پاسخ به:سلامتی کودکان و نوجوانان (جامع)
شنبه 11 شهریور 1391 3:32 AM
اختلالات رواني رايج در ميان کودکان و نوجوانان
در دنياى امروز، والدين براى تربيت فرزندان خود با چالش هاى بى شمار و دشوارى روبرو هستند. امكانات عصر فناورى كه دسترسى همگان را به اطلاعات و قدرت ناشى از آن افزايش داده، مديريت سنتى والدينى را كه مبتنى بر كنترل اطلاعات و قدرت ناشى از آن است، با دشوارى روبرو ساخته است. گذر از دوران سنت به مدرنيته سبب شده كه كودكان و نوجوانان در معرض انواع آسيب هاى روانى باشند، به طورى كه آخرين تحقيقات نشان مى دهد كه 20 درصد از كودكان و نوجوانان ايرانى به نوعى از اختلالات روانى رنج مى برند. منطبق نشدن والدين با شرايط جديد، باعث ايجاد احساس درماندگى در آنها و در كودكان و نوجوانان شده است. افزايش شمار اختلالات روانى در ميان كودكان و نوجوانان، ما را بر آن داشت تا با دكتر «جواد علاقبند راد» رئيس انجمن روان پزشكى كودك و نوجوان ايران گفت و گو كنيم.
لطفاً در مورد اختلالات روانى توضيحاتى دهيد و اين كه در حال حاضر چند درصد از كودكان و نوجوانان ايرانى مبتلا به اين اختلالات هستند؟
هر نوع اختلال در عملكردهاى هيجانى، تحصيلى و اجتماعى فرد را، اختلالات روانى مى خوانند. آمارهاى پراكنده اى در اين باره وجود دارد، اما تحقيقات جسته گريخته اى كه در اين زمينه انجام شده است، نشان مى دهد كه حدود 20 درصد از كودكان و نوجوانان زير 18 سال ما به نوعى از اين اختلالات روانى رنج مى برند.
شايع ترين اختلالات روانى در ميان كودكان و نوجوانان كدام اند و بيشتر در چه سنى ديده مى شوند؟
در سنين پيش دبستانى به طور معمول اختلالات روانى مربوط به اختلالات فيزيولوژى است، مثلاً اختلال در خواب و غذا كه اين مسئله به اين دليل پيش مى آيد كه هنوز ريتم هاى فيزيولوژيك در كودك كامل نشده است. در اين سنين همچنين كودك دچار اضطراب نيز مى شود كه اين اضطراب ها ناشى از جدايى از والدين است. البته در دوران پيش دبستانى انواع و اقسام اختلالات ناقص رشد يا اوتيسم هم بسيار شايع است. در سنين دبستان شايع ترين اختلال در كودكان، اختلال بيش فعالى و سوء تغذيه است. نتيجه مطالعات اپيدميولوژيك ما نشان مى دهد كه 10 درصد كودكان بيش فعالى دارند، يعنى به طور متوسط در هر كلاس درس 4 تا 5 نفر از دانش آموزان به اختلال بيش فعالى مبتلا هستند. در دوران نوجوانى يا پس از دبستان، انواع و اقسام اختلالات ارتباطى، پرخاشگرى و افسردگى وجود دارد. به طور كلى مى توان گفت كه 20 درصد كودكان و نوجوانان ايرانى زير 18 سال مبتلا به يكى از انواع اختلالات روانى و نيازمند كمك هستند.
اختلالات روانى چه مسائل و مشكلاتى را ممكن است براى كودكان و والدينشان به وجود آورد؟
كودكان مبتلا به اختلالات رفتارى چالش هاى فراوانى را براى والدينشان به وجود مى آورند. اين كودكان رفتارهايى از خود نشان مى دهند كه تأثيرى منفى بر اطرافيانشان (والدين، دوستان و معلمان) مى گذارد و واكنش هاى ناخوشايند اين افراد در پاسخ به رفتار آنها نيز متقابلاً به خودشان باز مى گردد.
اختلال بيش فعالى چيست و چه علائم خاصى دارد؟
مشكل اصلى كودكان مبتلا به بيش فعالى اين است كه نمى توانند رفتارشان را كنترل كنند و به آنها نظم ببخشند. كودكان مزبور به دليل اين ناتوانى، نمى توانند رفتارى هماهنگ و مناسب با محيط اطراف نشان دهند.
علائم بارز بيش فعالى عبارت اند از:
كم توجهى، حواس پرتى، تکانشگري و نقص تمركز. تمايز رفتارى اين كودكان با همسالان در كارهايى كه نياز به تمركز و توجه بيشترى دارند، نظير تكاليف مدرسه، بروز مى كند. آنها همچنين به دليل حواس پرتى، در به ياد آوردن موضوعات مختلف مشكل دارند، زيرا ذهنشان بيش از حد مشغول اطلاعات حسى است.
اين كودكان بدون فكر كردن دست به انجام اعمالى مى زنند؛ تمركز بر روى يك موضوع واحد براى اين كودكان بسيار سخت است، به همين دليل بيشتر اعمالشان بدون تفكر انجام مى شود، پاسخگويى نامناسب و خارج از نوبت به سؤالات در كلاس درس، بروز رفتارهاى جسورانه، پرت كردن چيزها يا اذيت كردن بچه هاى ديگر از علائم تكانشى در اين كودكان است.
اين اختلال چگونه درمان مى شود؟
اختلال روانى بيش فعالى در بيشتر موارد قابل درمان و تا درصد بالايى قابل كنترل است. اين اختلال در مواردى خفيف، متوسط و شديد است. در مورد بيش فعالى خفيف بايد محيط را كه شامل مدرسه و خانه است ساماندهى كنيم تا محيط براى كودك مناسب باشد. به طور عمده اين كودكان نياز به محيطى دارند كه آنها را تشويق كنند كه روش هاى مناسبى هم براى تشويق كودكان وجود دارد؛ همچنان كه تشويق بيشتر است بايد نظارت هم بيشتر شود. در بيش فعالى متوسط و شديد حتماً درمان دارويى نياز است. البته در سال هاى اخير درمان هاى بسيار مناسبى براى اختلال به وجود آمده است كه بعضى از اين داروها در داخل كشور نيز وجود دارد.
اختلال روانى لجبازى به چه علت در كودكان به وجود مى آيد و والدين چگونه بايد رفتار كنند؟
محققان هنوز به نتيجه روشن و واضحى درباره دلايل اختلال لجبازى دست نيافته اند، اما برخى معتقدند كه دلايل اين اختلال، عصبى و زيستى است. اين كودكان بسيار تحريك پذيرند و در دوران طفوليت، نوپايى و قبل از مدرسه اخلاق تندى دارند. با بروز اين رفتارها از سوى كودكان، والدين آنها نيز شروع به بدرفتارى و خشونت مى كنند و اين امر نتيجه اى جز پيشرفت علائم اين اختلال در كودكان نخواهد داشت. والدين اين بچه ها بايد بيش از ساير والدين به تلاش و چاره جويى و مبارزه بپردازند در حالى كه بيشتر آنها اطلاعات و توانايى لازم را براى دست و پنجه نرم كردن با اين مشكلات رفتارى ندارند. آنها اغلب در برخوردهاى انضباطى شان، والدينى خشن، ناهماهنگ و ناتوان هستند.
كودكانى كه مبتلا به اختلال سلوك اند داراى چه علائم و نشانه هايى هستند؟
كودكان و نوجوانان مبتلا به اختلال سلوك مدام به حقوق ديگران و قوانين و هنجارهاي اجتماعى ***** مى كنند. اين رفتارها در خانه، مدرسه يا در جامعه از آنها سر مى زند. طيف مشكلات رفتارى اين كودكان از رفتارهاى آشكار ستيزه جويانه تا رفتارهاى ناآشكار ناستيزجويانه را در بر مى گيرد. رفتارهاى آشكارستيزه جويانه شامل ناسزاگويى به ديگران، سرقت مسلحانه، پرخاشگرى، خشونت جنسى خواهد بود و يا به طور كلى هر رفتارى كه بر ديگران تأثيرگذار است. رفتارهاى ناآشكارناستيزه جويانه نيز سرقت غيرمسلحانه، مدرسه گريزى، فرار كردن و استفاده از مواد مخدر است كه اين دسته از رفتارها برخلاف اصول و قوانين اجتماعى هستند.
تحقيقات نشان مى دهد كه 82 تا 95 درصد كودكان مبتلا به اختلال سلوك قبلاً اختلال لجبازى داشته اند و 60 درصد آنها نيز قبلاً علائم واضح بيش فعالى را از خود نشان داده اند. به طور تقريب 20 تا 30 درصد كودكان مبتلا به بيش فعالى در سال هاى اوليه دبستان حتماً اختلال سلوك داشته و حدود 40 تا 60 درصد نوجوانان مبتلا به بيش فعالى، اختلال سلوك نيز دارند. اين در حالى است كه به طور مسلم كودكان مبتلا به اختلال سلوك در معرض خطر مشكلات روحى، اجتماعى، تحصيلى و شغلى در بزرگسالى خواهند بود.
كودكان مبتلا به اختلالات رفتارى در چه خانواده هايى رشد مى كنند؟
محققان عقيده دارند كه بيشتر كودكان مبتلا به اختلالات رفتارى در خانواده هاى سركوبگر بزرگ شده اند. فرآيند اين خانواده ها بدين صورت است كه والدين و بچه ها براى كنترل يكديگر از رفتارهاى منفى استفاده مى كنند و در واقع والدين توانايى لازم براى هدايت فرزندانشان را ندارند. در چنين خانواده اى، والدين هيچ پروايى از فرمان دادن، فرياد زدن، سرزنش و تنبيه كردن بچه ها ندارند. بچه ها هم به همين ترتيب عمل مى كنند تا بتوانند والدينشان را كنترل كنند. به طور معمول هر دو طرف تسليم يكديگر مى شوند و اين باعث تقويت رفتار در هر دو طرف مى شود.
اختلال اوتيسم چيست و چند درصد از كودكان ما به اين نوع اختلال مبتلا هستند؟
اوتيسم عبارت است از اختلال در تكلم كودكان. كودكانى كه ديرزبان باز مى كنند و تكلمشان روان نيست و از نظر مهارت هاى اجتماعى و رشد اجتماعى مشكل دارند، دچار اختلال اوتيسم هستند. اين كودكان فوق العاده بى قرارند و با گروه همسالان خود نمى جوشند. اين اختلال در صورتى كه درمان نشود تأثيراتش را روى رشد روانى كودك و اعتماد به نفس وي بر جاى خواهد گذاشت.
آمارها درباره وجود اين اختلال، يك آمار جهانى و حدود يك درصد است، يعنى از هر 100 كودك يك كودك به اين اختلال مبتلاست.
درمان اختلالات روانى در چه سنى بايد انجام شود؟
مهمترين مسئله در اختلال روانى، تشخيص به موقع اختلال است و اگر توجه بيشترى در زمان كودكى به اين بيمارى ها نشان دهيم درمان اين اختلالات زودتر انجام خواهد شد.
در صورتى كه سيستم غربالگرى جامعى در سطح كشور داشته باشيم به راحتى مى توان اين اختلالات را برطرف كرد. اگرچه چندى است كه وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت يك سرى كارها را آغاز كرده اند اما به هيچ وجه كافى نيست زيرا هنوزاهميت موضوع براى مردم روشن نشده است. دوران خردسالى دورانى است كه هم فرصت است و هم تهديد. اگر به بيمارى هاى كودكان در اين دوران توجه شود و بيمارى ها تشخيص داده شوند، به نوعى از عوارض آن كه ممكن است در بزرگسالى به وجود آيد جلوگيرى شده و اين خود فرصت محسوب مى شود. از آن جهت تهديد است كه اگر در سنين كودكى از درمان بيمارى ها غفلت كنيم، فرصت را از دست داده ايم.
در كشورهاى پيشرفته سيستم بهداشت و روان خردسالان، سيستم مستقلى است، زيرا اولاً اهميت آن بيشتر است، ثانياً ساختارى كه لازم دارد با بهداشت و روان بزرگسالان متفاوت است.
فرزندپرورى چيست؟
يكى از مسائل مهمى كه انجمن روان پزشكى كودك و نوجوان انجام داده، مسئله فرزندپرورى است؛ يعنى والدين چگونه بايد فرزندانشان را تربيت كنند و اصول اوليه فرزند پرورى چيست؟ زيرا هر فرهنگى ظرافت ها و مسائل خاص خودش را دارد. از اين رو در بهداشت روان والدين بايد بسيارى از اصول را آموزش ببينند، مانند نحوه تربيت، نحوه تنبيه، نحوه كشف استعدادها و تقويت آنها.
- افسردگى بر اثر چه عواملى به وجود مى آيد و آيا زمينه ژنتيكى دارد يا خير؟
افسردگى پديده اى است كه در آن عوامل روانى، اجتماعى و بيولوژيكى با هم تداخل پيدا مى كنند، بخصوص اگر اين آسيب پذيرى به صورت خانوادگى يا وراثتى باشد. در خانواده هايى كه والدين اين استعداد ژنتيك را داشته باشند، فرزندان نيز در معرض اين بيمارى هستند. البته تئورى هاى مختلفى در مورد افسردگى وجود دارد. بخصوص در بچه ها و نوجوانان، فقدان تقويت كننده هاى محيطى يكى از عوامل مهم افسردگى است. اگر عواملى كه به نوجوانان پاداش مى دهند، كم باشند يا اگر احساس كنند كه فعاليت هايشان به جايى نمى رسد و نمى توانند براى آينده پيش بينى كنند «كز» مى كنند، در خود فرو مى روند و به تدريج دچار افسردگى مى شوند.
- افسردگى والدين چگونه ممكن است باعث افسردگى كودكان شود؟
هرچه تعداد والدين افسرده بيشتر باشد، احتمال افسردگى كودك هم بيشتر خواهد بود. از اين رو والدين بايد علائم و نشانه هاى افسردگى را بشناسند.
يكى از علائم مهم اين بيمارى، بى علاقگى شخص نسبت به محيط پيرامون و مسائل لذت بخش است، احساس كسالت و گوشه گيرى نيز از ديگر علائم افسردگى است. كودكان و نوجوانان افسرده به طور معمول پرخاشگر هستند، اشتهايى به غذا خوردن ندارند و مدام وزن كم مى كنند يا اين كه برعكس، پرخورى مى كنند و اضافه وزن دارند كه والدين به محض ديدن اين علائم در خود يا فرزندانشان بايد به روان پزشك مراجعه كنند.
به طور كلى تعامل پدر يا مادر افسرده با فرزندشان، تعامل سالمى نيست. مادر افسرده نمي تواند به رفتارها و كارهاى مثبت كودك پاسخ مناسب بدهد و نمى تواند او را تشويق كند. از اين رو درمان افسردگى والدين بسيار مهم است.
- آيا درمان خاصى براى افسردگى كودكان و نوجوانان وجود دارد؟
در حال حاضر درمان هاى مؤثرى براى اين بيمارى وجود دارد، داروهاى زيادى وجود دارد كه مصرف آنها از شدت افسردگى مى كاهد. استفاده از اين داروها سبب شده است كه آمار خودكشى در جامعه به شدت كاهش پيدا كند و اين در حالى است كه مهمترين علت خودكشى، افسردگى است.
رفتار والدين با نوجوانانى كه بحران دوره بلوغ را پشت سر مى گذارند، چگونه بايد باشد؟
در وهله اول والدين بايد مسائل نوجوانان را بشناسند. دوره نوجوانى خصوصيات خاص خودش را دارد. رفتار غيرقابل پيش بينى، توجه به بيرون از خانه و تجربه كردن مسائل جديد، همگى از خصوصيات اين دوره سنى است. والدين در اين دوران بايد از نزديك و به طور مستقيم از نوجوان حمايت كنند. والدين ايرانى بايد نقششان را دوباره تعريف كنند. نوجوان در اين دوره نمى خواهد تحت كنترل باشد. بايد معيارها را به او نشان داد و خطوط قرمز را براى او مشخص كرد و مواظب بود كه نوجوان از اين خطوط عبور نكند، البته اگر اين خطوط و محدوديت ها زياد، مبهم و نامشخص باشد، به طور طبيعى نوجوان نمى تواند آنها را بپذيرد. يكى از مهم ترين درگيرى هاى والدين با نوجوانان اين است كه در حال حاضر خطوط قرمز در جامعه ما خيلى زياد شده است.
** دارالولایه **