آموزش شوی باید از خدای خود کمک بگیری و از او توفیق بخواهی. هر موضوعی که ممکن است تو را به اشتباه و یا گمراهی بیندازد، رها کنی. اگر یقین کردی که قلبت روشن و تسلیم خداست، و رأی تو کامل و فکرت متمرکز است و یک تصمیم داری در آنچه به تو می گویم دقت کن.
اینک برای زمینه سازی و برنامه ریزی تربیتی، به چند نکته اشاره می کنیم:
اگر جامعه اسلامی بخواهد راه تربیتی امام علی علیه السلام را در پیش گیرد، باید فضای اجتماعی تربیتی و فرهنگی را برای پرورش اندیشه خلاق در نسل نوخاسته فراهم نماید و به آنها بفهماند که اگر ملتی بخواهد، ملتی متکی به خود و مستقل باشد، باید در جامعه، اندیشه خلاّق و تولیدگر به وجود آید و آحاد ملّت، نظر مستقل و آگاهانه نسبت به موضوعات اجتماعی داشته باشد.
امام علی علیه السلام به مالک اشتر فرماندار خود در مصر نوشت:
«و أَکثِرْ مِن مدارِسَةِ العُلماء و مُثافتةِ الحُکماء فی تثبیتِ ما صلَحَ علیه أَمْرُ بلادِکَ و اِقامَةِ ما استقامَ به النّاس قبلکَ(3)؛ با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان فراوان سخن در میان نِه. در آنچه کار شهرهایت را استوار سازد و نظمی را که مردم پیش از تو بر آن بوده اند، برقرارساز .

مجالست و همنشینی با دانشمندان و برپائی همایش های علمی و طرح مسائل دقیق اجتماعی، فرهنگی، انگیزه مهمی برای تحریک اندیشه ها و تولید تفکر خلاّق است و مباحثه و مناقشه با حکیمان و اندیشه ورزان صاحب نظر، راه دیگری است که ممکن است از راه «نقد و بررسی» اندیشه ها، تقویت «عقلانیت» پدید آید.
استفاده از تجربه دیگران و بهره گیری از اندوخته و تجارب ملل دیگر، راه دیگری است در پرورش اندیشه خلاّق. چنانچه در پیشرفت تمدن ها و ایجاد تحولات اجتماعی چنین عاملی بسیار قابل ملاحظه می باشد.
امام علی علیه السلام به مالک می گوید:
«و الواجِبُ علیک أَنْ تتذَکَّر ما مَضی لِمَن تقدمک من حکومةٍ عادلةٍ أوْ سُنة فاضِلَةٍ أَو أَثر عن نبیّنا أو فریضةٍ فی کتابِ اللّه فتقتدی بما شاهَدْتَ مما علمنا به فیها و تجتهد لنفسک فی اتّباع ما عَهِدْتَ إلیک(4)
و بر تو واجب است به خاطر داشتن آنچه بر والیان، پیش از تو رفته است از حکومت عدلی که کرده اند و سنت نیکوئی که نهاده اند، یا اثری که از پیامبر ما بجاست، و یا واجبی که در کتاب خدا است، پس اقتدا کنی بدانچه دیدی ما بدان رفتار کردیم و بکوشی در پیروی آنچه در این عهدنامه بر عهده ی تو نهادم.
تأنّی و درنگ و عجله نکردن در صدور حکم یک اثر تربیتی دیگری دارد که از این فرمان به دست می آید.
مربّی و متفکر، لازم است که همواره با تأمل و درنگ، مسائل را دنبال کند و از داوری عجولانه بپرهیزد و از هرگونه عجله و تسریع بی مورد، اجتناب ورزد.
امام می فرماید:
«ایّاک بالعجلة بالأمور قَبْل اَوانِها اَوْ التسقط فیها عند امکانها او اللجاجة فیها إذا تنکرت عنها اذا استوضَحْت فَضعْ کلّ اَمْرٍ موضِعَهُ وَ اوقِع کُل اَمر موقَعَهُ(5)».
بپرهیز از شتاب در کارهائی که هنگام انجام آن نرسیده یا سستی در آن چون انجامش ممکن گردیده یا ستیزیدن در کارهائی که راه راست در آن ناپایدار است یا سستی ورزیدن آنگاه که آشکار است. پس هر چیز را جای آن بدار و هر کاری را به هنگام آن بگذار.
تربیت اندیشه خلاّق و تولیدگر، رمز پیشرفت عقل و راه رسیدن به «توسعه» است آنجا که ترجمه و تقلید است و تفکر و اندیشیدن تنها تلاش در فهمیدن محتوا و اندیشه دیگر خلاصه می شود، هرگز پیشرفتی حاصل نمی گردد.
شهید صدر(ره) چنان این مطلب را ترسیم کرده که؛ «ضرورت دارد عالمان ما، بر مبنای رفتار اجتماعی انسان ها و مسلمان ها، اجتهاد را پیاده نمایند و قطعا نتیجه دیگری به دست خواهند آورد.»
شاهد زنده دیگر این باب «تدریس تطبیقی» پیشنهادی است که استاد علامه سبحانی در خاطرات خود و در کنگره مراکش در جمع دانشمندان مسلمان مطرح ساخته که نظر اکثریت حاضران را جلب کرده است.
پی نوشت ها :
1- نهج البلاغه، نامه 31
2-. همان،
3-نهج البلاغه، نامه 53
4- نهج البلاغه، نامه 53
5-نهج البلاغه، نامه 31.
مهناز وکیلی
بخش نهج البلاغه تبیان
به رنگ سبز
سبز باشیم