0

تاپیک جامع نهج البلاغه

 
hibgfuhuighfyo
hibgfuhuighfyo
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1390 
تعداد پست ها : 5607
محل سکونت : سمنان

پاسخ به:تاپیک جامع نهج البلاغه
سه شنبه 14 شهریور 1391  10:19 AM

 

حکايتي جالب از حراج کردن عمر 

 

 


شمع و گل

 يکي از موانعي که همواره انسان ها را به مهلکات گرفتار ميکند آرزو ها هستند .آرزوهاي دور و درازي که فکر و ذهن آدمي را به خود مشغول ميکنند اما هيچ گونه سود و منفعتي به همراه ندارند.هنگامي که شيطان ميخواهد انسان را به گمراهي بکشد گاهي از طريق تزيين اين راه اقدام ميکند.


« فاتَّقُوا اللّهَ عِبَادَ اللّهِ، وَ بَادِرُوا آجَالَکُمْ بِأَعْمَالِکُمْ، وَابْتَاعُوا مَا يَبْقَى لَکُمْ بِمَا يَزُولُ عَنْکُم، وَ تَرَحَّلُوا فَقَدْ جُدَّ بِکُمْ، وَاسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ أَظَلَّکُمْ، وَ کُونُوا قَوْماً صِيحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا، وَ عَلِمُوا أنَّ الدُّنْيَا لَيْسَتْ لَهُمْ بِدَار فَاسْتَبْدَلُوا; فَإِنَّ اللّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَخْلُقْکُمْ عَبَثاً، وَ لَمْ يَتْرُکْکُمْ سُدًى.

وَ مَا بَيْنَ أَحَدِکُمْ وَ بَيْنَ الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ إِلاَّ الْمَوْتُ أَنْ يَنْزِلَ بِهِ. وَ إِنَّ غـَايَةً تَنْقُصُهَا اللَّحْظَةُ، وَ تَهْدِمُهَا السَّاعَةُ، لَجَدِيرَةٌ بِقِصَرِ الْمُدَّةِ. وَ إِنَّ غَائِباً يَحْدُوهُ الْجَدِيدانِ: اللَّيْلُ و النَّهَارُ، لَحَرِىٌّ بِسُرْعَةِ الاَْوْبَةِ. وَ إِنَّ قَادِماً يَقْدُمُ بِالْفَوْزِ أَوِ الشِّقْوَةِ لمُسْتَحِقٌّ لاَِفْضَلِ الْعُدَّةِ. فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا، مِنَ الدُّنيَا، مَا تَحْرُزُونَ [تجوزون] بِهِ أَنْفُسَکُمْ غَداً.

فَاتَّقَى عَبْدٌ رَبَّهُ، نَصَحَ نَفْسَهُ، وَ قَدَّمَ تَوْبَتَهُ، وَ غَلَبَ شَهْوَتَهُ، فَإِنَّ أَجَلَهُ مَسْتُورٌ عَنْهُ، وَ أَمَلَهُ خَادِعٌ لَهُ، وَ الشَّيْطَانُ مُوَکَّلٌ بِهِ، يُزَيِّنُ لَهُ الْمَعْصِيَةَ لِيَرْکَبَهَا، وَ يُمَنِّيهِ التَّوْبَةَ لِيُسَوِّفَهَا، إِذَا هَجَمَتْ مَنِيَّتُهُ عَلَيْهِ أَغْفَلَ مَا يَکُونُ عَنْهَا; فَيَالَهَا حَسْرةً عَلَى کُلِّ ذِي غَفْلَة أَنْ يَکُونَ عُمُرُهُ عَلَيْهِ حُجَّةً، وَ أَنْ تُؤَدِّيَهُ أَيَّامُهُ إِلَى الشِّقْوَةِ! نَسْأَلُ اللّهَ سُبْحَانَهُ أَنْ يَجْعَلَنَا و إِيَّاکُمْ مِمَّنْ لاَتُبْطِرُهُ نِعْمَةٌ وَ لاَتُقَصِّرُ [تقتصروا] بِهِ عَنْ طَاعَةِ رَبِّهِ غَايَةٌ، وَ لاَتَحُلُّ بِهِ بَعْدَ الْمَوْتِ نَدَامَةٌ وَ لاَ کَآبَةٌ.» (1)

ترجمه:

 از نافرمانى خدا بپرهيزيد اى بندگان خدا! و با اَعمال نيکِ خود، بر مرگتان پيشى گيريد و به وسيله چيزى که از دست شما مى رود، چيزى را که براى شما جاودان مى ماند خريدارى کنيد، از اين منزلگاهِ دنيا، کوچ کنيد که به شدّت براى کوچ دادن شما اقدام شده است و آماده مرگ باشيد که بر شما سايه افکنده است و از کسانى باشيد که آنهارا بانگ زدند و بيدار شدند و دانستند که دنيا سراى ابدى آنان نيست، لذا آن را با سراى آخرت مبادله کردند  اينها همه به خاطر آن است که خداى سبحان شما را بيهوده نيافريده و بى هدف رها نکرده است!

ميان شما و بهشت و دوزخ، فاصله اى جز فرا رسيدن مرگ نيست. و مسلّماً مقصدى که گذشتنِ لحظات، فاصله آن را مى کاهد، و عبور ساعت ها آن فاصله را نابود مى کند، سزاوار است که بسيار کوتاه باشد. و امر غايبى که (اشاره به سرآمدِ زندگى است) گذشتِ شب و روز، آن را به پيش مى راند، سزاوار است به سرعت فرا رسد. و مسافرى که به زودى با سعادت و خوشبختى يا با شقاوت و بدبختى فرا مى رسد بايد بهترين آمادگى را براى استقبال از او داشت; حال که چنين است در اين جهان، از اين جهان، براى خود زاد و توشه اى برگيريد که فرداى قيامت خود را با آن حفظ کنيد.

يکي از موانعي که همواره انسان ها را به مهلکات گرفتار ميکند آرزو ها هستند .آرزوهاي دور و درازي که فکر و ذهن آدمي را به خود مشغول ميکنند اما هيچ گونه سود و منفعتي به همراه ندارند.هنگامي که شيطان ميخواهد انسان را به گمراهي بکشد گاهي از طريق تزيين اين راه اقدام ميکند

بنده بايد از پروردگارش بترسد! خويشتن را اندرز دهد، توبه را مقدّم دارد، و بر شهوات خود چيره شود زيرا مرگ او، از نظرش پنهان است و آرزويش او را فريب مى دهد  شيطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه مى دهد، تا مرتکب شود و او را در آرزوى توبه نگه مى دارد، تا آن را به تأخير اندازد و هنگامى که مرگ بر او هجوم مى آورد در غافلترين حالت باشد! اى واى بر انسان غافلى که عمرش حجتى بر ضدّ اوست! (و در قيامت گواهى مى دهد که همه امکانات در اختيار او بود امّا از آن بهره نگرفت) و واى به حال انسانى که روزگارش (که بايد سرچشمه سعادت او شود) او را به شقاوت کشاند! از خداوند سبحان مى خواهيم که ما و شما را از کسانى قرار دهد که هيچ نعمتى آنان را مست و مغرور نمى سازد و هيچ هدفى آنها را از اطاعت فرمان پروردگار باز نمى دارد و بعد از فرا رسيدن مرگ، پشيمانى و اندوه به آنان روى نمى آورد.

 

آرزو:

 يکي از موانعي که همواره انسان ها را به مهلکات گرفتار ميکند آرزو ها هستند .آرزوهاي دور و درازي که فکر و ذهن آدمي را به خود مشغول ميکنند اما هيچ گونه سود و منفعتي به همراه ندارند.هنگامي که شيطان ميخواهد انسان را به گمراهي بکشد گاهي از طريق تزيين اين راه اقدام ميکند.

آرزو

اين تزيين شيطانى، از طرق مختلفى صورت مى گيرد: گاه از طريق آرزوهاى دور و دراز يا پندارهاى باطل! و گاه از طريق وسوسه لذّات زود گذر و شيرينى هاى ظاهرى که در بعضى از گناهان وجود دارد، و دقيقاً امتحان انسانها از همين جا شروع مى شود که چگونه پرده هاى پندار و پيرايه آرزوهاى زود گذر را بدرند و به لذّت هاى ظاهرى -که همانندِ عسلِ مسمومى، درکامِ روحِ انسان، شيرينى موقّتى ايجاد مى کند و آنگاه اَمعاى درون انسان را متلاشى مى سازد- اعتنا نکنند و در حقيقت خطر مهمّ گناهان و معاصى، همين تزيين هاى شيطانى و يا تزيين هاى نفس است.

امام در جاي ديگري(خطبه 26) در خلال خطبه مي فرمايد که: همانا وحشتناک ترين چيزي که بر شما ميترسم ، هواپرستي و آرزوهاي دراز است. و در خطبه 86 نيز ميفرمايد: آرزوهاي دور دراز عقل را غافل و ياد خدا را به فراموشي مي سپارد.

 

حکايتي جالب درگذشت زمان و کاهش مهلت:

 يکى از بزرگان فقها، مرحوم "محقّق نراقى" در کتاب طنزآميز و پندآموز خود به نام "طاقديس" -که تمام آن در لباس شعر است- آورده است: يک نفر طرّار به سراغ دکّان بقّالى رفت و از او قيمت گردو را سئوال کرد او در پاسخ گفت: هر هزار گردو به ده درهم است. سؤال کرد: قيمت صد عدد چه مقدار است؟ گفت: پيدا است يک درهم سراغ قيمت ده عدد را گرفت گفت: معلوم است يک دهم درهم  سرانجام قيمت يک گردو را سئوال کرد؟ گفت: قيمتى ندارد. مردِ طرّار گفت: اگر قيمتى ندارد يک عدد به من عطا کن! صاحب دکّان بى گفتگو يک عدد گردو به او داد. او برگشت و يکى ديگر تقاضا کرد باز صاحب دکّان يک گردو به او داد. بار سوم که تقاضاى خود را تکرار نمود، بقّال متوجّه شد گفت: تو کجايى هستى؟ گفت اهل فلان جا، گفت: اى طرّار حقّه باز! ديگرى را فريب ده (مى خواهى سرمايه مرا با اين حيله و نيرنگ از چنگ من به درآورى من هرگز فريب تو را نخواهم خورد)

و از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق کنيد پيش از آن که مرگ يکى از شما فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا (مرگ) مرا مدّت کوتاهى به تأخير نينداختى تا صدقه دهم و از صالحان باشم خداوند هرگز مرگ کسى را، هنگامى که اجلش فرا رسد به تأخير نمى اندازد

سپس مى افزايد: اگر از عمر ما چهل سال باقى مانده باشد، کسى بگويد اين چهل سال را با چه معامله مى کنى، مى گوييم تمام دنيا را به ما بدهى قيمت آن نخواهد بودگردهى صد ملک بى تشويش را مى فروشم کى حيات خويش را! ولى اين انسان نادان اين عمر عزيز را که از ماه و سال و روزها تشکيل يافته تدريجاً مفت و رايگان از دست مى دهد.

 

 

گريزي به آيات الهي:

- «وَ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَل قَرِيب فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحينَ ،وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللّهُ نَفْساً إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا... » ؛ و از آنچه به شما روزى داده ايم انفاق کنيد پيش از آن که مرگ يکى از شما فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا (مرگ) مرا مدّت کوتاهى به تأخير نينداختى تا صدقه دهم و از صالحان باشم خداوند هرگز مرگ کسى را، هنگامى که اجلش فرا رسد به تأخير نمى اندازد.(2)

-  «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجارَة تُنْجِيکُمْ مِنْ عَذَاب أَلِيم...» ؛ اى کسانى که ايمان آورده ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمايى کنم که شما را از عذاب دردناک رهايى مى بخشد؟3

- « لازيننّ لَهُمْ فِى الارض وَ لاغوينهم أَجْمَعينَ * إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ...»؛ من (لذّات مادّى را) در زمين، در نظر آنها زينت مى دهم همگى را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان مخلَصت را(4)

 

پي نوشت ها :

1)خطبه 64 نهج البلاغه

2) سوره منافقون، آيه 10و 11

3)سوره صف آيات 10 تا 12

4)سوره حجر آيات 34 و 35

بخش نهج البلاغه تبيان


منبع  : ابوتراب(سايت ويژه امام علي عليه السلام)

 

 

به رنگ سبز

سبز باشیم

 

 

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها