مغز ورزشکاران
دوشنبه 13 شهریور 1391 5:27 PM
ورزشکاران به وضوح دارای شرایط بدنی خاصی هستند که محصول ژنتیک مناسب و تمارین سخت آنها است. اما آیا این قضاوت درباره مغز آنها هم صحیح است؟
بیشتر ورزشها نیازمند حرکات جسمی تعادلی هستند و قطعاً بر مغز اثر می گذارند. در بخش تحریک شونده کورتکس که سیگنال های تمام بدن را رصد می کند و بخش محرکه همسایه آن که حرکات بدن را کنترل می کنند بخش هایی با استمرار حرکات ورزشی توسعه می یابند.
هماهنگی مطلوب واکنش و حس باصره نیز مربوط به بخش خاصی از مغز است. آزمایش های انجام شده با استفاده از منشورهایی که با تغییر مکان چپ به راست یا بالا به پایین تصاویر ارتباط دست و دیده (قوه واکنش با تحلیل یافته های بصری)را در وضعیت های مختلف قابل بررسی می سازند، سرعت های متفاوتی را برای افراد به ثبت رساند. در واقع افراد با واکنش سریعتر دارای فعالیت بیشتری در بخش دیواره جانبی کورتکس به نام PEGبودند.
مغز برخی افراد، استقامت ورزشی بیشتری را ممکن می سازد. به نظر می رسد که خستگی ناشی از فعالیت ورزشی نه در ماهیچه ها که در مغز و با سیگنالینگ مولکولیinterleukin-6 ایجاد می شود. شاید این سیگنال در برخی مغزها ضعیفتر است و نادیده گرفته می شود.
کارشناسان حافظه
برای هر کسی حادثه ای مانند فراموشی محل کلیدها پیش آمده است. حقیقتاً محدودیت های حافظه انسان شگفت انگیز است. AJ را در نظر بگیرید. او خاطرات هر روزش را تا نوجوانی به خاطر دارد؛ یا کیم پیک که دستمایه ساخت فیلم مرد بارانی شد و حداقل 7600کتاب و تعداد زیادی شماره تلفن و کد را به خاطر سپرد. بایادآوری توانایی AJ باید گفت که خاطرات شخصی موقتاً در هیپوکامپوس ذخیره می شوند و آن دسته ای که تقویت و یاد آوری نشده، بتدریج امحا و مابقی به حافظه بلند مدت منتقل می شود. مع ذلک، کارشناسان بسیاری معتقدند که تفاوت ها در حافظه هیچ ارتباطی به ساختار و فیزیولوژی عصبی ندارند، اما به مهارت ها و تکنیک های بهبود آن وابسته اند. کارشناسان حافظه اغلب از روشهای سنتی و تجربه شده مانند mnemonics، شعر یا تصویرسازی برای حک کردن داده های حافظه در بخش بلند مدت استفاده کرده اند. برخی دیگر از تکرار دایمی استفاده کرده اند و به هرحال حافظه خوب نیازمند تلاش وتوجه است.
حواس فوق العاده
در حالی که بیشتر ما سه نوع حسگر رنگی در چشمانمان داریم، برخی افراد دارای چهار حسگر هستند که یک بعد رنگی بیشتر را برای آنها فراهم می کند.تمام افراد با این قابلیت که اصطلاحاً تتراکرومات نام دارند، مونث می باشند؛ زیرا ژن های مربوطه بر کروموزوم هایX واقع هستند. یکی از این افراد بررسی شده که یک طراح داخلی بوده قابلیت تشخیص رنگ اضافه ای را داشت که در رنج قهوه ای کم رنگ قرار داشت و در واقع مزیت چندانی را ایجاد نمی کرد.
از سوی دیگر، برخی افراد حس چشایی قوی تری دارند، که ناشی از داشتن سلول های چشایی فراتر ازحد عادی است. برخی بالغین از دقت شنوایی بیشتری برخوردارند و گاه فرکانس های بالاتر از 20 کیلوهرتز را می شنوند که در دیگر افراد عادی در حدود 8 کیلوهرتز است. در واقع قدرت فراتر حواس مربوط به ساختار مغز نیست. در واقع کورتکس حسگر تمام داده های حسی را پردازش می کند. قابلیت ویژه از نوع اطلاعات دریافتی ناشی می شود.
البته به نظر می سد که مغز از یک نظر امکان ارتقای حواس را داشته باشد. این شرایطsynaesthesia گویند. در این شرایط اطلاعات از حواس گوناگون ترکیب و در نهایت آنالیز می گردند. این افراد گاه با شنیدن برخی اصوات، کلمات و اعداد رنگ های ویژه ای را ادراک می کنند؛ یا با لمس کردن اصوات خاصی را می شنوند و یا با چشیدن اشکالی را متصور می شوند. یک توجیه این وضعیت ارتباط بین بخش های مختلف تحلیل حواس در مغز است. نهایتاً در هر 23 نفر یک نفر این وضعیت را دارند.البته به علت توارث ژنتیکی این رویداد در یک خانواده می تواند موارد بیشتری داشته باشد. البته تجربیات روزانه ما در درک حواس ترکیبی مانند درک مزه های تند یا صداهای ملایم نشان دهنده وجود نسبی این قابلیت درهمه انسان ها است.