پاسخ به:مطالب مهدويت در اين تايپگ
جمعه 10 شهریور 1391 10:08 PM
راه معرفت امام زمان(علیه السلام) غیبت امام زمان همواره مسئلهای مهم، معتبر و اصیل بوده است، به گونهای که همه معصومان(علیهمالسلام) از نبی مکرم اسلامصلی الله علیه و آله و سلم تا امام عسکری(علیهالسلام) بارها به وجود مبارک ایشان و ویژگیهایشان اشاره فرمودهاند. روایات مجامع روایی شیعه و غیر شیعه در اینباره نه از حد استفاضه بلکه از تواتر متعارف نیز فزونتر است.
محمد بن عثمان عَمْری(1) میگوید: از پدرم شنیدم که در خدمت امام حسن عسکری(علیهالسلام) بودم که پدرم پرسید: این سخن حق است که پیامبرص فرمودهاند: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتةً جاهلیة؟ فرمود: آری، این سخن درست است و هیچ تردیدی در آن نیست، همانطور که شکی در روز بودن این روز روشن نیست: إن هذا حق کما أن النهار حق؛ سپس پدرم عرض کرد: پس از اینکه شما رحلت کردید، امام بعد از شما کیست؟ امام عسکری(علیهالسلام) به نام مبارک حضرت ولیعصر(عج) اشاره کرد و آنگاه فرمود: او غیبتی طولانی دارد که در آن عدهای سرگردان، گروهی هلاک و دستهای دچار تردید میشوند: اما انّ له غیبة یحار فیها الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و ….(2)
بر این اساس، غیبت ولیعصر(عج) برای بسیاری دشوار میآید و شکوک و شبهات اذهان بسیاری را مسموم میکند و عدهای میگویند که چگونه میشود انسانی بیش از هزار سال زنده بماند و گروهی سخن میرانند که از کجا معلوم است که بیاید و کسان دیگر شبهات دیگری، سادهتر یا پیچیدهتر را در اذهان میپرورند و آن را میپراکنند.
از سویی دیگر، زمان ظهور وجود مبارک بقیة الله الاعظم(عج) معلوم نیست گرچه ما باید همواره منتظر ظهور خجسته حضرتشان باشیم و امکان دارد خدای نخواسته غیبت ایشان طولانی شود و تردیدها، شکوک و شبههها نیز افزایش یابد! چه کنیم تا به این تردیدها در ابعاد فردی یا اجتماعی مبتلا نشویم؟ درباره مسائل و مباحث دینی، به ویژه چالشهای فرا روی حکومت اسلامی نظیر مبحث ولایت فقیه، به دام قرائتهای مختلف گرفتار نیاییم؟ در باتلاق شبهات فرو نرویم و با شناختِ اصیل امام و امامت مشکلات موجود در این زمان را باز شناخته و بگشاییم؟
در روایت کلینی و صدوقِ است که ولی امر با این خصوصیات شناخته میشود: اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولی الامر بالأمر بالمعروف و العدل و الاحسان؛ امّا این نقل کافی نیست، زیرا هرگز با صرف امر به معروف و عدل و احسان نمیتوان ولی امر را شناخت، چون آمران به معروف و… بسیارند، به همین سبب در نقل دیگری فرمود: … بالمعروف و العدل و الاحسان نه «بالأمر بالمعروف»، زیرا امام با معروف، عدل و احسان شناخته میشود نه با امر به آنها
شناخت ولی خدا و امام عصر(عج) تنها راه نجات و رستگاری است که با درخواست از ذات اقدس خداوند و مجاهده علمی و عملی شدنی است.
وعده نجات از جهالت و رهایی از ظلمت گمراهی، دل انسانهای بصیر را از دیرباز به خود مشغول داشته است، به همین سبب بعضی شاگردان خاص اهل بیت(علیهمالسلام) برای یافتن طریق هدایت سۆالاتی درباره معرفت آخرین حجّت الهی در محضر ایشان مطرح کردهاند، چنانکه جناب زراره میگوید: از امام صادق شنیدم که فرمود: قائم ما پیش از قیام خود، غیبتی طولانی خواهد داشت. عرض کردم: چرا؟ فرمود: اگر ظاهر باشد او را میکشند؛ سپس فرمود: ای زراره! اوست که انتظارش را میکشند و مردم در ولادتش شک میکنند؛ برخی میگویند پدرش از دنیا رفته و فرزندی از خود به جای نگذارده است؛ بعضی گویند در شکم مادرش است؛ گروهی گویند غائب است؛ دستهای گویند به دنیا نیامده و عدهای دیگر گویند دو سال قبل از وفات پدرش به دنیا آمد! همان، موعود منتظر است؛ ولی خدای والا میخواهد تا شیعیان را بیازماید و در این آزمایش دشوار، باطلگرایان دچار تردید میشوند.
زراره (که گویا از چنین فضای پر شبههای هراسناک گردید، و به فکر چاره افتاده) گوید: به امام صادق(علیهالسلام) عرض کردم: فدایتان شوم! اگر من در آن زمان بودم چه کنم؟ آن حضرت فرمود: اگر آن زمان را ادراک کردی، پیوسته دل به این دعا مشغول دار: اللّهمّ! عرّفنی نفسک، فإنّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف نبیّک. اللّهمّ! عرّفنی رسولک، فإنّک إن لم تعرّفنی رسولک لم أعرف حجّتک. اللّهمّ! عرّفنی حجّتک، فإنّک إن لم تعرّفنی حجّتک ضللتُ عن دینی.(3)
دعا تنها مجموعهای از الفاظ برای خواندن و درخواست کردن نیست، بلکه معارف عمیق و درسهای ارزشمندی در دعای معصومان(علیهمالسلام) نهفته است که فهم آنها و تأمل در آموزههایشان آثار ارزشمند علمی و عملی به بار میآورد، چنان که زراره در پی آن است با این درس گرانقدر مشکل خویش را بگشاید.
برای شناخت مقام والای امامت و شخصیت منحصر به فرد امام عصر(عج) راههای فراوانی هست؛ بررسی دعاها و زیارتهایی که از خود امام عصر(عج) رسیده و یا فرموده امامان دیگر(علیهمالسلام) درباره آن حضرت است از بهترین این راههاست.
غیبت ولیعصر(عج) برای بسیاری دشوار میآید و شکوک و شبهات اذهان بسیاری را مسموم میکند و عدهای میگویند که چگونه میشود انسانی بیش از هزار سال زنده بماند و گروهی سخن میرانند که از کجا معلوم است که بیاید و کسان دیگر شبهات دیگری، سادهتر یا پیچیدهتر را در اذهان میپرورند و آن را میپراکنند
همانگونه که تأمل در عبارات نهج البلاغه، سخنان سید الشهدا (علیهالسلام) از آغاز تا پایان حادثه کربلا، معارف بلند صحیفه سجادیه گویای برنامههای امام علی، امام حسین و امام سجاد(علیهمالسلام)اند و از ایجاد حوزههای علمی و برگزاری مناظرات علمی برنامه صادقین(علیهماالسلام) استنباط میگردد، از ادعیه مأثور یا مرتبط با امام عصر(عج) برنامههای ایشان فهمیده میشود؛ زیرا وقتی امامی دعا میکند، علاوه بر مقتضیات دعا، ویژگیهای امامت و وظیفه امام در برابر امّت و چگونگی پیوند امام با امّت و تأثیر ملکی و ملکوتی امام را تشریح میکند.
بر این پایه، کسی که میخواهد وجود مبارک ولی عصر(عج) را بشناسد، بهتر است زیارتها و دعاهای مرتبط با آن حضرت را به دقّت بررسی کند، تا به حریم معرفت آن امام همام بار یابد.
از سوی دیگر، شناخت امام زمان(عج) مراتبی دارد که تأثیرگذاری آنها در زدودن غبار جاهلیت و پاک کردن گرد تحجّر و ارتجاع یکسان نیست، زیرا آثار هر مرتبه از معرفت در تبیین انتظار حقیقی و صحیح، با مرتبه دیگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت شناسنامهای امام عصر(عج) و دانستن تاریخ ولادت و زمان غیبت صغرا و کبرا و امثال آن، هرگز همانند معرفت معنای حقیقی امامت و شناخت حقیقت ولایت و انطباق انحصاری آن شخصیت حقوقی در فلان شخص حقیقی نخواهد بود؛ همانطور که براهین حدوث، نظم، امکان ماهوی، امکان فقری و نظایر آنها برای شناخت خدا راهگشاست؛ امّا آن که خدا را با الوهیت میشناسد، بهترین راه معرفت خداوند را پیموده و خداشناس خوبی شده است؛ و نظیر اینکه هرچند شناخت رسول از راه معجزه [کافی است؛ ولی] مرتبه بالای معرفت را تأمین نمیکند؛ امّا آن که رسول را با علم به رسالت میشناسد، از معرفت آن حضرت بهسبب معجزه بینیاز میشود، چرا که وقتی معنی الوهیت و رسالت فهمیده شد، خداوند و رسول شناخته میشوند.
در روایت کلینی و صدوقِ است که ولی امر با این خصوصیات شناخته میشود: اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولی الامر بالأمر بالمعروف و العدل و الاحسان(4)؛ امّا این نقل کافی نیست، زیرا هرگز با صرف امر به معروف و عدل و احسان نمیتوان ولی امر را شناخت، چون آمران به معروف و… بسیارند، به همین سبب در نقل دیگری فرمود: … بالمعروف و العدل و الاحسان(5) نه «بالأمر بالمعروف»، زیرا امام با معروف، عدل و احسان شناخته میشود نه با امر به آنها. آن که ولی خداست و ولایت امر را بر عهده دارد به دستور دادن به معروف، عدل و احسان بسنده نمیکند بلکه سنّت او معروف و سیرتش عدل و سریره او احسان است.
اگر کسی معروفشناس باشد، حقیقت آن را در ولی امر در مییابد. همانطور که شناسنده عدل و احسان، عدل و احسان را در سنّت و سریره و سیره امام مشاهده میکند و در مییابد که او صاحب مقام ولایت است.
بر این پایه، کسی که میخواهد وجود مبارک ولی عصر(عج) را بشناسد، بهتر است زیارتها و دعاهای مرتبط با آن حضرت را به دقّت بررسی کند، تا به حریم معرفت آن امام همام بار یابد
والاترین راه شناخت امام عصر(عج)
انسان برای باریافتن به شناخت خداوند، گاه از نشانههای آفاقی و گاه از آیات انفسی بهره میبرد و در مرتبهای دیگر بر اساس اعرفوا الله بالله(6)، بک عرفتک و أنت دللتنی علیک(7)، یا من دلّ علی ذاته بذاته(8)خداوند را از راه وجود مبارکش میشناسد و شاهدانه در مییابد که (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلی کُلِّ شیءٍ شَهید).(9) چنین کسی به آنان که در پی آیات آفاقی و انفسیاند به زبان حال میگوید که چرا ذات حق را غائب میپندارید و با جستوجو در آفاق و انفس، راهی به سوی او میجویید، در حالی که پیش از آن دو، خدا مشهود شماست. ابتدا فرمود: (سَنُریهِم ءایتِنا فِیالاءفاقِ وفی اَنفُسِهِم حَتّی یَتَبَیَّنَ لَهُم اَنَّهُ الحَقّ)(10)؛ آنگاه کفایت خداوند برای شناختش و بینیازی از آیات آفاقی و انفسی را در اینباره یادآور شد: (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّک)(11)و سپس دلیل کفایت وجود مبارک حق را برای شناخت او چنین بیان کرد: (اَنَّهُ عَلی کُلِّ شیءٍ شَهید).(12)
هرچه را انسان بخواهد مشاهده کند، نخست خدا را میبیند. قبل از آنکه دلیل، فهم دلیل، بلکه خود را که مستدل است ادراک کند، خدا را میفهمد. «شهید» در آیه یاد شده بر وزن فعیل و به معنای مفعول است نه فاعل(13)، زیرا اگر فاعل و به معنای شاهد باشد یعنی خداوند شاهد همه جا و همه چیز است(14)، پس به نشانههای آفاقی و انفسی نیازی ندارد؛ این استدلال نسبت به مدعای آیه، برهان تمامی نیست، چون ادعای آیه آن است که شناسنده ذات اقدس حق از نشانههای آفاقی و انفسی بینیاز است، بنابراین واژه شهید در آیه باید به معنی مشهود باشد تا برهان بدینگونه تمام شود: شما برای شناخت ذات حق به آیات آفاق و انفس نیاز ندارید، زیرا حق در بالاترین مرتبه ظهور و شهود است و اقتضای شدت در این وصف، آن است که قبل از شهود هر چیزی، او مشهود گردد.
خدا که فی الأشیاء علی غیرممازجة(15) است و حضوری نامتناهی دارد، از آن جهت که (یَحولُ بَینَ المَرءِ وقَلبِه)(16) است، نیاز ندارد او را از بیگانه جویا شویم: (اَو لَم یَکفِ بِرَبِّکَ اَنَّهُ عَلی کُلِّ شیءٍ شَهید).(17)
چنین شناختی سودمندترین شناختها و برای همگان شدنی است. این راه، همان راه قلب است که پیمودنش به دانستن اصطلاحات فلسفی، کلامی یا درسهای حوزوی و دانشگاهی نیاز ندارد و هدایتی همگانی و همیشگی است.
نبی مکرم اسلامصلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین(علیهمالسلام)، مظاهر تامّ اسما و صفات ذات اقدس خداوند و بالاترین نشانههای اویند و همانگونه که خدای تعالی اصالتاً دارای بالاترین مرتبه ظهور و مشهودیت است، مظاهر تمامنمای ذات اقدسش نیز تبعاً از رتبهای پایینتر از مشهودیت حق و برتر از غیر او برخوردارند.
طبق آنچه گذشت، بهترین راه شناخت رسول خدا و امامان هدایت، همان راه قلب و فهم شاهدانه الوهیت، نبوّت و امامت است.
پی نوشتها :
1 ـ از وکلای امام حسن عسکری(علیهالسلام).
2 ـ کمال الدین، ج2، ص81؛ کفایة الاثر، ص296؛ کشف الغمه، ج2، ص 528/
3ـ الکافی، ج1، ص337؛ کمال الدین، ج 2، ص 12/
4 ـ الکافی، ج 1، ص 85؛ التوحید، صدوق، ص 286/
5 ـ الکافی، ج 1، ص 85؛ التوحید، صدوق، ص 286/
6 ـ همان.
7 ـ اقبال الاعمال، ص 335؛ البلد الامین، ص205، «دعای ابیحمزه ثمالی در سحر».
8 ـ بحار الانوار، ج 84، ص 339، «نافله فجر».
9 ـ سوره فصّلت، آیه 53/
10 ـ همان.
11 ـ سوره فصّلت، آیه 53/
12 ـ همان.
13 ـ ر.ک: تفسیر البحر المحیط، ج7، ص482؛ مجمع البیان، ج 10 ـ 9، ص30/
14 ـ التفسیر المنیر، ج25، ص15/
15 ـ التوحید، صدوق، ص 306/
16 ـ سوره انفال، آیه 24/
17 ـ سوره فصّلت، آیه 53/
منبع: خبرگزاری حوزه
نوشتاری از آیتالله العظمی جوادی آملی
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی