شورش امیرالامرای آذربایجان علیه حمزه میرزا
چهارشنبه 8 شهریور 1391 7:36 PM
امیر خان و سرداران ترکمان، همین که از این توطئه آگاه شدند، به همراه ده هزار تن از افراد طایفه ترکمان سر به شورش برداشتند و عزل و اخراج سرداران توطئه گر را خواستار شدند. حمزه میرزا که از این جسارت خشمگین شده بود، امیر خان را رسما" از بیگلربیگى آذربایجان خلع و دستور داد حکم عزلش را در کوچه و بازار تبریز براى مردم بخوانند. امیر خان هم چون خبر عزل خود را شنید در قلعهاى که گرد خانه خود ساخته بود، رفت و از بالاى برج و باروى آن به تیر اندازى پرداخت.
حمزه میرزا نیز فرمان داد که شاهى سیون کنند؛ یعنى در شهر جار زنند که از طایفه ترکمن هر که فرمانبردار و دوستدار دودمان صفوى است، بر در دولتخانه حاضر شود و هر که طرفدار امیر خانه به قلعه او رود. طایفه ترکمان چون صلاى شاهى سیون شنیدند، امیر خان را رها کرده، دسته دسته به دولتخانه آمدند. حتى خان ترکمان، پسران و برادران خود را به خدمت شاه فرستاد تا در زمره شاهى سیونان درآیند، ولى خود جرأت بیرون آمدن از قلعه را نداشت.
سرانجام با وساطت جمعى از امیران، امیر خان را از قلعه بیرون آوردند و به رسم گناهکاران شمشیر بر گردنش افکندند و به حضور شاهزاده بردند. شاهزاده دستور داد که او را به قلعه قهقهه بردند و تمام اموالش را هم مصادره کرد. سپس على قلى بیگ فتح اوغلى استاجلو که یکى از مسببان اصلى این تراژدى ناباورانه بود، به امیرالامرایى آذربایجان و حکومت تبریز منصوب کرد. عزل و حبس امیرخان، آتش اختلاف طوایف بزرگ قزلباش را تیزتر کرد، و چون بسیارى از سران طوایف ترکمان و تکلو، با امیر خان بستگى داشتند، بر جان خود بیمناک شده و نهانى بر ضد شاهزاده همداستان شدند. حمزه میرزا چون از این توطئه آگاه شد، دستور داد امیر خان را در قلعه به قتل رسانند؛ اما کشتن امیر خان، سرداران مخالف را گستاخ تر و کینه توز تر کرد؛ چنانکه آشکارا شورش کردند و با حمزه میرزا، از در جنگ درآمدند.
خودسریها و کینه توزیهاى حمزه میرزا و دامن زدن به اختلاف طوایف قزلباش، هنگامى روى داد، که سرنوشت ایران بیچاره و آذربایجان نگونبخت، بازیچه دست پادشاهى بىمصرف و بىلیاقت و دولتمردانى طمع کار و بى سیاست افتاده بود، نتیجه آنکه سراسر قفقاز و قسمت بزرگى از آذربایجان و حتى تبریز به سهولت به دست دشمنان ایران افتاد.